تبليغاتX
نا امیدی بریدن انسان از خداوند،موفقیت و پیشرفت است. /باز بايد سرنوشت از سر نوشت

 اسلام، سكس و شهوت جنسي مردان،عنوان مقاله ايست كه آقاي حسين خداداد بر روی سایت گویا گذاشته بود وخوانندگان بسیاری  داشت ونیزنظرات مختلفی  در پی داشت . http://hosseeinkhodadad.blogfa.com/ آقای خداداد چند سالی است که مینویسد و پیش از دو سال است که وبلاگ نویسی میکند وی تاکنون مطالب  بسیاری به همراه نظرات صریح و بی پروا نوشته است وبا مراجعی چون آیت الله  منتظری  و روحانیون روشن فکر وجوان چون محمدعلی ابطحی و احمد قابل مکاتبه داشته است ودیگر شناختی از وی  و اینکه اسم او مستعار است یا خیر؟ کجا زندگی میکند و چکاره است ندارم اما بیشتر مطالب وی را خوانده ام ومطلب پیش رو را در مورد مقاله وی نوشته ام که بعلت تنگی وقت آنطور که باید، شاید خوب بررسی نشده باشد که در همینجا از بازدید کنندگان پوزش میطلبم ونیز از آقای خداداد. امید است از نقطه نظرات مرا بهره مند سازید .------------------------------------

 عبور از تابوی سکس و شهوت 

اگر چه براي پرداختن به  موضوع حساسی چون سکس بايد از تابو و فيلتري بنام سكس و شهوت درمذاهب اسلامي كه خيلي هم خطرناك است عبور كرد،(موضوعی كه در ممالك اسلامي كمترين اطلاعات علمي وجنبه هاي مثبت پيرامون آن ارايه شده است) ولی پرداختن به آن ازاهميت بالايي برخوردار است. چرا که در دنیای اسلام عامی کلمه سکس بمعنی شهوترانی و نوعی صفت حیوانی اطلاق میگردد . در حالی که درمعادل مفهوم واقعی آن از لفظ زناشویی بجای سکس استفاده میگردد.سکس ترین الفاظ و مفاهیم دررسائل و توضیح المسائل مراجع و نیز در روایات بسیارکه عمدتا جنبه آموزشی و تربیتی دارند بکار برده شده است.اما همواره نسبت به لفظ سکس درمیان مسلمین حساسیت منفی وجود دارد و هنوزدر دنياي مذاهب همطرازبا مذاهب و كليساههاي قبل از رنسانس كه باكوچكترين حركت فكري ،انسان را به مهدورالدم وتكفير محكوم می نمودند کمتر کسی یافت میشود تا این تابوها را بشکند و ازحساسیتهای منفی عبور نماید. امّا امثال آقای خداداد قصد چنین شروعی را دارند اگرچه به نظر ميرسد آنچه نوشته از تحقيق و تعميق كمتري برخورداراست . اگرايشان درنوشتار به اين مهمي ، كم حوصلگي را كنار ميگذاشت و وقت بيشتري صرف آن ميكرد قطعا به مطلبي عميق و ژرفاتري مبدل مي گشت.به هرحال شهامت ايشان تحسين برانگيز است.

اينطورکه از مقاله یاد شده برداشت ميشود، گويا تعدد زوجات و صيغه امري است كه براي حلّ بحران جنسيت، آنرا اسلام به بشريت پيشنهاد داده است و علت اين پيشنهاد هم توانايي و بر تري قوه شهواني و جنسي مردان تلقی شده است. والبته ازسویی اشاراتي به بيرحميها وبي عدالتيها در مورد زنان دارد نويسنده اين سطورقصد پرداختن به این گونه موضوعات با زبان دين واسلام ندارد چرا كه معتقد است هر چيزي مي بايست در جايگاه حقيقي خود قرار داشته واز خلط موضوعات پرهیزشود. وهمچنین معتقد است دين درچارچوب اخلاقيات و معنويات به موضوعات مينگرد ومعمولا وارد مباحث مصداقي نميشود ، آنجا هم كه وارد شده است در استقلال موضوع دخالت نكرده است بلكه يا موضوع مستقلي مثل لزوم وجود حكومت و نظم دراجتماع را تاييد كرده است ويا موضوع مستقلي را تقبيح وگناه اعلام داشته است، مثل وجود ظلم و تجاوز به حقوق ديگران. بعبارتی بحث را نه از نگاه روایی ، که ازنگاه عقل، به سکس یا همان زناشویی و به تاریخ آن دردین مینگرد.

امّا قبل ازهرچیز باید اذعان داشت که سکس خدادادی است و در ذات وجود بشر نهفته است. برا ين اساس سكس و شهوت مواردي هستند كه دين سعي بر مهار وهدايت سير و حركت آن داشته است نه تاييد يا رد آن، و ورود اسلام به مباحث اينچنيني در واقع مقطعي واز باب ضرورت وبه جهت جهالت عرب و با توجه به شرايط خاص و بيعدالتيهايي كه در حق زنان رخ ميداد بوده است ، آنهم در زماني كه اشراف وسران قبايل وديگر طبقات عرب خود را حاكم و برتر از ديگران ميدانستند و به هر نوع نگاه و فكر و تجاوز به زنان خود را مجازمی پنداشتند و اصولا زنان را بردگان ، كنيزان ، وكالايي براي تامين آسايش و شهوتراني مرد بيش نميدانستند! در عصريكه اعراب دختران شان را زنده بگور ميكردند .

بعبارتي فساد و انحرافات جنسي براي مردان و سركوب جنسي و شهواني زنان در زمان جاهليت عرب آشكارا و هويدا بوده است آنوقت دين براي تعيين حد و مرز نسبي انحرافات آن زمان و جلوگيري از گسترش آن،طرح قانونمند كردن و محدود كردن رسومات غلط را پيشنهاد داد، در آن زماني كه اسلام ، پيامبر وهيچ كس ديگري نميتوانست بخشهایی ازعمق جهالت و تجاوزات اعراب را مطلقا ريشه كن كند و مردان عرب به هيچ وجه مطلقا زيربارناديده گرفتن همه موقعيتهاي جاهلانه و تجاوز كارانه خود نميرفتند. وازسویی زنان هم بعلت تحميلات ناعادلانه فراوان در طي قرنها قادر به دفاع از خود نبودند، پيشنهاد تعدد زوجات دايم (محدود) و موقت بصورت قانون شرعي( نكاح وصيغه ) بهترين پيشنهاد و راه كار عملي ممكن در آن زمان بوده است واكنون در بسياري از كشورهاي دنيا به شکل نوین تری و با هویت و نام دیگری قانونمند ومحدود شده تا ازگسترش آن به حریم وفروپاشي خانواده ها جلوگيري به عمل آيد. يعني تعدد زوجات ممنوع شده امّا براي تامين غريزه جنسي هم براي مردان وهم براي زنان بصورت قانوني و محدود آزاد اعلام شده است. امّا متاسفانه بعلت عمق جهالت طبقات مختلف ممالك اسلامي كه عمدتا عرب بودند وتسلط قدرت طلبان قهار برممالك اسلامي، علماي دين نتوانستند بيشتر از اين به موضوعات اين چنيني بپردازند و آن قوانین بيش ازچهارده قرن پيش كه براي زمان جهالت اعراب وضع شده بود بصورت خشك تاكنون به ما رسانده اند وهنوزآنرا به روزدر نياورده ومطابق با فرهنگ و فهم امروزي پرورش نداده اند، لذا راه کارهای زمان جاهلیت مختص زمان و شرابط خاص بوده وهم اینک نه تنها کاربردی ندارند بلکه گاهی خود ابزاری شده برای تضییع حقوق انسانی زنان،که باید علمای مبرز دینی تابوهای قرون وسطایی را بشکنند وپویایی و قدرتِ تحول و نو گرایی دینی را آغاز کنند ، اگر چه از مراجع بزرگي چون آيت الله صانعی باید تقدير بعمل آورد كه شجاعانه سنت شكني ميكند ونگرشی مترقی تر را دنبال میکند و بارها در جاهاي مختلف ودردروس خارج حوزوي براي دانش پژوهان و شاگردان روحاني خود بیان داشته است كه :{برخي احكام مثل شهادت زنان ، ديات و تعدد زوجات دراحکام دینی در مورد زنان مربوط به «گذشته و» زماني است كه بلحاظ موانع تحميلي، زنان دچار نقصان (فكري) بوده اند ولی الآن كه ورودي زنان به دانشگاهها بيشتراز مردان است وشرايط برابر با مردان دارند روا نیست آنانرا کمتر از مردان و با حق و حقوقی کمتر بحساب آورد« نقل بمضمون ».}

امروزه در هيچ كجاي دنيا ادعای نقصان عقل در زنان پذیرفته نیست چرا که زنان بعنوان انسانهايي كه در حال حاضر از لحاظ عقلي و ضريب هوشي وگسترش علمي و اقتصادي هيچ از مردان كم ندارند وبلكه در مواردي يك قدم هم جلوترهستند ، وبهمین نسبت دیگرعقلاني و شرعي نيست (شرعی كه در تقابل با عقل نيست) محقرانه شهادت دو زن برابربا شهادت يك مرد و يا ديه زن را نصف ديه مرد و يا تعدد همسر را براي مردان آزاد و براي زنان ممنوع دانست(منظور این است که برای مردان هم تعدد زوجات ممنوع باشد)

در پیش ازظهوراسلام در عربستان روابط جنسي ، يك جانبه وناعادلانه و به نفع مردان بوده است ، اگراسلام بخاطر بي عدالتيها و ستمهاي فراوان و نگاه هاي تحقير آميزي كه نسبت به جنس زن روا میداشتند، واگراسلام در برابر روابط جنسي آزاد و متعدد يكسویه، روابط جنسي قانوني و محدود راپیشنهاد داد صد البته که این پیشنهاد نه بخاطر قویتربودن غریزه جنسی مردان بلکه تنها جنبه پیشگیرانه و به حداقل رساندن ظلم وتجاوزبه حقوق زنان آنهم درآن زمان ودرآن شرایط خاص اعراب که مرد جنس برتر و زن جنس پست محسوب میگردید.ولی امروزه دو جنس زن و مرد در ضدیت هم نیستند بلکه بسویه مکمل همند. در این بین آنچه اهمیت بیشتر دارد این است که هر کدام به حقوق اجتماعی، سیاسی و انسانی خود آگاه باشند تا ظلم و تجاوز به حقوق یکدیگرروا ندارند.

حسین خداداد در مطلب خود اشاره دارد که مردان بخصوص در غرب ( و من می گویم در شرق و حتی در ممالک اسلامی) علاوه بر داشتن زن رسمی، به فساد خانه ها می روند و با یک و یا چند زن دیگر دوست می شوند و تامین غریزه جنسی می کنند. در واقع آقای خداداد ناخواسته اذعان داشته اند که در هر صورت مردان بدون هیچ مشکلی تامین نیازمی شوند (شرعی یا غیر شرعی)؟ پس چه حقوقی از مردان دراین خصوص پایمال شده است که ایشان به آن پرداخته و دفاع ازقدرت جنسی مردان نموده است!؟ آیا توجیه تعدد زوجات و توجیه بی نهایت صیغه برای مردان؟ در این بین حقوق ومطالبات زنان چه میشود؟ همانطور که دوستمان خداداد خود اشاره به بی رحمی ها و بی عدالتی ها در مورد زنان دارند خوب بود به این پرسش هم پاسخ میداد که در دنیا اعم از ممالک دینی و غیر دینی این زنان هستند که بیشتر مورد ستم واقع می شوند و همچون کالا و بَرده برای تامین ارضاءِ خارج از حد و اندازه مردان مورد ستم واقع می شوند؟ یا به عکس آن، به مردان ظلمِ بیشتر شده است؟! قطعا همیشه و تا کنون مردان بیشترین ستم را بر زنان روا داشته اند و اجازه رشد فکری، اقتصادی و حتی اجازه رشد جنسی (سکس) مطلوب به آنها نداده اند.

اگر زنان تمایل کمتری نسبت به آمیزش با مردان دارند علتش بی توجهی ها و نگاه حقارت آمیز مردان به زن است نه ضعف جنسی زنان. شرایط و موقعیت ها در طول تاریخ بشریت همیشه تحمیل بر زن بوده و کمتر بر وفق مراد زنان بوده است. اگر شرایط عکس بود شاید الان تمایل مردان به زنان با تمایل زنان به مردان برابر بود و خود می دانید که در روایاتی قوی تر بودن شهوت زنان بر مردان آن هم به طور ذاتی تایید شده است نه عکس آن. {البته بهتربود نظر تخصصی پیرامون آن را به پزشک متخصص مربوط واگذار میشد و دلایل پزشکی را آنها مطرح میکردند تا اینکه امثال من غیر متخصص، معتقدم دین در چارچوب اخلاقیات و معنویات به موضوعات می نگرد ولی اینگونه موارد صرفا جنبه ژنتیکی و تجربی دارد و بهتر است هر موضوع را دخیل در دین نکنیم چرا که دین راه تحقیق و تفحص را به انسانها از طریق علم و عقل آزاد گذاشته است و وارد مصادیق نمی شود.}

    واقعیت این است که راه پاسخگویی به نیاز جنسی و سکس، تعدد زوجات و صیغه و دوستی با این و آن نیست بلکه باید روابط ها را منطقی کرد و بر اساس آنچه که غریزه جنسی طبیعی انسانها حکم می کند زمینه ارضاء روحی و جسمی را بوجود آورد، نه اینکه زن کالایی باشد برای لذت بردن مردان واورا به قربانگاه شهوترانیهای مردان ببرند ؟ والبته سرکوب غریزه شهوت مردان راه درست و طبیعی آن نیست . اگر زنی از مردش راضی باشد و مرد و زن به معنای واقعی، سکس را درک و فهم کنند مطمئن باشید هم زن از عهده مرد برمی آید و هم مرد از عهده زن و کاملا یکدیگر را با گرمای عشق خود تامین می کنند و نیاز به شهوترانی بیش از حد ندارند، امّا به علت ارضا نشدن از سکس با همسراست که در غیاب او مردان به فسادخانه ها می روند که قطعا در این صورت نه رضایتی برای زنان است و نه برای خود مردان. اگر درزناشویی یا همان سکس، مساوات به معنای عادلانه اش ایجاد گردد و وضعیت اقتصادی زنان، موقعیت اجتماعی و آزادی های فردی و اجتماعی آنان به اندازه مردان فراهم گردد و تبعیض جنسی صورت نگیرد و نگاه به زن نگاه انسان به انسان نه نگاه انسان به زن باشد، فکر می کنم آن وقت سکس مسیر طبیعی و منطقی خودش را طی خواهد نمود و زیاده خواهی مردان نیز فروکش خواهد کرد. ضمنا در این دنیای جهان سومی که عمدتا متعلق به مسلمانان است، فقر و تهی دستی بیداد می کند و زوج ها از عهده مشکلات اقتصادی، آموزشی، تربیتی و حتی آمیزشی و جنسی بر نمی آیند وای به حال روزی که مردان فقیر بخواهند چند زن همزمان داشته باشند، با زاد و ولدهای فراوان؟! که نتیجه تربیتی و آموزشی آن بر همگان مشخص است. باید زنان و مردان را به حقوق اولیه از دست رفته شان رساند و آنها را با حقوق انسانی خود آشنا کرد آنوقت در فضای سالم و با عدالت مفهوم سکس (زناشویی)هم بر پایه منطق طبیعی اش جای خود را بازخواهد یافت .

ضمن اینکه باید تاکید داشت که ازدواج در اسلام امری موکد است نه به اجبار، تا چه رسد به صیغه های فراوان. آنچه که به خطا ما مسلمین گرفتارش هستیم این است که معمولا اصل را رها می کنیم و به فرع می چسبیم،رسیدگی به فریاد مسلمان و هر انسان مظلومی واجب است، توجه نمیشود! ایجاد عدالت خواست ذاتی بشریت است، بی عدالتی میشود!ستم و ظلم منع شرعی است، ستم می شود ! ظلم پذیری منع شده درمقابل ظلم نمی ایستیم!لاتظلمون ولاتظلمون نه ظلم بکنید ونه ظلم به پذیرید. امّا چرا؟!...

در همین خصوص( یعنی ترجیح فرع بر اصل) که متاسفانه ریشه وگره خشک بسیاری از عقب افتادگیهای مسلمین است لازم است مواردی گوشزد گردد. والبته این معضل درجوامع و ادیان دیگرعکس آن صادق است*. در ممالک اسلامی منجمله ایران به جای مساوات و برابری در حقوق انسانی و اساسی زنان، مساوات و برابری در فساد و انحراف بوجود آمده است،مثال: به قول دبیرکل انجمن کاهش خسارات اعتیاد در ایران «آمار زنان معتاد وحشتناک است... در چهار سال گذشته، سرعت رشد اعتیاد در زنان سه برابر مردان بوده ... اکنون به ازای هر 10 مرد معتاد که متاهل و دارای خانواده هستند 7 زن دچار اعتیاد می شوند.»

آری این است سرنوشت زنان ایرانی و مسلمان که ظاهرا رکن اصلی خانواده ها هستند! به جای رساندن زن به حق و حقوقش آن را به منجلاب فساد و تباهی می کشانند و هیچ کس هم نیست به دادشان برسد آن وقت می خواهیم ما مردان در شهوترانی هایمان از آنها سبقه بگیریم تا حق خود را کسب کنیم! و با اینکه سبقه داریم و آزادتر هستیم باز هم می خواهیم زنان بیشتری را در اختیار شهوت خود قرار دهیم! وبه اقرار همان مدیر کل حتی بخاطر اینکه خیلی از مردان راحت تر به اهدافشان برسند همسرانشان را نیز قربانی مطامع خود می کنند و آنان را معتاد می سازند. آری در دنیای کنونی ما که بردگی و زنده بگور کردن زنان به شیوه نوینی تبدیل گردیده است و رشد بی سر و صدایی داشته است باز این مردانند که حقوق بیشتری را طلب می کنند و باز این زنانند که فاقد هر گونه قدرت و حق و حقوق هستند؟! ظاهرا ثابت شده که: هرچی سنگه پیش پای لنگه !

پس زنان را دریابید و بپرسید اگر زنان در تمامی شرایط و امکانات و آزادی های فردی و اجتماعی با مردان برابر باشند آیا توان و شایستگی شان باز هم از مردان کمتر خواهد بود؟ اگر اجازه رشد مثبت به آنان داده شود آیا نمی توانند رئیس جمهور یک مملکت باشند؟ وقتی منصب های کلیدی یک مملکت را قانونا در انحصار مردان قرار می دهند و رسما قانون می گوید، رئیس جمهور باید مرد باشد ، چگونه توقع هست زنان رشد کنند و تجربه مدیریتی کسب کنند؟ چرا میدان را در اختیار زنان قرار نمی دهند تا توان و قدرت مدیریتی آنان محک زده شود؟ و صدها سوال و اما و اگرهای دیگر...

این چه منطقی است که زنان باید پاسخگوی شهوترانی های بی حد و اندازه مردان باشند و قربانی مطامع شهوانی آنها؟ اگر همانطور است که آقای خداداد اذعان داشته اند و زنان هر 10 روز یکبار نیاز شهوانی پیدا می کنند این کجای عدالت است که مردان یکسویه و هر روز از زنان لذت ببرند و زنها شاید فقط هر 10 روز یکبار؟( البته این بحث را که زن یا مرد کدامیک قدرت شهوانی بیشتری دارند باید به کارشناسان که در مورد سکس و شهوت تحقیقات داشته اند سپرد) اما به اندازه فهم و درک خود ، معتقدم می باید به کیفیت شهوت توجه داشت نه تعدد شهوت و زوجات ، اگر تعدد و کمیت ملاک باشد، شاید هیچ موجودی به گنجشک که عمر کوتاهی دارد در تعدد آمیزش نرسد!

باید اذعان داشت تعدد شهوت چیز مطلوبی نیست اگر چه شهوت جنسی از نوع کیفیت انسانی اش به قول آقای خداداد عزیز مطلوب و نعمت است.

---------------------------------------------------------------------پاورقی

*در رادیو فردا گزارشی آمده که حاکی از آن است که: جوانان آمریکایی نسبت به رابطه جنسی محافظه کار ترشده اند واشاره به مقاله آقای دیوید بروکس در نیویورک تایمز دارد که بسیار جالب وخواندنی است .آقاي ديويد بروکس ميافزايد آمار حاملگي نوجوانان زير 18 سال در 15 سال گذشته يک سوم کاهش يافته است، و همچنين سقط جنين نوجوانان هم به همان اندازه کاهش يافته است. دختران زير 18 سال 33 درصد کمتر از سابق، بچهدار ميشوند، و چنانکه آمار نشان ميدهد، نوجوانان آمريکا براي تجربه جنسي، سالهاي بيشتري صبر ميکنند. درصد نوجوانان 15 سالهاي که تجربه جنسي داشتهاند، به طرز قابل ملاحظهاي پائين آمده است و سقوط اين رقم در ميان نوجوانان 13 ساله، قابل ملاحظهتر است.

علاوه بر اين، از شمار شرکای جنسی نوجوانان هم کم شده است. دانشآموزان دبيرستاني که در نظرسنجيها گفتند حداقل با چهار شخص مختلف تجربه جنسي داشتهاند، 25 درصد پائين آمده است. علاوه بر اين، 50 درصد از دانشآموزان پسر دبيرستانها خود را «باکره» معرفي کردند، 20 درصد بيشتر از 15 سال پيش، که فقط3۹ درصد خود را باکره معرفي کرده بودند.

ديويد بروکس در مقاله خود در نيويورک تايمز ميافزايد طرز برخورد نوجوانان آمريکا نسبت به سکس، عليرغم وفور اشارههاي صريح جنسي در رسانههاي گروهي سرگرمکننده، نسبت به گذشته محافظهکارتر شده است. شمار نوجواناني که رابطه سکسي آزادانه و بدون عشق جدي را غلط ميدانند، بيشتر شده است و شمار آنها که باور دارند تا رسيدن به سنين بزرگسالي بايد از سکس پرهيز کنند، بيشتر شده است.

وقتي به زندگي نوجوانان آمريکا نگاه کنيد، روند دوگانه و متضادي را مشاهده ميکنيد: در ظاهر وقاحت جنسي و در باطن، پرهيزکاري. بروکس ميافزايد: به عبارت ديگر، فرهنگ عامه، يا pop culture ممکن است در آمريکا آشغال باشد، اما بافت اجتماعي در آمريکا به طرزي حيرتانگيزي به تعمير و بهبود خود مشغول است...

وحال در ممالک اسلامی و جهان سومی چگونه است آیا عکس جامعه آمریکایی بر آنها صادق نیست ؟! علماء ودلسوزان دینی به فکر چاره باشند «باید چشمها را شست » وتا دیر نشده از تحجر و عقب ماندگی دوری جست.

[پیوند این پست] نوشته شده در  دوشنبه پنجم اردیبهشت 1384ساعت 2:46 قبل از ظهر  توسط س.الف.احمدپور  |