تبليغاتX
نا اميدي بريدن انسان از خداوند،موفقيت و پيشرفت است. /باز بايد سرنوشت از سر نوشت

احساس نیاز به چنین نظامی بعنوان نظام جایگزین در بخشی از جامعهء ایرانی روز بروز از اهمیت بیشتری بر خوردار می شود. یکی از کسانیکه در این مبحث صاحب نظر و سخت کوش است ایرانی مقیم غرب آقای اسماعیل نوری علا هست. در همین رابطه ایشان با راه اندازی سایتی الکترونیکی بنام «سکولاریسم نو» بطور اختصاصی به این مقوله می پردازد و چندین مقاله پیرامون سکولاریسم تاکنون منتشر کرده است. اخیراً وی مقاله ای بنام «سکولار بودن، همجون پیش شرط مدرن بودن» منتشر کرده است که از جمله مورد توجه و مطالعهء نویسنده نیز قرار گرفته و در اينجا به بررسی این مقاله و ارائهء نظر خویش پیرامون آن پرداخته است...


ادامه مطلب را در اينجا بخوانبد
[پيوند اين پست] نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 0:56 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

neda aghasoltanدختری مشتی به بالا برده بود           در میان ولوله شعری سرود

شعر او خشم ستم را برفروخت         قلب او را آتش سربی بسوخت

خشم دشمن شعله ور شد بر ندا      خنجر و نیزه بسویش شد رها

آتشی بر سینه دختر نشاند              زندگی از جان پاکش می ستاند                 neda aghasoltan پژواک خاموش

تیر کین بس ضجه داد او را زدرد          یاد یاران بر دلش آهی فکند

بوسه گل را بخاطر می سپرد            نام ایران را به هر جایی ببرد

بر لب او مُهر خاموشی نشست        لیک خموشی تخت سلطان را شکست

در نگاهش آسمان جا میگرفت           ظالمان را خوب به سُخره میگرفت

لحظه های آخرین مادر بدید               دختری تا آخر دنیا دوید

او ندا بود آن ندای نازنین                   او که خونش پرده بر داشت از زمین

او ندای ملتی آزرده است                  بانگ ملت را به بالا برده است

او ندای مردم ایران ماست                 تا به فردا همره و آوای ماست

ای امیران پند گیرید زین سخن           چون نداها بی شمارند در وطن

برگرفته از سایت پژواک خاموش

[پيوند اين پست] نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 1:23 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

نمیدانم از کجا شروع کنم در این چند سال گذشته اتفاقاتی برایم رخ داده که نمیدانم اسمش را چی بگذارم ؟اتفاق؟فشار سیاسی؟یا ناامنی جامعه ای خشونتگرا؟در دو،سه سال گذشته بارها تهدید و یک مورد هم پیشنهاد تطمیع!بارها در مسیر زندگیم مانعهای عجیب و قریب ایجاد شد.در یک مورد چندین نفر با موتور سیکلت به درب خانه آمدند که میگفتند بسیجی اند و داستان مفصلش...پیش از انتخابات امسال هم در قسمت نظرات وبلاگ و سایت بارها تهدید شدم و اتهامات واهی!!!؟؟ و دو نفر از شیوخ محترم هم که حضورا آمدند و هر چی خواستند گفتند و رفتند یکی تهدید و یکی تطمیع!؟(قسمت نظرات لینک را حتما ببینید). نظرات در اینجا  را هم بخوانید.

و حالا هم اتفاقی جدید:


ادامه مطلب را در اينجا بخوانبد
[پيوند اين پست] نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 3:46 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

«تقدیم به ایرانیان جهان»

قطره هایی رو به دریاییم

تو،من،ما از آنجاییم

دریایی چو ایرانیم

از تاریخی پر برگ

برگه هاییم از درختی کهن

من، تو،ما،ایرانیم

ما قطره ای رو به دریاییم

ما دریاییم،رو به فرداییم

تک تک ما قطره هاییم

جدا شده از ایرانیم

همگی رو به دریاییم

هر جا باشیم،هر که باشیم

رو به ایرانیم

و قطره ها در آغوش دریا

باز خواهند گشت

ما قطره ها همه ایرانیم

1/5/1388 قم

[پيوند اين پست] نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 3:17 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

«همگام با جنبش بزرگ ایرانیان»

هوا سخت تاریک است

تاریکتر از تاریکی شب 

و گنگ تر از مردی گنگ

شمع روشن میشود

هوا کمی سفید

کمی سبز ...


ادامه مطلب را در اينجا بخوانبد
[پيوند اين پست] نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388ساعت 0:54 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

محمد یزدی در اعتراض به سخنان هاشمی رفسنجانی پیرامون زندانیان سیاسی و ایجاد بی اعتمادی مردم به حکومت که حکایت از عمق شکاف بین دولت ملت دارد،خطاب به وی گفته شما چکاره اید که در مورد زندانیان (بقول ایشان اغتشاشگران) نظر میدهید!؟

واقعا از آقای یزدی که خود نیز نایب رییس مجلس خبرگان است تعجب میرود که چگونه از اظهار نظر مقام ارشد حکومتی که ریاست مجلسی را بعهده دارد که میتواند رهبر را از مقام رهبری عزل و دیگری را به رهبری منصوب کند، بر افروخته میشود و به شخصیتی چون هاشمی رفسنجانی میگوید شما چکاره اید؟

گویا ایشان فراموش کرده است که وظیفه مجلس خبرگان رهبری علاوه بر تعیین رهبر،نظارت مستمر بر عملکرد رهبریست تا از هر حیث رهبر بر شرایط رهبری باقی بماند و هرگاه عدول از شرایط رهبری برای رهبر محرز گردد باید او را عزل و شخص واجد شرایط دیگر طبق قانون اساسی جایگزین کنند؟ ...


ادامه مطلب را در اينجا بخوانبد
[پيوند اين پست] نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 4:15 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

 

سالهاست که نحوه برگزاری انتخابات به همراه ننگ نظارت استصوابی شورای نانگهبان و نحوه ناکارآمدی اداره کلان کشور سبب شده تا مقام روحانیت نزد مردم بشدت تنزل کند و تر و خشک را با هم بسوزانند و خوب و بد را با یک چوب برانند اما درپژواک خاموش این بین باز هم بودند روحانیونی که نه تنها برای روحانیت آبرو خریدند که خویش آبرویی شدند برای دین و اخلاق، آیات،حج و اشخاص بزرگی چون منتظری،صانعی،بیات،طاهری اصفهانی،یوسف اشکوری،احمد قابل،محسن کدیور،هادی قابل و...


ادامه مطلب را در اينجا بخوانبد
[پيوند اين پست] نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 4:23 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

رادیو دویچه وله گفت: آیت‌الله العظمی حسینعلی منتظری، برای ادای احترام نسبت به کشته‌شدگان تظاهرات اعتراضی در خیابان‌ها، در سراسر کشور سه روز عزای عمومی اعلام کرد. این مرجع بلندپایه‌ی شیعه، مردم را فراخواند که از روز چهارشنبه برای قربانیان سه روز عزاداری کنند. وی رویکرد آشتی‌ناپذیر محمود احمدی‌نژاد را در مورد تظاهرات اعتراضی مورد حمله قرار داد و اعلام کرد که مقاومت در برابر خواست مردم از نظر شرعی حرام است.

*این خبر از سوی دفتر آیت الله منتظری تایید نشد.

[پيوند اين پست] نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 1:4 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

زمانیکه مناظره موسوی،احمدی نژاد آغاز شد شاید کمتر کسی فکر میکرد رییس جمهور ایران با وقاحتی بی سابقه همچون کودکی زشت و عقده ای در رسانه ملِی دروغها و یاوه هایی بر زبان آورد که حتی مدافعانش یکی پس از دیگری از جمع حامیانش ریزش بنماید. در چند روز پس از مناظره موسوی-احمدینژاد طرفداران آقای احمدی نژاد چنان نظم خیابانها را بر هم زده و در شهرهایی مثل قم چنان اغتشاش به پا کردند و به هواداران کروبی و موسوی حمله میکردند که آدمی دچار اشتباه و توهم میشد،گویی احمدینژاد و هوادارانش در قامت همه ایرانیان در برابر حاکمیت ایستاده و قصد انقلاب یا کودتا دارند....


ادامه مطلب را در اينجا بخوانبد
[پيوند اين پست] نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 1:53 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

پیشتر از این به این سوال مهم پرداخته شد که چرا به میرحسین موسوی رای نمیدهم؟

http://pejvak-kh.com/?p=۱۸۱

طبیعی است که پس از پاسخ به پرسش یاد شده پرسش دیگر به ذهن خطور کند که پس فردی که باید انتخاب شود چه کسی است و باید دارای چه ویژگیهایی باشد؟ نویسنده اینبار به این پرسش پرداخته است که «چرا به کروبی رای میدهد؟»...

 


ادامه مطلب را در اينجا بخوانبد
[پيوند اين پست] نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 1:52 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

پیش از آنکه به این پرسش پاسخ دهم نیاز است پیشاپیش به این نکته به پردازم که:

وقتی پیش از ۱۲ سال گذشته، بخاطر برخی بی توجهی های دولتهای وقت، حال و هوای عمومی کشور از جهات مختلف میرفت تا به یک انفجار اجتماعی و سیاسی تبدیل شود،سیدی بزرگوار پا به عرصه انتخابات سال ۱۳۷۶ شمسی نهاد که موجب شد تا احتمال انفجاری ناهنجار به فرصتی برای تامین مطالبات و خواسته های مردمی تبدیل شود.

با ایجاد حماسه دوم خرداد ۷۶ به جهت حضور چند ده میلیونی مردم در پای ...


ادامه مطلب را در اينجا بخوانبد
[پيوند اين پست] نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 1:17 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

[پيوند اين پست] نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 2:55 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

 

[پيوند اين پست] نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 1:56 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

اخيرا در پی اقدام نسنجیده مسئولان مربوطه که به دفن اجساد خاکستر شده تعدادی شهید در یکی از دانشگاههای تهران همت گماشتند، واکنشی اعتراضی از سوی دانشجویان دانشگاه صورت پذیرفت که منجر به درگیری با این عزیزان و مجروح و بازداشت عده ای از آنان شد.

برخی، این اعتراض دانشجویی را به گونه ای به تصویر کشیده اند که گویا دانشجویان و همه اصلاح طلبان و یا خاتمی و میر حسین موسوی حرمت شکن جایگاه رفیع شهدا شده اند در حالیکه اقدام نسنجیده مسئولان مربوط خواسته یا ناخواسته چنین بی حرمتی بوجود آورد.

مخالفت دانشجویان با دفن شهدا مخالفت با راه شهدا و یا اهانت به شهدای راه وطن نیست.بلکه شهدا در جایگاه خاص، مقدس و در قلب مردم جای دارند مخالفت دانشجویان با سوء استفاده و استفاده ابزاری از نام و یاد شهیدان است. شهدا باید در مکانی مثل بهشت زهرا باشند که دیدار با قبورشان برای همه فراهم باشد نه در مکان بسته ای چون دانشگاه که باید محلی با نشاط برای درس و بحث باشد. در هر صورت شهدا که خود برای مبارزه  با غصب خاک میهنشان توسط بیگانه جان خویش را بر کف گذاشتند هرگز راضی نخواهند بود جسد مبارکشان را در جایی دفن کنند که شبهه غصب بودن مکان را به اذهان تداعی میکند.نویسنده افتخار داشت سالهایی از عمرش را در کنار کسانی سر کند که امروزه شهیدند و در بین ما نسیتند(هشت سال دفاع از میهن و انقلاب).هیچگاه یاد آنروزهای ایثار و فداکاری را که کرامتهای انسانی را به تصویر کشید فراموش نخواهم کرد.شهدا باید در کنار همسنگران خویش در قطعه شهدا باشند و در دسترس همه کسانی باشند که بخواهند لحظاتی را در کنار قبور پاکشان باشند اما با دفن آنها در مکانی محدود که همگان نتوانند دسترسی داشته باشند نه تنها موجب آزار روح مقدسشان است  بلکه موجب محروم کردن مردم عادی و غیر دانشگاهی از بازدید از قبور این عزیزان است.

شهدا که خود برای پاسداشت کرامت انسانی کشته شدند هرگز راضی نیستند که به حریم علمی و ساحت مقدس دانشگاه جسارت شود، دانشجویان را مجروح و یا زندانی نمایند! و کرامت انسانی را با استفاده ابزاری از نام و یاد شهدا زیر پا بگذارند! بخدا روح پاک شهدا مخالف اعمال اینهاست.شهدا راضی نیستند خون دانشجویان هموطنشان ریخته شود و یا آنها را از سر درس و کلاس به گوشه زندان بیافکنند. اعتراض دانشجو حق اوست و اگر شهدا اینک زنده بودند این حق را تحقق می بخشیدند. امان ازشر بی شرمهایی که نه تنها با خون که حتی از خاکستر شهدا هم بهره برداری سیاسی میکنند امان!!!!!؟

[پيوند اين پست] نوشته شده در  جمعه نهم اسفند 1387ساعت 1:42 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

او که از باران آمد سوی ما

بانگ آزادی می خواند بهر ما

او که با بحرانها آمد پدید

مرد حق بود و نبود است او پلید

پنجه نرم میکرد با خشم ستم

بانگ آزادی میزد بر ستم

نیک پندار یاد آبادی بکرد

بهر افکار ذکر آزادی بکرد

هر کسی را سوی آبادی بخواند

بهر ملت شعر آزادی بخواند

عشق آبادی بدل دارد او

کشورش با مردمش خواهد او

نیک سرشت بود و به گفتارش نیک

زورخواهان ضعف او خواستند لیک

دولتش هم مانع ها داشت پیش رو

هر نه روز سنگ سختی پیش رو

بر وزیرش سیلی و سنگ میزدند

بر دلش زخم و هم آتش میزدند

هشت سال با غم و دردها گذشت

در کناری خیره بر زخمها نشست

چهار سال دوره جهل هم گذشت

در نبودش درد ملت بیش گشت

با توام ای سید اصلاح طلب

ای که از باران نوشتی  مطلب

بهر مردم بار دیگر هم بخند

نور امید آور و بازم بخند

مردمان نیک هم آماده اند

بهر همت هم همه آماده اند

گر تو آیی بهر آبادی بپا

بایدت با هیبتی آیی بجا

با توام ای خاتم ایران ما

ای نگین زاگرس و البرز ما

دل بزن بر دریای عاشقان

سوی منزل نغمه شادی بخوان

با توام ای ناجی ایران ما

آمده از یزد و یزدان سوی ما

کن نهیبی سوی خانه بلا

با صداقت با صلابت،زود بیا

کشورت را درد جانکاهیست به تن

مرحمی آماده کن بهر وطن

با توام من،خاتمی ای خنده رو

باتو هستیم در جهاد پیش رو

با توام ای مظهر صلح و صفا

خاتم صبر، یار بارانی بیا

12/11/1387

[پيوند اين پست] نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 3:24 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

میشناسم میشناسم من تو را

از ازل تا انتها آیم تو را

تو مرا برده زیاد ای بنده ام

باز تو را خوانم که آیی بنده ام

ناشناسیها چه ها آید تو را؟

مر ز آشنایی شناساییست تو را؟

آشنایی آشناست در کوی دوست

در گنه خانه نباشد جای دوست

[پيوند اين پست] نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 10:0 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

تو را چه شده است ایران من،مادر!؟

خواب سردی چون افعی

در جای جای وجودت لانه کرده!

برخیز!ای ایران من،مادر

ملحفه خواب را بردار...


ادامه مطلب را در اينجا بخوانبد
[پيوند اين پست] نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 4:3 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

گرد و غبار و درد

ما را پنهان ساخته است!

دلها زخشم بارورند!

سینه ها ...


ادامه مطلب را در اينجا بخوانبد
[پيوند اين پست] نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 5:53 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

    كاش حرفها را                    (( از سایت پژواک خاموش)) 

می توانست گفت...


ادامه مطلب را در اينجا بخوانبد
[پيوند اين پست] نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 2:54 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

حال جشن تولد مرگ را می آغازم               بر طبل مرگ،چوب میزنم ...


ادامه مطلب را در اينجا بخوانبد
[پيوند اين پست] نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 2:13 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

سال نوی طبیعت و عید باستانی ایرانی بر شما خواننده گرامی و همه ایرانیان و ایراندوستان مبارکباد.در بخش نظرات دوستانی گله مند بودند که چرا اصل متن را در صفحه اصلی قرار نمیدم؟ و معتقد بودند که بخاطر بالا بردن آمار اینکار را میکنم! بهمین خاطر لازم است توضیحی داده شود:
ادامه مطلب را در اينجا بخوانبد
[پيوند اين پست] نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 3:3 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

[پيوند اين پست] نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 4:29 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

[پيوند اين پست] نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 3:48 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

[پيوند اين پست] نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 1:6 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

[پيوند اين پست] نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 4:10 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

[پيوند اين پست] نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 4:41 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

[پيوند اين پست] نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 3:24 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

[پيوند اين پست] نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 2:40 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

[پيوند اين پست] نوشته شده در  یکشنبه نهم دی 1386ساعت 3:7 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

[پيوند اين پست] نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 3:38 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

آیت ا...منتظری:روزی احمد خمینی به من گفت:آقایان محسن رضایی و ظهیرنژاد نزد آقای خمینی(ره) آمدند، آقای خمینی(ره) از آنان پرسید چه خبر از جبهه ها؟
محسن رضایی گفت: بحمدالله سربازان به نیروی ایمان جنگ میکنند و دشمن را شکست میدهند...
در همین موقع آقای ظهیرنژاد که از فرمانده هان عالی رتبه ارتش بود گفت:
والله منهم مسلمان و مسلمانزاده ام نه یهودیم،نه مسیحی ام و نه زرتشتی امّا می دانم دست خالی نمی شود جنگید، در برابر 30 تا تانک 30 تا تانک نیاز است...
آیت ا... منتظری در توضیح عمل افراط و تفریط گفت:
در مسایل سیاسی و اقتصادی بعضی افراد جرات ندارند و می ترسند و برخی بی خودی خیلی تند می روند ...
... آنهایی که روزی جرات نداشتند حتی اعلامیه ای را امضاء کنند(زمان شاه)امروز از ما هم انقلابی تر شده اند!!!؟؟؟

(چهارشنبه شب -۲۱/۹/۱۳۸۶-درس  اخلاق جامع السعادات)

[پيوند اين پست] نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 2:43 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

آیت الله العظمی منتظریآیت الله العظمی منتظری در درس جامع السعادات یک خاطره شیرین و پند آموز از خود و مرحوم پدرش گفت. بفکر افتادم تا ضمن درج این خاطره،چنانچه خاطره یا نکته پند آموزی در مباحث بعدی بیان کردند در پایان هر جلسه درس،آنرا بنویسم و در معرض دید همگان قرار دهم تا علاقمندان به ایشان نیز بهره مند گردند البته امیدوارم که ایشان هم راضی باشند.

خاطره ایشان:

"یه وقتی احساس خستگی میکردم نزد پدر گفتم حالم خیلی بده

پدرم بالفور گفت:دوایت پیش منه

پرسیدم چه دوایی؟ گفت:

بلند میشوی میروی صحراء،علف می چینی و می آوری میدهی این گاو میخورد اونوقت حالت خوب میشه!

من به ایشان گفتم:با عبا و عمامه و اینها که نمیشه من بروم صحراء؟

ایشان بلافاصله گفت:مگر حضرت علی (ع) با آن مقام و منزلت چنین نمی کرد؟ و کشاورزی نمیکرد؟"

*البته این خاطره امر ورزش و جنب و جوش را گوشزد میکند اما نکته اخلاقی ظریفی نیز در آن نهفته است.

*براستی در میان مقامات و دولتمردان ما کسی یافت میشود که حاضر باشد بدون توجه به موقعیت شغلی و اجتماعی خود چنین کند؟ خود ما چی آیا حاضریم چنین کاری را انجام دهیم و بهانه تراشی نکنیم؟

 

[پيوند اين پست] نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 8:40 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

غروب تنهاییگمانم که من نیز تنها شدم

 سبک بال گریزان ز تنها(2) شدم

تنهایی خداست و تنها او خالق است

که هستی ز لطفش در آسایش است

 کریم و علیم را به ماها نشاند

 مخلوق را به خالق چه زیبا رساند

هرآنکس که تنها او را شناخت

همیشه بسویش ره میشتافت

بدین گونه هستیم ما ماندگار

امین و شکیبا در این روزگار

در آخر تو پند گیر از این یادگار

که تنها(3) نباشد شما را قرار

زتنها(4) حس جدایی بگیر

گر اینگونه باشی آسوده بمیر

تو گر خواهی که یارش شوی

سراسر وجودی پارسا شوی؟

گوش کن زتنهایی و بیکسیت

که پیروز میدان تنها او یکیست 

تنهایی حس غریب و سختیست

گرش بود بدنیا همچو مستیست ...(ادامه دارد)


(۲)(۳)(۴)اجسام،جمع تن،مادیت محض
[پيوند اين پست] نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 1:4 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

یکی خلق شد از همتش

بگفتا سخن از تنهاییش

که چون بی کسی نبودش سپاس

 چو او را تنهایی ندارد شناس

بخواستش بر آمد پرستش زخاک

یکی سجده بر خاک بسویش پاک

بجستن برایش لحظه شمار

دریغ از نگاهی که او را فرار

 سراسر وجودش ستایش زخدا

چو الماسی بزرگ بر خلق رها

چنان شد پرستش او بکام خدا

که هوشی به هستی او را عطا

همو سجده گرِ بی انتها

به توصیف چنین گفت از خدا

تک ترین است او بی همتا

ندارد نیازی به ما و سرا

گرش بود نیازش به خلق

برای شناس و پرستش به حق

هم او بود تنها نا شناس

که باید بر او بود بسیار شناس

بدین روی زپنهان گریزان گشت

زگِل  به خلق آدم همت گماشت

 ولیکن در این واپسین روزگار

یکی میگفت ز وصفش بسیار

تنهایی، تنها مونس و یار است

دلیل ِ خلق و پیدایش سار(۱) است

اینگونه خدا را ز رنج تنهایی رهاند

کریم و حلیم وعلیم را به ماها نشاند

گمانم که من نیز...                    (ادامه دارد)


(۱)حرکت،سیر وسلوک
[پيوند اين پست] نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 2:8 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

یکی بود یکی نبود

خدایی بود تک و تنها

غریب و بیکس

هیچکس نبود

نه هوایی

نه حبابی نه خدایی

نه انسان، نه مخلوق

خدا سخت احساس تنهایی میکرد

بیکسی و تنها بودن

حوصله خدا رو برده بودند

بغض و اشک خدا رو

بیقرار و بتنگ آورده بود

آخه اون خدا تنهای تنها بود

حتا امید هم در کنارش نبود

خود بود و خود بود و تنهایی خود

هیچکس نبود

نه خدایی در کنارش نه حضوری

                                       بر نگاهش           

تنها و تنها حتی بدتر

                           خدا جایی نداشت

راهی نداشت

                        خدا باید کجا میبود؟

آفرینش،خلقت،مخلوق...

چیزایی بودند که خدا را

از تنهایی خویش رها ساختند ... ادامه دارد
[پيوند اين پست] نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 11:22 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

«کار پاکان را قیاس از خود مگیر» عنوان نوشته جناب داریوش سجادی است که خطاب به اکبر گنجی در تاریخ 11/مهر86 نوشته اند.وی در این نوشته به نقد پاسخ اکبر گنجی پرداخته که در جواب مهندس سحابی به نفی «دخالت نظامی خارجیان» منتشر کرده بود. نگارنده ضمن تصدیق این بدیهی در خصوص اینکه اگر مبارزه ای هست باید در چارچوب «مبارزه ملّی»باشد و در این مبارزه نباید به قدرتهای دول خارجی متوسل شد، اما متذکر میشود که میبایست بین دول خارجی و سازمان ملل (که تقریبا تمامی کشورها از جمله کشور ایران در آن عضو هستند و نماینده تام الاختیار در آن دارند و منشورهای مختلفی از جمله متن اعلامیه جهانی حقوق بشر در آن بتصویب رسید و ایران نیز امضاء کرده است) تفاوتی جدی قائل بود.نمیتوان و درست هم نیست که سازمان ملل متحد را با مثلا دول آمریکا و روسیه و اسرائیل در مقام و هدف  یکی دانست.

  اصولا دول و حاکمان در معادلات و «مبادلات سیاسی منطقه ای و بین المللی» تنها بفکر تامین منافع و نهایتا منافع کشور و مردم خویش هستند،اما دعوت ازسازمانها،نهادها و شخصیتهای بزرگ چهانی (که پا را از «جامعه ملی» و «ملیت» خود فراتر گذاشته اند و با اندیشیدن به انسان و «جهان انسانی» به چهره هایی جهانی مبدل گشته اند) برای کمک در رسیدن به یک «دموکراسی کامل و دائمی» در کشورمان،نه تنها کاری عبث و «بیگانه گرایی» محسوب نمیشود بلکه کاری اساسی است که میتواند «مقبولیت جهانی» را در پی خود به ارمغان آورد.


ادامه مطلب را در اينجا بخوانبد
[پيوند اين پست] نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 6:52 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

خلقت

...باز من تنها شدم غریب و بی کس!؟

چنان بار سکوت بر من

سخت و سنگینی میکرد که گویا پایه زمینم

ستاره ها و آسمون همه بر من فرود آمده اند

سخت بود و گرما

تنم را و بغض گلویم را میفشرد

خواستم ببینم!

اما ورم چشام و اشکهایش امان دیدن را گرفته بودند

تنهایی و بی کسی مونس جان و سوهان روحم شدند

گفتم سخت است تنهایی و غریبی...

اما همینجا بود که بر فکرم تلنگری چون حباب عبور کرد

همینجا بود که غبار و مه

یواش یواش از چشمام دور میشدند و رنگها

پشت سرهم رقص کنان میآمدند و از او میگفتند

از خلقت آفرینش و از خالقش میگفتند

پاک کلافه شده بودم

خلقت و آفرینش!؟ داستان چیست؟

سخت کنجکاو شدم

گویا تنهایی و بی کسی از نهان من بریده بودند

خوب نگاه کردم وخوب گوشامو تیز

تا بشنوم داستان آفرینش را

*یکی بود یکی نبود خدایی بود تک و تنها

غریب و بیکس،هیچکس نبود

ادامه دارد...

[پيوند اين پست] نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 10:57 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

...این تراژدی بزرگ در داستان «آذری غریب» و تراژدیهای بیشمار جامعه مغرور اما «تهی شده مان»، به ما این درس را میدهد که زاویه دید را بهتر تنظیم کنیم و سوژه ها را و پنجره های امید و آینده این کشور را بدرستی ببینیم و با بستن پلکی سنگین و خموش بر «هوشمندی» خویش،آنها را ویران نکنیم  و به خاکش نسپاریم.

حکایت «افضل» آن جوان آذری حکایت همه جوانان ایران زمین است،حکایت جوان تهرانی و کرمانی و  کرد و لر و بلوچ و بختیاری و ترک و عرب و حکایت جوان و جوانان ایران ماست و حتی حکایت همه پیرانی است که روزی همچو افضل جوان بودند و آرزوهای خود را بخاک سپردند.حکایت افضل حکایت «جوان غریب ایران»ی است که بیدادگاه مرگ جوانانمان را به چالش میکشاند و زندگی و نشاط را و باز خواهی سرنوشت خویش را به بوته آیندگان میسپارد تا شاید باز باید سرنوشت را از سرنوشت...


ادامه مطلب را در اينجا بخوانبد
[پيوند اين پست] نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 2:33 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

ره تنهاییتو برو من دیگه نیستم

به تو من هم ردیف نیستم

تو برو راه خدایت

که امید نیست رو بسویت

خیره،خیره نگریستند

شب و یاس با من گریستند

چشام پر اشک وگلوم پربغض

نالان ز درد و همراه با سوز

بغض بد، گلورو تنگ کرده بود

چشام قرمز و بی سو شده بود

حس غریبی داشتم

در خانه تن بلایی داشتماو کجاست؟

حس بی کسی و تنهایی

شکسته وجود بی پایانی

حس خنجری بر گلو داشتن

زیر لب بر خدا راز گفتن

آرزویی است در من تا دلم

پاک شود از گناه و پندار بدم

امشب در هوای تیغ خنجرم

پر کشیدن از ره خواب و رهبرم

سرازیر کند اشک بر گونه هامآسمان امید

خنجری که دریده پلک چشام

دلم خوش بود امید دارم

در کنارش حتم قرار دارم

اما افسوس که امید هم زود

رفت و بر من گذشت سالها دود

امید آی!

امید زود زود جدا میشه

نمی مونه  و دوام نمیاره

بالاخره منو تنها گذاشت و رفت

به دور دورها آنجا که فقط خدا میرفت            ادامه دارد...

[پيوند اين پست] نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 11:44 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

عمریه من بی کس و تنها مانده ام---------->

بی کسی کشته مرا با خود ندارم یار------->

درد و تنهایی بر وجودم  سایه انداخته ------>

توی کویر بی صدا در حال شکستنم -------->

میدانم برای بودن نایی ندارم --------------->

فرداهای من تیره و ماتم است -------------->

سخت نفسم بند اومده --------------------->

تیرگی بخت منه ---------------------------->

آه روزی چه امیدی داشتم ------------------>

تا همین دیروز دل خوشیم  بود ------------->

دلم خوش بود که اونو دارم ----------------->

اما میدونی یه روزی امید به من گفت چی؟

افتاده برگوشه ای بی رمق مانده ام

سکوت سرد تنهایی را کرده ام اختیار

نای صحبت و هوش را ز من بر انداخته

هر لحظه خورد و ریز آماده مردنم

بهر فردایی دگر پایی  ندارم

نور و شادیها یاد آدم است

سینه ام چون قفسه

آه و ناله کار منه

اونو بس دوست می داشتم

چرخی زیر پام،عصای دستم بود

درد دلمو واسش میذارم....

او گفت:... ادامه دارد

[پيوند اين پست] نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 4:9 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

 ( تاملی بر:از"انتخابات آزاد" تا "ديکتاتوری اکثريت" نوشته اسماعیل نوری علا)

در ماه گذشته دو سه گردهمآئی سياسی ايرانيان مخالف جمهوری اسلامی در اروپا(برلین و پاریس)برگزار گردید گردهمایی برلین منجر به صدور یک بیانیه شد که در آن بر برگزاری «انتخاباتی آزاد» در ایران اصرار ورزیده بودند تا رویکرد اقبال عمومی مردم ایران به سوی کسانیکه بیانیه را صادر کرده اند و نیز ثبوت تنفر مردم نسبت به حاکمان فعلی محرز گردد در آن بیانیه قاطعانه اذعان بر این داشته اند که حتا اگر تمامی رسانه های صوتی و تصویری و جمعی در اختیار حاکمان فعلی باشد اما خود  آزاد باشند تا تنها در جمع مردم حضور یابند و سخنرانی کنند (رقابتی نامتوازن)حتما پیروز میدان خواهند شد!؟

«برگزاری انتخابات آزاد» چیزیست که پیش از این نیز خواست جریان طرفدار«رفراندوم» در سه سال پیش در ایران که توسط چند نفر از منتقدین نظام شکل گرفت،بوده است و در گردهماییهای اخیر برلین و نشست پاریس بر آن صحه بیشتری گذاشته اند.

مطالبه برگزاری«انتخابات آزاد» در ایران در جریان موسوم به «رفراندوم خواهان» و ...

 

 


ادامه مطلب را در اينجا بخوانبد
[پيوند اين پست] نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 4:10 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

قلهدوست من آستانه مطلبی با عنوان «لکنت» نوشت از فاطمه و فاضل و احساس و مسلک سخن به میان آورد.کامنتی برایش گذاشتم که خود سبب ایجاد این پست گشت،عینا اینجا آوردم:

 دیدم میخواهید از فاطمه بنت رسول ص بگویید،تا آخر خواندم،بیش از آنکه از فاطمه بیابم از احساسات و عواطف یافتم دلگرفتگی را و غم را که جایگزین عواطف شده.همه چیز به تسلیم احساس و عاطفه منتهی شده !خنده و گریه هردو در یک مسیر و مسیل جولان میکنند،دوران روشنفکری و اصولگرایی را از پایانش خبر میدهی بی آنکه منشاء و پشتبانشان روشن آید! اعتقادات و مسلکها بطور عامش عاری از پوچی و خرافه در هدف «یادداشتهای حزب تک نفره من»،به فاضل و فضیلت پیری ختم شده که چند صباحیست دستش از این دنیا کوتاه شده،اما معلوم نشده که در جلگه روشنفکران بود یا اصولگرا؟ و یا در جلگه آدمهای پر احساس و عواطف که همه اش پر است و واقع،در برابر پوچ و خرافه؟
اما نیافتم که فاطمه مبارز و صبور بعنوان یک همسنگر و همراه یک شکننده تحجر و فقر،فاطمه خانه دار بعنوان یک مادر و همسر بی نقص و فاطمه بعنوان یک الگوی با کرامت عالیه انسانی در پوست این نوشتار چه نقشی از احساس و عواطف دارد؟ و در پوست عواطف چه واقعیتی از ماهیت و اندیشه فاطمه نهفته؟
دوست من آستانه،بیشتر آنچه را یافتم احساس و عواطف زیبای و قلم سبز و ظریف تو بود که میتواند از زیر پوستها بنویسد،زیرپوستهای اعتقادات،مناسک،روشنفکری و اصولگرایی بگوید و بنویسد و ناگفته های را بر ملا سازد.و بنویسد که باید بود و از اندیشه ای شکیل و پر اثر و عواطف صادقانه و پخته در تنگش مدد گرفت،تا توان خروج از الگوهای ذهنی گذشته هارد مغز،بالا آید و حرکتی نو بسوی آنچه باید بود آغاز وزیدن آید.آیا ما جز خروج و حرکت راهی داریم تا بر فراز قله های کرامت انسانی مکثی بیاساییم؟

[پيوند اين پست] نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 1:10 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

بعد از ظهر دیروز در مراسم بزرگداشت دهمین سالگرد حماسه دوم خرداد 86 در مجتمع اریکه ایرانیان در تهران به اتفاق همسرم شرکت کردم همه آمده بودند،آنانکه که به اصلاحات واقعا معتقد بودند.البته از کسانیکه فقط نان اصلاحات را خورده بودند و در دوران طلایی اصلاح طلبان، بدنبال لفت و لیس بودند کمتر و یا اصلا خبری نبود، از این بابت خوشحال شدم. جمعیت زیادی بود مصمم و با اراده،برق صداقت و خوشحالی رو میشد از تو چشم تک تک آنان مشاهده کرد. جمع گرم و باصفایی بود. میشد براحتی به چهره های محبوب و ماندگار نگاه کرد،چهره هایی چون رضا خاتمی، بورقانی، محمدعلی ابطحی،هادی قابل،نعمت احمدی،خانم ابتکار،رمضانزاده،سید صفدر حسینی،کاشفی،سعیدی، لاری،تاجزاده،خانم کولایی،لطف ا...میثمی بر وبچه های روزنامه نگار و عکاس،دانشجویان، جوانان،پیر و نوجوان،و...و محمد خاتمی هم همچون نگینی درخشان در بین آنان خودنمایی میکرد.محمد خاتمی وقتی پشت تریبون قرار گرفت همه به وجد آمده بودند،همچون سالهای پیروزی دست میزدند و سوت، خاتمی را تشویق میکردند گویا به وی پیام میدادند که:خاتمی بازم بیا...


ادامه مطلب را در اينجا بخوانبد
[پيوند اين پست] نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 1:23 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

تجاوز یکی از مسئولان حراست دانشگاه رازی به یک دانشجوی دختر!!! یکی از مسئولان حراست دانشگاه رازی کرمانشاه با همراهی یکی از نگهبان های دانشکده ادبیات این دانشگاه به یکی از دانشجویان دختر این دانشکده تجاوز کرده اند مشروح خبر

جلّ الخالق این چه دینی و چه مسلمانی است که همه چیز برای عدّه ای جایز و برای عدّه ای حرام؟!!!دست دادن و در آغوش گرفتن زن نامحرم برای احمدی نژاد رئیس جمهور جایز است ولی دست زدن و صوت زدن برای خاتمی رئیس جمهور سابق و همه اصلاح طلبان ممنوع است! دست دادن با نامحرم برای شیرین عبادی حرام! و برای احمدی نژاد حلالبه گمانم اینروزها اگر دیدید احمدی نژاد و کابینه نظامی اش در کاباره ای در حال رقص با اجنبیهای نامحرم اما پری روی بودند نباید تعجب کنید! چرا که همه کارهای اینها مجاز است و برای رضای خداست! و قبلا ذیل لیست برخی از آنها را آقاصاحب زمان!! امضا و تایید کرده است!!! ...


ادامه مطلب را در اينجا بخوانبد
[پيوند اين پست] نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 1:41 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

نوری علانوشتهای نوری علا تحت عنوان «جمعه گردیهای نوری علا» درسایت فارسی گویا خوانندگان بسیاری دارد از اینرو نظر منتقدین زیادی را نیز در داخل و خارج از کشور بسمت خود کشانده  است. برخی  در مجالس و محافل داخلی در گفت وشنودهای خود وی را ملحد و مزدور بیگانگان میخوانند و برخی منتقدین چه مقیم داخل و چه مقیم خارج نیز دست بقلم شده، منصفانه یا غیرمنصفانه نوشته های وی را به نقد و چالش گرفته اند.

یکی از کسانی که بجدّ مطالب وی را به چالش کشانده است و مورد نقد ِ بیرحمانه قرار داده است،جناب حسین میرمبینی،ایرانی مسلمان مقیم شمال کالیفرنیای آمریکاست.

نویسنده پژواک خاموش نقد اول ایشان با عنوان«ریشه های خشونت» در نقد ِ«ریشه های دشمنی اسلام با ایران» را به نقد کشید(شوراندن تسنن بر تشییع،چرا؟) و بجهت اینکه محل درج مباحث مذبورسایت گویا بوده  اخلاق حکم میکرد برای انتشار به آن سایت ارسال کند اما بدلایلی؟سایت گویا از انتشار آن خود داری کرد! از اینرو در پژواک خاموش منتشر گردید. در پی انتشار نقد مطلبِ ناقدِ نوری علا توسط پژواک خاموش جناب نوری علا طی تماسی از طریق ایمیل ضمن اعلام رضایت خود از ...  


ادامه مطلب را در اينجا بخوانبد
[پيوند اين پست] نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 4:7 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

نقدی بر نقد«ریشه های خوشونت» در نقد « ریشه های دشمنی اسلام با ایران(بخش اول)»

« نوری علا مقاله ای در سایت گویا نوشته با عنوان ـ ریشه های دشمنی اسلام با ایران ـ که در آن مقاله سعی داشته تا بفهماند آنچه بعنوان اسلام توسط پیامبر«محمد ابن عبدالله» ظهور کرده است نه از طرف خدا و نه از آسمان آمده است بلکه یک واقعه تاریخی، زمینی بوده که محمدبن عبدالله ص با توجه به تیز هوشی و ذکاوت بالایی که داشته و با عنایت به تجربیات جهانگردی، معلومات تاریخی و ارتباطات کاملی که با ممالک مسیحی و یهودی داشته و می دانسته اعراب بخاطر اینکه قرنها تحت سلطه تمدن ایران بوده اند، کینه دیرینه ای از ایرانیان بر دل دارند، در ذهن تفکر کرده و نوعی آیین را به نام اسلام  وضع کرده تا بواسطه آن اعراب را مستقل و رها از یوغ استعمار ایرانیان گرداند و بدینسان بعد از گذشت زمانی نه چندان طولانی ضمن اینکه اعراب را از سلطه ایرانیان نجات داد توانست در عین حال اسلام را بر ایرانیان مسلط گرداند.حداقل من اینگونه برداشت کرده ام.(همان سیری که کتاب آیات شیطانی سلمان رشدی هم به شیوه ای دیگر در قالب داستانی بلند بر آن همت گماشته بود.)»

آقای میر مبینی در دفاع از حریم ایرانیان نیز از نوشتار(نوری علا)  بر آشفته شده و با نوشتن مقاله ای  اقدام به رد عقاید ایشان و دفاع از ایرانیان نمود.(هر دو مقاله در آرشیو خبرنامه گویا باید موجود باشد)

 نویسنده این سطور نه از نزدیک با« آقای نوری علا» آشنایی دارد ونه آقای « میرمبینی» را می شناسد اما...


ادامه مطلب را در اينجا بخوانبد
[پيوند اين پست] نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 5:18 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

معمولا وقتی سرقتی صورت میگیرد یا کسی چیزی رو گم میکنه برای رسیدن به مال و یا حقش حداقل یه کاری میکنه مثلا فرد مال باخته میتونه شکایت کنه و بالاخره یه روز هم به نتیجه میرسه اما دزدیی که از من شده به هیچ جا نمیشه شکایت کرد!

پسورد پست الکترونیکی من در جی میل را به سرقت بردند و بکلی آنرا از دست من خارج کردند خوب دیگه اینهم از اون کاراست؟!؟!

از همینجا اعلام میکنم از حدود 10 روز پیش تاکنون مسولیت محتوای جیمیل من به آدرس a.ahmadpour@gmail.com بر عهده من نمیباشد لذا از آنجایی که فرد،افراد یا اداره و سازمانی که جی میل مرا تصاحب کرده اند،ممکن است هر چیزی را در آن قرار دهند و یا نامه هایی بنام من برای دیگران و دوستان و یا احیانا به آدرسهایی که در جی میل بوده ارسال کنند که خلاف نظر و اعتقادات من باشد لذا هر گونه مسئولیت و بار حقوقی احتمالی را از خود سلب میکنم و از دوستان ارجمند و همه کسانی که قصد دارند برای من ایمیل بزنند خواهشمند است به این آدرس نامه و یا پیام خود را ارسال کنند:ar.ahmadpour@gmail.com

[پيوند اين پست] نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 1:27 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

ایکاش می شد سرنوشت را از سر نوشت؟

گاهی انسان که به بن بست میرسه و ناچار از راه و هدفی میشه، آرزو میکنه. آرزو بعد از بن بست تنها راه و چاره انسان برای ماندن و مقاومت است . ایکاش فلان بود وبهمان بود و همینطور ایکاش و ایکاش... کسی از من خواست تا دست از نوشتن و وبلاگ بازی بردارم. البته دلایل خاص خودشو داشت.میگفت وبلاگ نون میشه برات یا آب؟! جز اینکه زندگیتو تهدید میکنه و خطرات زیادی سر راهت میگذاره چیزی برات داره ؟ گفتم نه! گفت پس چی ؟ مکثی کردم و گفتم:...

 


ادامه مطلب را در اينجا بخوانبد
[پيوند اين پست] نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 3:19 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

تازه این چهره خوش فقر است زیر پوست شهر را باید دیدگاه گاهی که در ذهن خود غوطه ور میشم به عمق جامعه و محیط پیرامونی خود کشیده میشم،سوالات و اما و اگرهای بی شمار در دنیای ذهنم صف آرایی میکنند.به غالب جامعه و اکثریت مردم که مینگرم میبینم یه محورمشترک دارند بنام فقر!

معمولا اینگونه است که محور و وجه مشترک هرچیزی بمعنی نقطه پیوند و نقطه ثقل و اتکاء آن چیز بحساب میآید، اما محور و وجه مشترکی که در ...


ادامه مطلب را در اينجا بخوانبد
[پيوند اين پست] نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 11:40 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

يک نماينده مجلس : خط فقر در تهران 500 هزار تومان و در شهرهاي ديگر کشور 350 هزارتومان است. ظاهرا با گرانی که در پیش رو داریم  باید اعتراف کنیم که دولت احمدی نژاد موفقیت چشمگیری در پیشی گرفتن و گسترش گرانی و توسعه فقر بر نرخ خط همراه (موبایل) را در ۱۶ ماه تصدی خود بر قوه مجریه بدست آورده است!در حال حاضر خط موبایل به زیر پانصد هزارتومان و تا ۱۴۰۰۰۰تومان (قیمت خط همراه ایرانسل) کاهش یافته است و با عنایتی که دولت مهر ورز نسبت به اقتصاد مردم داشته است!؟ توانسته گرانی را نیز به خط فقر تعمیم داده و به رکورد چشمگیری دست یابد! طبق گفته یکی از نمایندگان مجلس مرز خط فقر هم اکنون  به ۵۰۰ هزارتومان رسیده است؟؟؟!!! و کسانیکه تا دیروز با درآمد ۵۰۰ هزارتومان بالای خط فقر و متمکن محسوب میشدند هم اکنون جزءِ فقرا محسوب میشوند! باید به چنین دولتی تبریک گفت که توانسته خط فقر را از خط موبایل گرانتر کند! مبارک است!! قابل توجه فقرا!!! ازاین ببعد همه فقرا میتوانند خط موبایل داشته باشند؟؟؟!!! چون خط  موبایل از خط فقر ارزانتر شده!!!

 


ادامه مطلب را در اينجا بخوانبد
[پيوند اين پست] نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 10:21 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

روز جمعه، 22 دسامبر، رابرت گيتس، وزير دفاع جديد آمريکا که از عراق ديدن می کند، در يک نشست خبری گفت که نيروی دريايی اين کشور در خليج فارس تقويت شده و افزود که اين اقدام به کشورهای منطقه اين پيام را می دهد که حضور نظامی آمريکا ادامه خواهد داشت.

آیا این تقویت نظامی توسط نیروی دریایی آمریکا تهدیدی جدی برای ایران است؟ آیا آمریکا قصد بر اندازی نظام جمهوری اسلامی از طریق حمله نظامی دارد؟ آیا آمریکا قادر به بر اندازی نظام جمهوری اسلامی  بوسیله حمله نظامی خواهد بود؟

امیدوارم مسئولین ایران تا دیر نشده با تدبیر و سر عقل آمدن جلوی جنگ احتمالی را بگیرند.ملت ایران پس از هشت سال جنگ و یرانی و کشت و کشتار در جنگ با عراق تحمل از دست دادن جوانان بیشتری را ندارد.جنگ بنفع مردم ایران نیست و ویرانی و فلاکت برای ایران به ارمغان خواهد آورد چون ایران براحتی در برابر آمریکا شکست نخواهد خورد. انتظار میرود آمریکاییها نیز خردمندانه به موضوع بنگرند و بیهوده ملتهای ایران و آمریکا را وارد شعله های جنگ خانمان سوز نکنند.مشروح خبر را اینجا بخوانید

[پيوند اين پست] نوشته شده در  شنبه دوم دی 1385ساعت 5:21 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

امروز جمعه انتخابات مجلس خبرگان رهبري،شوراهاي اسلامي شهر و روستا و در برخي شهرها مثل تهران ميان دوره اي مجلس شوراي اسلامي در حال بر گزاري است و تا پايان امروز نتيجه بسياري از فعاليتها روشن خواهد شد.بايد ديد كه پيام اين دوره چيست؟آيا قاطبه مردم شركت خواهند كرد يا خير؟همه چيز بسته به «حضور» يا «عدم حضور» مردم در پاي صندوقهاي راي دارد.

درماهها، هفته ها و روزهاي گذشته بسياري از تشكلها و شخصيتهاي سياسي داخل و خارج ازكشور پيرامون واقعه امروز اظهار نظر كرده اند.

در خارج از كشور تشكلها و سازمانهايي مثل سازمان مجاهدين خلق ...


ادامه مطلب را در اينجا بخوانبد
[پيوند اين پست] نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 2:43 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

كودك لبناني در بستر ويرانيروزي خود يكي از رزمندگان جنگ ايران و عراق بودم،جنگ را با پوست و استخوانم ميشناسم،تخريب و ويرانگريش را،متلاشي شدن بدنها را به عينه ديده ام و خود از قربانيان جنگم،شيميايي و خمپاره و تير و تركش را با تخريب شدن بدنم حس كرده ام و بعد از جنگ را كه چگونه فربه دلان،برخي رزمندگان آنزمان كه امروز نو انديش بحساب ميآيند را به انواع گناه ناكرده متهم ميكنند؟!و تا آخر داستان... 

به همین خاطر ميخواستم در مورد جنگ چيزي ننويسم امّا ديدن تصاوير اجساد مثله شده و كودكان بي جان لبنانی امان را از من بريد.نميدانم چه بنويسم و چه بگويم و از كي شكايت كنم و كي را محكوم و به كي پناه ببرم!!!!!!  امّا خوب ميدانم كه جنگ نتيجه زياده خواهي و كش و قوسهاي سياسي بين رجالِ دولتمرد و سياسمدار است. همانها كه تنها چيز مهم برايشان مطامع غير انساني و لذتهاي بيشمار و جاه طلبي بي حدّ و حصر است.جنگ در لبنان هم مثل همه جنگهاي ديگه در دنيا،زنان و كودكان و مردمان بي گناه قربانيان واقعي هستند كه بي آنكه بخواهند و بي آنكه بدانند در قربانگاههاي زورگويان و زرپرستان ناخواسته مثله مثله ميشوند.براستي چرا اينگونه است كه انسانها براحتي همنوعان خود را اينچنين در گرداب مرگ رها ميكنند و با هزار و يك دليل ديني و ملّي و غيره عمل شوم خود را توجيه ميكنند!!!؟؟؟

نميدانم، نميدانم...و البته ميدانم و خاموشي علت دانستن...ببينيد و خود قضاوت كنيد كه چه بايد گفت؟!

براي مشاهده تصاوير اينجا را كليك كنيد. و تازه ترين تصاوير را اينجا  ببینید.

[پيوند اين پست] نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 1:44 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

دسيسه هاي هرميدر ایران امروز تجارت «نت ورك ماركتینگ» به یكی از حساس ترین موضوعات اجتماعی،اقتصادی و حقوقی روز تبدیل شده است و دیدگاهها و نظرات متفاوتی اعم از موافق و مخالف را در پی داشته است.

بر اساس مطالعه و تحقیقات نویسنده،مساله نت ورك كه در حال حاضر مبتلابه جامعه و موضوع روز شده سه دسته را به موضع گیری و اظهار نظر پیرامون این تجارت با نشاط و زنده وادار كرده است كه عبارتند از:

1) مراجع تقلید و علمای دینی

2)حقوقدانان و قانون گذاران

3)دولت و دستگاههای حكومتی 

 این سه دسته عمدتا موضع گیریهای تند و حذفی با این نوع تجارت به طور مطلق داشته اند كه البته رفته رفته برخوردهای حكومتی،معطوف به شركتهای خارجی شد.بخشی از علمای فقه نيز هنوز به صورت مطلق با این فنّ مخالفت میورزند امّا انتظار میرود با فعالیتی كه در راستای روشن شدن زوایای تجارت نت ورك در حوزه های علمیه در حال انجام است،جنبه های مثبت امر برای مراجع دینی نیز روشن گردد و به مرور مخالفتهای دینی و شرعی نیز با نوع سالم این تجارت كاسته شود. 

اینكه چرا و به چه علّت بخش قابل توجهی از این سه گروه با تجارت نت ورك ماركتینگ(بازاریابی مشاركتی)یا بازاریابی چند سطحی،مخالفت میكنند بر میگردد به نحوه ظهور این تجارت در ایران.

در كمتر از یك دهه گذشته شركتهایی عمدتا خارجی نظیر هفت الماس،گلدماین و گلد كوئست همراه با فرهنگ جا ناافتاده غربی خود در ایران،فعالیت خود را آغاز كردند و بدون اینكه آموزش لازم به جامعه داده شود و بی آنكه فرهنگ اینگونه تجارت به صورت اصولی به مردم معرفی شود، صرفا با هدف كسب فرصتهای در آمدزاي بدون هدف و مسیر مشخص توسط برخی افراد،در حالی بعنوان یك پدیده نو ظهور پا به عرصه كسب و كار ما ایرانیان نهاد كه به مرور زمان دسیسه ها و اشكالات اساسی و آسیبهای اقتصادی و اجتماعی فعالیت آنها بر صاحب نظران فنّ هویدا گشت.

 از آنجاییكه جامعه عوام ما و حتی جامعه علمی و دانشگاهی ما و نیز دستگاه های تصمیم ساز هنوز آنطور كه باید و شاید تفاوت بین بازاریابی شبكه ای و چند سطحی و مشاركتی با سیستمهای هرمی و تمایز اینها با سیستمهای دسیسه هرمی را متوجه نسیتند! سبب شده تا بجای رسیدگی به وضع نامطلوب تجارت الكترونیك در ایران و بر خورد با دسیسه های هرمی و غیر اقتصادی به ذبح و قربانی كردن تجارت سالم بازایابی چند سطحی و مشاركتی بپردازند.

به عبارتی قربانی اصلی دسیسه های هرمی كسی یا چیزی نیست جز «تجارت نت ورك ماركتینگ» یا «بازاریابی چند سطحی».و البته علت آن نه تنها فقر دانش در این خصوص است كه نبود قانون روشن و یا ضعف قانونی و ابهامات پیرامونی آن مشكل اقتصاد سالم را دو چندان كرده است.

 شركتهای دسیسه ای كه عمدتا یا در زمینه حقوقی یا شرعی و یا اقتصادی نقص و عیب دارند،منجر به شكست و متضرر شدن افراد و زیانهای مالی به مردم و منافع ملّی شدند.از اينرو مردم خسارت دیده كه به دنبال راه حلی برای جبران خسارت وارد شده میگشتند،كم كم به دادگاهها و دفاتر مراجع محترم تقلید روی آوردند به طوری كه این روند تبدیل به یك دغدغه بزرگ و جدّی برای علمای فقه(مراجع تقلید) و علمای حقوق(حقوقدانان و دستگاه قضایی) و اقتصاد ملّی(دولت) شد.

این روند رفته رفته تبدیل به یك چالش بزرگ برای تجارت سالم بازاریابی مدرن داخلی با سه گروه علمای فقه،حقوق و اقتصاد گردید.بر همين اساس تاكنون دسیسه های هرمی ضمن ایراد بزرگترین آسیب بر پیكره  صنعت كارآمد بازاریابی،در عین حال به سدیّ بزرگ بر سر راه توسعه كسب و كار مردم و جامعه تبدیل شدند،به طوری كه امروزه در ایران هر جا صحبت از بازاریابی شبكه ای و مشاركتی میشود از سوی برخی صاحبان نفوذ و قدرت،سریعا با تشبیه آن به دسیسه های هرمی از قبل حكم فعالیتهای دسیسه های هرمی را بر آن اطلاق میكنند! و خواسته و نا خواسته زمینه رشد و شكوفایی طبیعی آنرا به مخاطره میاندازند!

از آنجایی كه در كشور ما  بی گدار به آب زدن در مسایل مختلف فرهنگی،اجتماعی،اقتصادی و سیاسی به یك رویه تبدیل شده است،تجارت شبكه ای و مشاركتی و به طور كل تجارت الكترونیك نیز از این رویه مستثنی نبوده و در امان نمانده است!

همه به یاد دارند كه زمانی با ظهور تلویزیون و سینما در ایران چگونه برخوردی با آن،از سوی برخی صاحب نظران عصر بعمل آمد!و هنوز كه هنوزه كم و بیش برخی با این جعبه جادویی!مشكل دارند!؟

در چند دهه گذشته نیز بیاد داریم كه ظهور كامپیوتر،اینترنت،ویدیو،سی دی و ماهواره در ایران،چگونه به یك چالش و معضل جدّی غیر اخلاقی در نزد برخی تبدیل شده بود و چگونه توسط برخی دستگاههای دولتی و غیر دولتی تقبیح میشدند!،اما دیری نگذشت كه حقیقت مفید و مورد نیاز آن تكنولوژیهای مدرن در جامعه،خود را به عنوان زمینه ساز رشد و بالندگی جامعه انسانی،خود را بر مخالفین تحمیل كرد بطوری كه امروزه در ایران از آن تكنولوژیها،بعنوان ضروریات رشد و ترقی زندگی انسانی یاد میگردد.و آنچه تقبیح میشود استفاده ناصحیح و یا سانسور ماهوی اینگونه تكنولوژیهاست.

عدم آگاهی كافی از علم بازاریابی مدرن و كافی و شفاف نبودن قوانین مربوط به تجارت الكترونیكی سبب شده تا این تجارت مدرن در ایران، همچنان بصورت بیمار و ناقص دامنگیر جامعه ما شود. والبته اين نقصان يزرگ در دنياي جهان سوميها و جوامع توسعه نایافته عمدتا اینگونه است.

باید اذعان داشت :این بیماری صنعت بازاریابی داخلی است که صنعت،تولید،تجارت،

كار و در یك كلام اقتصاد ما را بیمار كرده است.لذا میشود گفت:با شفای بیماری و درد صنعت بازاریابی تا حدود زیادی اقتصاد بیمار ما نیز شفا میابد.

اما اینكه چه عناصر و عوامل در این پدیده نو ظهور(دسیسه های هرمی) نهفته بودكهسبب ایجاد مخالفتها با بازاریابیهای سالم داخلی(نت ورك ماركتینگ)شده؟!

بطورخلاصه و مفید،میتوان علاوه بر نحوه ظهور این تجارت در ایران عناصر و عوامل ذیل را برشمرد:

الف)خروج ارز از كشور توسط شركتهای مشابه و دسیسه هرمی خارجی وعدم پرداخت مالیات به دولت.

ب) واقعی نبودن ارزش كالای مورد معامله توسط شركتهای خارجی مثل گلدكوئست كه یك سكه چهل یا پنجاه هزارتومانی را به ده برابر قیمت معامله میكردند.

ج) پرداخت درآمد (پورسانت) بازاریابان از منبع اصل پول افراد جدیدی كه وارد سیستم میشدند.                                                                                                 

د)غیر تولیدی وغیر اقتصادی و ضروری نبودن نوع كالای معامله درشركتهای دسیسه ای.

و) وجود جهل نسبت به ماهیت و كالای معامله بخاطر وجود كمپانیها در خارج از كشور و نیز به همین جهت محتمل بودن ضرر در معامله و احتمال غبن و غش و یا تضییع حقوق از فرد یا افراد در فعالیت دسیسه ای برخی كمپانیهای خارجی بعلت در دسترس نبودن و عدم امكان حضور مالكان در محاكم قضایی ایران و عدم احقاق حقوق افراد.

ه) تقویت مالی كفار و بلاد كفر با عضویت و فعالیت در برخی شركتها.

ی) غیر قابل فسخ بودن معامله در صورت پشیمانی و آشكار شدن موارد خلاف واقع در معامله.

*عناصر و عوامل فوق مواردی است كه سبب شده تا ضمن اجحاف حقوق ملی و فردی افراد،احساسات دینی و شرعی نیز بر انگیخته شود و متاسفانه همانطور كه ذكر شد بعلت نبود آگاهی كافی نسبت به ترفندها و دسیسه های هرمی در سطوح مختلف جامعه و از سویی كافی و شفاف نبودن قانون،نبود تعریف مشخص قانونی و  شرعی،از فعالیت هرمی و عدم تعیین مصادیق آن در قانون جاری و ساری كشور سبب شده تا تجارت صحیح و مورد نیاز اقتصاد كشور یعنی «صنعت بازاریابی» و«تجارت الكترونیك» بالاخص تجارت «نت ورك ماركتینگ»در كوتاه مدّت آسیب جدی و شاید غیر قابل جبران  ببيند.و این در حالی است كه برخی شركتهایی ایرانی و داخلی  بر اساس دانش صحیح بازاریابی مدرن و توجه به حساسیتهای دینی،اقتصادی،حقوقی و اجتماعی پا به عرصه رقابت نهاده و توان خود را بر تطبیق فعالیت خود با موازین شرعی و قانون جاری كشور و رعایت عرف نموده است. اما با این وصف بر لبه تیغ دسیسه های هرمی و جهل موجود، در حیطه قربانی شدن قرار گرفته اند كه امیدوارم با فقه پویایی كه تشییع علوی دارد و با وجود ظرفیت بالا و شایسته ایرانی برای گذر از اقتصاد سنتی به اقتصاد مدرن،كشتی خسته امّا پر از امید این صنعت بعد از كش و قوسهای فراوان و پشت سر گذاشتن طوفانها و چالشهای بزرگ و مرگبار، هر چه سریعتر با تدبیر بجای قانون گذاران،حقوق دانان و اقتصاد دانان بر جسته كشور بر ساحل امن بنشیند.

لینکهای مرتبط:


همین مطلب در سایت تخصصی mlm در قسمت فقهي آن

راز ثروتمند شدن و میلونرهای خود ساخته(mlm)

باور ذهنی،شما آن چيزي هستيد كه باور داريد(mlm)

طي 8 روز گلدكوئست 15ميليارد تومان از كشور خارج كرد(mlm)

[پيوند اين پست] نوشته شده در  جمعه سی ام تیر 1385ساعت 7:48 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

شمع ميسوزد تا روشنايي بخشدمتقي نويسنده وبلاگ طنين سكوت با من تماس گرفت و گفتكه يكي از دوستان مستند ساز قصد دارد تا فيلمي از ابراز احساسات روحانيون معظم هنگام تماشاي مسابقه تيم فوتبال ايران با تيم ملي پرتقال در جام جهاني 2006 آلمان را تهيه كند، بنده خدا هرجا رفته بود علماي بزرگوار مشغول عبادت و كارهاي بزرگتري !!؟؟ بودند خلاصه چون از بزرگان اهل يقين و يمين و امين و غير ذالك بهره اي نبردند با حقير سراپا تقصير بي سواد تماس گرفتند (شايد بيكاري ما بيشتر از ديگران باشد) . البته منهم طبق معمول آنها را به باد انتقاد گرفتم كه هر وقت كفگيرتان به ته ديگ ميخوره بياد ما بي سوادا ميافتيد!!! و گفتم آخه تو اين دنيا اينهمه سوژه وجود داره حالا شما بايد بفكر سوژهء آخوندي بيافتيد!؟ آخه مگه تو اين مملكت گل و بلبل! سوژه كم داريم؟ و يا قحط الرجال شده كه چسبيديد به آخوندهاي نازنين!؟

...و در آخر چون منو قانع كردند كه قصد خدمت به مقام شامخ روحانيت را دارند نه روحانيون!(منظورم همان يت و يون قديمي خودمون) و از سويي نميتوانند سو‍ژه را انتقادي ببينند بلكه با كمي پاچه خواري قصد خدمت به روحانيت معظم را دارند، تا مردم ِ از روحانيت بي خبر! بدانند كه روحانيت به تنهايي و يك تنه چگونه به تماشاي مسابقه فوتبال ملي در منازل خود مينشينند و چگونه عِرق ملي خود را به رخ حريف و دشمن از ما بي خبر ميكشند؟! سرتان را درد نياورم چون منِ طلبه بي سواد در شهرك مهديه زندگي ميكنم يعني شهرك سازماني روحانيت قم و در قلب روحانيت قرار دارم قرار شد تا براي بازي ايران و پرتقال تعدادي از روحانيت و روحانيون روشنسر و پيشرفته را اطلاع دهم تا در اين مهم شركت كرده قدم رنجه فرموده به منزل اين حقير واقع در همان شهرك سازماني تشريف بياورند يعني راس ساعت 4بعد از ظهر روز چهارشنبه 31/3/1385 بنده حقير سيد پيغمبر زاده نيز ماموريت و هماهنگيهاي لازم را بعمل آوردم.

با حدود بيست نفر تماس گرفتم پنجاه در صد(موسوم به راست!) بلافاصله با غضب پيشنهاد مرا رد كردند و سفارش كردند تا طلبه ها را به حال خود گذاشته و بگذارم به مباحث علمي و عباديشان بپردازند و الاّ هرچه ديدم از چشم خويش ديدم ؟؟!! و پنجاه در صدديگر يعني آنهايي كه سرشان حسابي روشن بود و خود را چپ ميدانستند! و ديگران را راست و سر خاموش ميدانستند وعده دادند كه خيلي خوب است و راس ساعت تعيين شده در منزل من فلك زده خواهند آمد! البته قبلا پيشنهاد داده بودم چنانچه منزل بنده را قابل نميدانند، من وبر وبچه هاي فيلمبردار حاضريم به خانه هاي آنها بياييم؟ امّا متاسفانه هيچ داوطلبي پيدا نشد و قرار شد تا همه قدوم مبارك را به خانه من نهاده و منزل بنده گنه كار را با سر روشني خويش منور سازند !(بيچاره من؟!)

بالاخره روز و ساعت موعود فرا رسيد، همه چيز مهيا براي خدمت به روحانيت معزز... چشمتان روز بد نبيند چشمانم داشت از حدقه در ميآمد از بس كه گوشهايم منتظر شنيدن صداي زنگ خانه بود؟! مسابقه شروع شد و تخمه ها و ميوه هاي رنگين بهشتي هم همچنان در انتظار دندان و شكم مبارك علماي روشنسر و منور الفكر به در و ديوار خانه ذلّ زده بودند و هيچ خبري نشد... گاهي متقي نگاه ميكرد و گاه سيد فيلمبردار جعفري و گاه من خجول به هر دو ... البته خالي از شوخي من يه جورايي هم خوشحال بودم چون قبلا به آقايون گفته بودم كه علماي منظور وعده داده اند! اما از آنجايي كه وفاي به عهد خيلي براي منور الفكر ها اهميت ندارد احتمال خلف وعده وجود دارد...به همين خاطر از اينكه حرفم به كرسي نشست خيلي هم از نيامدن آقايان ناراحت نشدم/ خلاصه گوشتان چشم بد نبيند! وقتي خبري نشد با برخي از علماي هماهنگ شده بخصوص آنها كه قصد داشتند تا مرجع تقليد شوند؟! تماس حاصل شد كه آقا ! خلف وعده از سر چيست؟ و بعد از فدايت شوم و فلانت شوم... اي دل غافل فهميدم كه بندگان خدا چقدر مظلومند و روشنفكرند! كه بنده حقير گنه كار هيچ نوفهم...!!!من تو اي دنيا هيچ نوفهمم!!! آخي طفلكيها!!!؟ آنها كه تقصير نداشتند،مشكل من بودم و وبلاگ من!!!؟؟؟چون آقايان فرمودند كه چون ميخواهند مرجع تقليد شوند! آمدنشان به منزل ما برايشان هزينه آور است!!! و ممكن است تصوير انورشان بدست نا اهلان افتاده و خدايي ناكرده بدست نا محرم بيافتد؟؟؟!!! من ِ از همه جا بي خبر گفتم مگه چي شده؟!

 گفتند : آخه شما وبلاگ داريد!!!!!!!!!!!! از اين كشف بزرگي كه آقايان داشتند !!! از تعجب  داشت قلبم مي ايستاد!!!! 

گفتم:آخه مگه داشتن وبلاگ جرمه؟؟؟!!! يه جورايي جواب دادند كه، براي چند لحظه فكر كردم تروريست شدم و خودم خبر ندارم ...و بالاخره هم هيچكدام نيامدند كه نيامدند!!! و بخاطر اينكه كارگردان و فيلمبردار باورشان نشود كه روحانيت چقدر از دنيا پرت است!!! سريع به يكي از دوستان روحاني تلفن كردم و دعوتش كردم،ايشان هم بعد از نيم ساعت تاخير به نيمه دوم رسيد و فيلمبردار حال كرد از اين همه روحاني ورزش دوست و كشور دوست كه چقدر پيروزي يا شكست تيم ملي برايشان اهميت دارد!!! تا توانست از ما دوتا روحاني عقب افتاده بي سواد فيلمبرداري كرد و هي مدام مصاحبه ميكرد و از اينهمه شور و روشنفكري روحانيت به وجد آمده بود !!!(البته طوري كه فيلم رنگي اش ار روشنايي فكر مان،سياه و سفيد شده بود!!!)...

نميدانم اين وبلاگ نويسي چه درديه؟ نه ميتوانم رهايش كنم و نه از خطراتش در امانم؟ چند وقت پيش هم اين وبلاگ پژواك خاموش مشكل ديگري هم برايم درست كرده بود وآن اين بود كه من بخاطر اينكه هيچ درآمدي براي تامين زندگي نداشتم تاكسي تلفني راه اندازي كرده بودم تا محتاج نامردي نشوم و سربار كسي و يا جامعه نباشم(در همين شهرك سازماني حوزه علميه قم) اما بارها اداره اماكن نيروي انتظامي به بهانه هايي كه اكثر تاكسي تلفنيهاي شهر قم داري آن بهانه ها بودند! آنرا تعطيل و پلمپ كرده بود و من با پيگيري و سماجت موفق به راه اندازي مجدد آن ميشدم تا اينكه براي هميشه آنرا تعطيل كردند ميدانيد چرا؟

چون بازم پاي وبلاگم در ميان بود! وقتي اخطاريه تعطيلي و پلمپ مجدد آژانس بدستم رسيد طبق معمول به اتحاديه تاكسي تلفنيهاي قم مراجعه كردم تا ببينم ايندفعه چه دسته گلي به آب داده ام و خود خبر ندارم؟! كه رئيس اتحاديه گفته بود: آقاي فلاني! (اين آقاي ...متصدي تاكسي تلفني ...)آمده است و گزارش داده كه شما سايت داريد و وبلاگ نويسي ميكنيد!!!!! (تاكسي تلفني ايكه در شهرك مهديه رقيب من بود و متصدي آن يك روحاني از ما بهتران و خود آژانس هم وابسته به يكي از شخصيتهاي روحاني با نفوذ در بين برخي دستگاههاي... قم است) گفتم خوب چه ربطي دارد؟! گفت: بخاطر اينكه شما در حاشيه خياباني هستيد كه عرضش كمتر از بيست متر است ؟ گفتم خوب خيابان چه ربطي به وبلاگ و وبلاگ نويسي دارد؟! گفت خلاصه اگه خيابان را عريض نكنيد بايد تعطيل شويد!!!!(البته منظورش اين بود كه بايد وبلاگ را تعطيل كنم منتها بنده خدا روش نميشد چون مشابهه مشكل من يعني20متري نبودن خيابان را خيليهاي ديگه داشتند امّا با مشكل تعطيلي مواجه نبودند!!!) خلاصه كار بجايي رسيد كه از بركت وجود وبلاگ پژواك خاموش، تاكسي تلفني مهديه كه متعلق به اين حقير بود براي هميشه تعطيل شد و من ماندم و ..... زياد !!!!!!!؟؟؟؟؟ خدا بگم چكار كنه اين پژواك خاموش را كه اگه روشن ميشد نميدانم چه بلايي بسرم ميآورد؟؟؟؟!!!!

طوري نيست ديگه وقتم بيشتر شده و سعي ميكنم روشنترش كنم آخه به اين دردسرها ديگه عادت كردم ميخواهم برم سراغ دردسرهاي حسابي نظر شما چيست؟


گزارش وبلاگ طنين سكوت در اين خصوص:كليك كنيد
[پيوند اين پست] نوشته شده در  سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 0:59 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

ساليان درازي است كه حقوق زنان در ممالك ديني و اسلامي به يك چالش جدي مبدل گشته است بطوري كه از آن بعنوان يك معضل نقض حقوق بشر ياد ميشود از اينروست كه دينمداران اگر بفكر اسلام هستند و برايش دل ميسوزانند بايد هرچه سريعتر نسبت به اصلاح دستورات ديني پيرامون حقوق زنان در جوامع كنوني اقدام نمايند و پويايي دين را در اين زمينه به اثبات برسانند تا تابلوي لگدكوب كردن حقوق بشري و انساني زنان بر پيشاني اسلام به زير آورده شود. نويسنده سعي دارد به نوبه خود در زمينه احقاق حقوق زنان در جوامع انساني از اينرو كه انسانند و نه بخاطر جنسيتشان فعاليت نمايد شايد اثر بخش باشد.

چندي پيش پرسشي داشتم از بانوي مجتهده زهرا صفاتي پيرامون مرجعيت زنان كه با پاسخ جالبي روبرو شدم و آن اينكه زنان هم ميتوانند مرجع تقليد باشند . اين پاسخ جالب مرا بر آن داشت تا از ديگر مراجع تقليد كه همگي هم مرد هستند استفتاء نمايم تا از نظرات ايشان بي بهره نمانيم و تقريبا همه بزرگواران پاسخ دادند. برخي از اين بزرگواران بدون توجه به شرايط زمان و مكان و بهره مندي از دلايل عقلي صرفا به برخي روايات استناد كردند كه حكايت از آن دارد كه از سوي برخي علماء هيچ سعي و تلاشي پيرامون بروز كردن و تطبيق كردن برخي دستورات ديني و تقليدي با شرايط كنوني صورت نمي پذيرد در حالي كه اصولا تقليد از باب ضرورت و بر فرض ناآگاهي است تا حصول آگاهي نسبت به حكم موضوع واجب شرعي است اما وجوب تقليد در هر شرايطي جايز نيست بلكه بر اساس دستورات مسلم و بلامنازع در صورت آگاهي كافي و وافي و داشتن توان استنتاج و استدلال فرد نسبت به احكام شرعي تقليد بر وي حرام نيز ميشود.

برخي از علماء مثل آيت ا... سيستاني نيز بدون تعيين حكم موضوع، دلايل را به مراجعه به كتب اصول و فقه حواله دادند!؟ اگرچه از نوع پاسخشان بر ميآيد كه ظاهرا نظر ايشان هم بر عدم تقليد از زنان است كه اميدوارم در فرصتي مناسب اقدام به پاسخي مناسبتر و روشنتر نمايد چرا كه در دريافت و ارايه احكام شرعي نبايد كوتاهي ويا ملاحظه كاري شود! برخي نيز با فرار از پاسخ سريع و به شيوه اهانت آميزي (به نظر من) پاسخي غير فقهي داده اند كه من از ذكر نام آنها خود داري ميكنم يكي گفته بود كه:«حق ندارد...(يعني زن حق ندارد مرجع تقليد شودو كسي هم حق ندارد از او تقليد كند...) كه واقعا بايد براي مسلمين تاسف خورد؟! فردي ديگر از اين بزرگواران نيز بدون تعيين حكم موضوع مورد پرسش گفته است!:«اين بحث فائده چنداني ندارد زيرا آنچه عملاً و در خارج مي بينيم فاصله زيادي بين مجتهدين مرد و زن (اگر مجتهداني داشته باشند) از نظر علم و فضيلت وجود دارد » ظاهرا ايشان قايل به اين هستند كه در ميان زنان هيچ مجتهده اي وجود ندارد!؟ و البته حتي اگر چنين باشد كه نيست در فرض سوال ميبايست پاسخ ميدادند. به هر حال از نوع نظري كه داده اند ميتوان تشخيص داد كه نظر ايشان چيست؟...به برداشت من برخي فايده اينگونه مباحث را فقط در اين ميبينند كه مثلا بايد تعيين كنند انسان ميتواند چند زن داشته باشد؟! و چند تا را ميتواند صيغه كند !!!؟؟؟ اما و قتي صحبت از حقوق زنان ميشود آنرا با اين بهانه كه از موارد مبتلابه جامعه نيست از آن سر باز ميزنند ؟؟؟!!! و البته دو مورد پاسخ عالمانه و مسئولانه از دو شخصيت مرجع تقليد و معروف در علم و فقاهت نيز دريافت كردم كه اين دوپاسخ را به جامعه زنان مسلمان هديه مينمايم باشد تا زنان مسلمان خود از حقوقشان دفاع نمايند و احقاق حق كنند.آن دو فرد بزرگوار حضرات آيات حسينعلي منتظري قايم مقام سابق رهبري آيت ا... خميني و يوسف صانعي دادستان كل سابق در زمان رهبري آيت ا... خميني است كه عينا استفتاء و پاسخ آن دو فقيه عالي مقام در ذيل ميآيد . اين پاسخها نويدي است براي زنان تا بتوانند در همه عرصه هاي سياسي و اجتماعي و ديني حضوري ملموس و مساوي با مردان داشته باشند و اگر چنانچه موانعي مانع حضور ارزش واقعي آنها ميشود خود در رفع آن اهتمام بورزند و البته مردان انسان دوستي چون آيت ا... منتظري و آيت ا... صانعي نيز حمايت خواهند كرد انشاءا...

پرسش یا استفتاء:در بين علما و جوامع اسلامي مرسوم است كه از زنان تقليد نشود و از سويي قول مشهور علما و آنچه در دستورات ديني در قران و كلام ائمه آمده در وحله اول وجوب كسب علم بر مسلمين است و بايد به درجه اي از علم برسند كه خود احكام ديني را بدست آورند و در صورت عدم توانايي در استنتاجات ديني واجب است از مجتهد اعلم تقليد كنند و از سويي قيد «مرد اعلم» متفق القول نيست.

با توجه به شرط اعلميت براي مرجعيت در تقليد خواهشمند است به سوالات ذيل پاسخ دهيد.

1- آيا از نظر شما «مرد بودن» از شروط مرجعيت است؟ مبناي محكم فقهي و قرآني آن چيست.

2- درصورت اعلميت خانمي در ميان علماي اسلامي آيا عقلاني و شرعي است از مرديكه كمتر از آن خانم مجتهده اعلم،دانايي دارد و كمتر از وي حكم خدا را ميداند تقليد شود؟ دليل شرعي و عقلي آن چيست؟

3- به چه دليل جنسيت از نظر برخي ملاك مرجعيت است و در برخي احكام شرعيه مشترك بين اكثر مراجع مثل شهادت(چهار شاهد مرد در برابر هشت شاهد زن) و ديات و ارث، تفاوت و تبعيض بسيار بين زن و مرد ميباشد. با تشكر 24/2/1385

آيت اللّه منتظري:باسمه تعالي پس از سلام مساله تقليد از مجتهد از مقوله حاكميت نيست بلكه از باب رجوع جاهل در هر فنّ به عالم و متخصص آن فنّ است و سيره عقلاء بر آن مستمر است. و نزد عقلاء در اين امر فرقي بين كارشناس مرد و كارشناس زن نيست.ان شاء اللّه موفق باشيد.26/2/1385

آيت اللّه صانعي:بسمه تعالى تحصيل علم و اجتهاد را نمي توان مخصوص مرد دانست; چرا كه همه انسان ها به كسب علم تشويق شده اند; و امّا مسئله قضاوت و مرجعيّت و ولايت و رهبري، مسائلي است كه عقيده بنده اين است كه زن مي تواند تمام اين مراحل و مراتب را دارا گردد و در مورد زن، بايد به زهرا(عليها السلام) و زينب و امّ كلثوم(عليهما السلام) و همه زنان با فضيلت عالم نگاه كرد.

بانوی مجتهده زهره صفاتی:به نظر اينجانب اگر خانمى به درجه‏اى از اجتهاد برسد كه در تمام فقه صاحب نظر باشد، تقليد از او ممنوعيت شرعى ندارد به دليل اين كه منعى از سوى شارع نداريم.

آيت الله موسوي اردبيلي :بنابر مشهور يكي از شرايط مرجعيت مرد بودن ميباشد.در مقام استفتاء مجال مجال ذكر ادلّه نيست،بايد به كتب مبسوطه‌ي روايي و فقهي رجوع كرد.

[پيوند اين پست] نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 11:39 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

چند وقت پیش سوالی پیرامون امکان تقلید از زنان مجتهده از بانوی مجتهده خانم صفاتی نمودم و ایشان جواب دادند که تقلید از زن مجتهد جایز است.ذیلا سوال و جواب را عینا میآورم تا مورد استفاده عموم واقع گردد. 

سوال:« از نظر شما زنان اگر از نظر درجه علمی بالاتر از مردان باشند آیامی توان از آنان تقلید کرد اگر جواب منفی است دلیل عقلی و شرعی آن چیست؟ با سپاس فراوان.س.الف.احمدپور/قم/۴/۲/۱۳۸۵»

پاسخ خانم صفاتی:

« بسم الله الرحمن الرحيم »

با سلام و آرزوي موفقيت براي شما

بحث اجتهاد بانوان و اين كه اگر از نظر علمى در افق بالاترى باشند و  يا هم سطح با رجال علمى باشند، دليلى از نظر شرعى بر منع تقليد از آن‏ها وجود ندارد و به همين دليل برخى از فقها براى تقليد قيد مرد بودن را در مرجع تقليد نياورده‏اند، ولى برخى از فقهاى ديگر نظرشان اين است كه فقط از مرد بايد تقليد كرد.به هر حال مسأله مورد اختلاف است، اما به نظر اينجانب اگر خانمى به درجه‏اى از اجتهاد برسد كه در تمام فقه صاحب نظر باشد، تقليد از او ممنوعيت شرعى ندارد به دليل اين كه منعى از سوى شارع نداريم.موفق باشيد.

[پيوند اين پست] نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 0:24 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

*در سه دولت گذشته تلاشهایی از سوی شخصیتهای برجسته ای چون دو رئیس جمهوری پیشین و رئیس جمهور کنونی و تشکلهای زنان ایرانی صورت گرفت تا با یک نگاه عادلانه نسبت به جامعه زنان ایران حداقل برخی از حقوق اجتماعی آنان تامین گردد از جمله اینکه حرکتهای مثبتی بخصوص در دولت اصلاحات و قبل از آن صورت گرفت تا با حفظ شئونات دینی و ملی،زنان بتوانند در میادین ورزشی ظاهر گردند و این حداقل گامی بود تا فرصتی برای تامین و استیفای حقوق زنان بوجود آید. اما از آنجایی که در چنین مواردی نظرات فقهی برخی مراجع محترم تقلید در اجرا یا عدم اجرای چنین جایگاهی حائز اهمیت است متاسفانه تا کنون جامعه زنان ایران از چنین فرصتی در تاریخ جمهوری اسلامی برخوردار نشده اند .

*اخیرا رئیس جمهور اسلامی ایران در پی سیاست رئسای جمهور پیشین سخنانی پیرامون ایجاد چنین فرصتی برای حضور بانوان در استادیومهای ورزشی داشته است که با موضع گیری برخی مراجع تقلید و بخشی از سازمان روحانیت در قم در راستای پیشگیری از چنین فرصتی برای زنان مواجه شده است.

*بنظر میرسد برخی مراجع بجای تعیین حکم «موضوع» که وظیفه اصلی یک مرجع و مجتهد دینی است بشتر وارد تعیین «مصداق» میشوند که از نظر فقهی تعیین آن بر عهده مکلّف است.به نظر میرسد اینگونه موضع گیریها و فتوا دادنها که در واقع نوعی تداخل تکلیف مرجع و مقلّد است پویایی فقه شیعه را مخدوش مسازد. امید است محققین و روشن اندیشان فقه شیعی هر چه زودتر بر پویایی فقه شیعه صحّه گذاشته و برای همیشه سرّه را از ناسرّه در موضوعات فرعیه و عملیه تشخیص و تعیین مسیر نمایند تا با کژاندیشی دینی خدایی ناکرده پویایی فقه شیعی زیر سوال نرود.


*حضرت آيت الله فاضل لنكراني طي فتوايي اعلام كرد:شرکت بانوان در مکانهاي عمومي ورزشي که همراه با اختلاط است به هيچ وجه جايز نيست

*گوگل نام غول جستجوگر از كجا آمده؟

[پيوند اين پست] نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 0:42 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

تقدیم به دختر گلم

دخترم در وبلاگ «دریاچه احساس» محبت صادقانه اش را نثار من کرده اگرچه شایسته اینهمه لطف و احساس نیستم و نا توان از جبران آن امّا جملاتی از ژرفای وجودم طراوش کرد که تقدیم دخترم« دریاچه احساس»میکنم.*

* دخترم تو امید فردایی

تو صدای نرم عشقی

تو صعود لحظه هایی

تو وجود عشق مایی

دخترم...

 تو حضور آرزویی

تو ظهور نوگرایی

تو همه دریای عشقی

تو همه عطر خدایی

تو یعنی ستاره من

تو دل شب میدرخشد

تو یعنی که من هستم

اگر هم به زیر خاکم

تو یعنی پژواک خاموش

نشود هرگز فراموش

دخترم...

 تو کبیر بی ریایی

تو حکیم بی صدایی

تو کبوتر سفیدی

تو فرشته زمینی

تو یعنی دریای احساس

تو یعنی راز خدایی

تو یعنی روشنی راه

تو یعنی بذل خدایی

تو پری دریایی

تو سفیر موج مایی 

دخترم...

تو خون رگهامی

تو صدای قلب مایی

[پيوند اين پست] نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 3:1 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

مدتی است که افتخار حضور ملموس در دنیای مجازی از من سلب شده است. راستش هم حسش نبود و هم گرفتاریهای کاری اجازه نمیداد. فکر میکنم تا حدود شش ماهی را اینگونه سر کنم اما با تمام این حرفها حیفم آمد در این لحظات چیزی ننویسم باور کنید همیشه بیاد دوستان وبلاگ نویسم هستم و چقدر غصه میخورم که ارتباطم با این عزیزان خیلی محدود و کم شده است .این لحظات بسیار گرانقدرند نه اینکه تنها بخاطر پایان سال قبلی و شروع سال جدید و ایجاد فرصت دید و بازدید بلکه آنچه این ایام را نزد من گرانقدر میکند ایجاد تغییر و تحولی است که در طبیعت رخ میدهد و به ما فرصت فراگیری درسی را میدهد که  برای تداوم زندگی انسانی و برای حفظ توان و انرژی و ایجاد نشاط  و شادیِ زندگی،امری حیاتی است.اینکه ما انسانها بیاموزیم که چگونه مثل طبیعت نسبت به تامین نیازهای معنوی و هم مادی، تغییر و تحول بیابیم و برای این منظور هیچ چیز بهتر از تغییر ذهنی و تغییرعملی و رفتاری  برای ما جواب نمیدهد، باید پارادایمهای ذهنی و روشهای عملی و سنتی را تغییر داد و اصلاح و ترمیم کرد تا زندگی همیشه برایمان جذاب و شیرین باشد،همچون آب روان، مادام که در حال حرکت است نشاط و ظلالی خود را حفظ میکند اما به محض ایست و در جا زدن بوی تعفن آن همه را از خود بیزار میکند. ما انسانها هم نیاز به حرکت، تغییر و تحول داریم باید با اصلاح یا تغییر مدلها و الگوهای ناکار آمد قدیمی و سنتی در ذهن(پارادایمهای ذهنی) و رفتار( روشها و اعمال در آداب، کسب و کار، و در مراودات فردی و اجتماعی) درب دنیای مدرن و پیشرفته را با انرژی وافر و با نشاط هر چه تمامتر به روی خود و اطرافیانمان باز نماییم . امید است در دنیای حقیقی فقرا و نیازمندان را هرگز فراموش نکنیم و از همین لحظه اراده کنیم که از این به بعد فرد بهتر و موفقتری باشیم و هر لحظه و روزمان بهتر از قبل. حرکت بسوی تغییر و تحولی اساسی تر،از ما فردی پیروز و سربلند در تمامی شئونات زندگی  و اجتماعی و کاری میسازد.

فرا رسیدن عید نوروزی و جشن و سرور ملی را به همه دوستان،خانواده، فامیل و آشنایان  و وبلاگ نویسان بسیار عزیز، مبارزان راه آزادی و تغییر و تحول و به همه ایرانیان و ایراندوستان در سراسر دنیا تبریک و تهنیت میگویم.

یا مقلب القلوب و الابصار یا محول الحول و الاحوال،یا مدبّر اللیل و النّهار، حوّل حالنا الی احسن الحال.  

[پيوند اين پست] نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 10:56 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

وامصیبتا که تنها چیزی که در این مملکت ارزش ندارد و به وفور پیدا میشود جان آدمیان است و بس!!!!!!!!!!!!!!
خبر سقوط هواپیمای باری پر از عکاس و خبرنگار و آدم،در قلب تهران و هجوم کوه آهنینی بر یک ساختمان ده طبقه را همه شنیدید.براستي مقصر كيست؟

مقصر هیچکس نیست جز ...


ادامه مطلب را در اينجا بخوانبد
[پيوند اين پست] نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 10:22 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

آيت ا...شيخ اسدا...بيات زنجانيآيت ا...شيخ اسداله بيات زنجاني نايب رئيس اسبق مجلس شوراي اسلامي و مدرس  دروس عالي فقه و اصول و فلسفه حوزه علميه قم چند سالي است كه به جمع مراجع تقليد پيوسته است وي نوشتن رساله توضيح المسايل خود را حدود 3 سال پيش به پايان رسانده امّا هنوز مجوز انتشار رسمي از سوي وزارت ارشاد اسلامي دريافت نكرده است! و ...


ادامه مطلب را در اينجا بخوانبد
[پيوند اين پست] نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 1:44 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

«بر اساس اعلام دفاتر مراجع تقليد،آيات عظام صانعي، بهجت،صافي و فاضل لنكراني روزپنج شنبه عيد فطر اعلام شد»  «روزه گرفتن در روز عيد فطر باطل وعملي حرام است »

بيش از 1400سال قمري از تاريخ اسلام گذشته است و در طول اين مدت هرسال حدود 30روز را (ماه رمضان) مسلمين روزه بوده اند.هر سال در اول ماه رمضان وپايان آن اختلاف نظرهاي علماء پيرامون حلول ماه قمري، بر جسته ميگردد.براساس همين اختلاف برخي روز اول ماه رمضان را روزه نمي گيرند چون آنروز را آخر ماه شعبان ميدانند در حالي كه آنها، به اعتقاد آناني كه آنروز را اول ماه رمضان ميدانند و روزه ميگيرند ترك واجب نموده اند! در آخر ماه هم همينطور، برخي زودتر عيد فطر را اعلام ميكنند و برخي يك يا دو روز دير تر يعني روز عيد فطر را روزه مي گيرند در حالي كه روزه گرفتن در روز عيد فطر بر اساس اتفاق نظر علما حرام و معصيت و از گناهان بزرگ محسوب ميگردد.شخصيتهاي بزرگ دیني چون صانعي،بهجت،وفاضل لنكراني پنج شنبه را عيد فطراعلام كردند(وقطعا معناي اين اعلام،اطمينان حاصل از رويت ماه درآسمان ايران بوده است) آيا شهادت و اطمينان اين مراجع براي ديدن هلال اول ماه كفايت نمي كند تا صدا و سيما رويت ماه را به اطلاع عموم روزه گيران برساند؟! آيا...


ادامه مطلب را در اينجا بخوانبد
[پيوند اين پست] نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آبان 1384ساعت 10:19 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

انتظار فقر بعد از مدتهاي مديد چند روز پيش فرصتي پيش آمد تا جهت خريد قدري خورد و خوراك به همراه همسرم به بازار قم بروم. شهر خيلي شلوغ بود هركس سرش تو لاك خودش بود جلوي هر مغازه كه ميرفتي ازدحام جمعيت باعث ميشد تا از خريد كردن منصرف شده و به سراغ مغازه اي ديگربروي. از هر طرف كسي تنه اي ميزد و براهش ادامه ميداد. جلوي ميوه فروشي و سبزي فروشي و قنادي و خوار بار فروشي و ... كه ميرسيدم سلام ميكردم اما جوابي نمي شنيدم.

آقا اين ...كيلو چند؟ جواب، سكوت فروشنده بود كه در حال كشيدن اجناس، چپ چپ نگاهكي مينداخت و هيچ محلي نمي گذاشت گويي كه از سر و وضع ما بر ميآمد كه مشتري نون و آبداري برايشان نيستيم!

زماني كه در نوبت خريد به صف بوديم هر كس از راه ميرسيد جلوي ما مي ايستاد و طوري كه انگار از دماغ فيل افتاده باشد با زرنگي و البته با پررويي هر چه تمامتر خريدش را ميكرد و ميرفت! و فروشنده هنوز نسبت به ما بي محل! خيلي اعصابم بهم ميريخت، هيچكس به حق خودش رازي نبود! رعايت حق و حقوق همديگه رو  نمي كردند...

هرگاه ميآمدم تا اعتراضي كنم، طوري پاسخم را به تندي و غضب  ميدادند كه جز سكوت راهي برايم نمي ماند.

و در خيابان ... ادامه مطلب...

[پيوند اين پست] نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مهر 1384ساعت 6:0 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

چندروزي را در اين فكر بودم كه چه بايد كرد؟ از كجا بايد خروج و خروشيد؟ از كجا بايد حركت كرد ؟و مرور كردم و مرور كردم گذشته خود را. موقعيت و وضعيت جامعه پيراموني را... و بعد حتا نگاه كردم به دور دستها!! چرخش زمين را بدور خود و دنيا و هستي را...در خيلي از نقاطِ اين هستي، زندگي، نشاط  و حركت است... وديدم اميد برآسمان حركتشان سايه افكنده...تبسمي بر لبانم جاري گشت و سپس مقايسه كردم موقعيتهای مردمان آنسوي را با خود، با شهر خود، با كشور خود  و با كشورهاي پيرامون خود...سرزمينهايي را ديدم خموش و گُر گرفته! سرزمينهايي در حال لرزش و رقص، رقصِ مرگ...! ملتهايي را ديدم كه به جاي اميد، درياها سيلاب وار برسرشان فرو ميرزد و تل ويرانه ها بعد از سكوت دريا!! مردماني را ديدم ...


ادامه مطلب را در اينجا بخوانبد
[پيوند اين پست] نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1384ساعت 2:44 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

ادامه حيات با حركت و فراموشي ميسور است. فراموشي خود يك نعمت است كه سبب ميشود

 

تا بشربا از ياد بردن مصايب و غمها براي حركتي دوباره خيز بردارد. مهم اينست كه

 

انسان حركت و خروج كند ، خروج از درجا زدن . اين خروج و حركت است كه زندگي و

 

ادامه حيات را معنا ميبخشد وسختيها و تاريكی هايش را قابل تحمل مينمايد. پس با از ياد بردن

 

سختيها، دردها و شكستها، آغاز حركتي نو، راه  را هموار و روشن ميگرداند. حركتي آغاز

 

بايد كرد تا....

[پيوند اين پست] نوشته شده در  جمعه هشتم مهر 1384ساعت 12:27 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

عشق جلا بخش و سبب تعالي روح و زمينه رشد شخصيت انسانهاست.

 

عشق زيباترين حركت دل است.

 

عاشق ، معشوق را زيباترين، كاملترين و مقدسترين ميداند.

 

عاشق در برابر معشوق نسبت به غير نابينا و ناشنوا است.

 

بر همين اساس قبل از عشق بايد زيباترين، كاملترين و مقدسترين

 

را انتخاب كرد تا هيچوقت پشيمان از عشق نشوي .

 

آفريننده و معبود هم زيباترين، كاملترين و مقدسترين است و

 

هم قادرترينِ معشوق...

[پيوند اين پست] نوشته شده در  شنبه دوم مهر 1384ساعت 3:40 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

فردا جمعه در تهران اولین جلسه حزب اعتماد ملی که فراتر از اعضای موسس حزب خواهد بود تشکیل خواهد شد جلسه صبح فردا اگرچه جهت قدردانی از مسئولان ستادی آقای کروبی برگزار میگردد. اما بنظر میرسد نوعی  عضوگیری برای حزب نیزمحسوب گردد بخصوص که در بعد ازظهر آنروز اولین جلسه پیش از کنگره ظاهرا  به همین منظور تشکیل خواهد شد.

از آنجاییکه احزاب سیاسی در ایران آنطور که باید و شاید هنوز نهادینه نشده  و تقریبا تا کنون حزب واقعی که خارج از حاکمیت و از پایین به بالا شکل گرفته و به سرانجامی رسیده باشد سابقه دار نیست . شکل گیری حزب  جدید التاسیس « اعتماد ملی» ویژگی و حساسیت خاصی را میطلبد تا به  بیماری حزبی مرسوم در بین احزاب موجود ایران دچار نشود که در وحله اول میبایست این حساسیت خاص از جانب موسسین محترم حزب مد نظر قرار گیرد و هیچگاه نسبت به « حزب اعتماد ملی» خود را مالک بلامنازع  ندانند چرا که در غیر این صورت اولین حرکت خروج از ساز و کار حزبی عمل کردن، کلید خواهد خورد  و همچون احزاب شکست خورده دیگر در بیماری « خود را دیدن وپرده بر دیگران کشیدن» باقی خواهند ماند و روزبروز از مردم و توده ها که میبایست صاحبان اصلی احزاب باشند دور خواهند شد و این یعنی ابتر ماندن تمامی اهداف یک حزب واقعی و تمام عیار.

مجاهد آگاه  و دلسوز صادق جناب آقای کروبی در آغاز اعلام تشکیل حزب به دو ویژگی مهم و سرنوشت ساز احزاب واقعی اشاره کردند که « حزب اعتماد ملی» را بر دیگر احزاب موجود در صورت عملی شدن متامیز میگرداند. 1- عدم شکل گیری حزب از درون حاکمیت 2- شکل گیری آن از درون ملت ( از پایین به بالا)

آقای کروبی بخاطر اثبات ادعای خود مبنی بر تشکیل حزبی غیر حکومتی  و بخاطر اینکه شبهه وابستگی حزب به حکومت مرتفع گردد و حزبی تکراری  و از بالا به پایین شکل نگیرد عملا از کلیه مناصب حکومتی اعم از مشاور عالی رهبری، عضویت مجمع تشخیص مصلحت نظام حتی دبیرکلی مجمع روحانیون مبارز که شبهه وابستگی به حکومت را در پی خود داشت استعفاء داد و بارها در مصاحبه ها، سخرانیها و نامه ها و نوشته های خود تاکید بر شکل گیری حزبی مردمی و از پایین به بالا نموده است که در تاریخ احزاب سیاسی ایران میتوان گفت کم سابقه و بلکه بی سابقه است . بر همین اساس میبایست دست اندرکاران « حزب اعتماد ملی» در عضوگیری حزبی حساسیتهای لازم را مد نظر داشته باشند  و دو ویژگی اساسی و استراتژیک  مطرح شده توسط آقای کروبی را همیشه مراعات نمایند و برای نیل به این منظور بهتر است هم خود آقای کروبی و هم اعضای حزب که خواهان وجود یک حزب فراگیر و مردمی با عضویت میلیونی هستند هیچگاه این تمایز و این دو ویژگی را در ساختار حزب فراموش نکنند و برای پیشبرد بهتر فعالیت حزب همیشه به ساز و کارهای حزبی  معتقد و متمسک باشند.

[پيوند اين پست] نوشته شده در  پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت 7:4 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

اخیرا سید محمد خاتمی رئیس جمهور قبلی ایران از ظهور طالبانیسم گفته و هشدار داده است!

سخن ایشان مرا به فکر فرو برد و سپس تعجبم را برانگیخت.

1- دلیل این تعجب هم این پرسشهای  بوجود آمده  در ذهنم است : آیا خاتمی تا کنون خواب بوده  وتا حالا از وجود طالبانیسم در کشورمان بی خبربوده  است که اکنون از ظهورش اعلام خطر میکند؟!

جواب منفی است. خاتمی خود به خوبی میداند که در گذشته این طالبانیسمها بطور مستمر وجود داشته اند منتها با عناوین مختلف: خوارج ، ناکثین و... و حتی میداند که  در زمان رهبری آقای روح اله خمینی هم ایشان به خطر طالبانیسمها بارها هشدار داده بود، البته با واژه های متحجرین، روحانیون متهتک  و... وقطعا آقای خاتمی هم این هشدارها را بیاد دارد . علاوه بر این خود نیز در طول ریاست جمهوری اش از نیش زهرآگین این تفکرمتنفذ در حکومت  در امان نبوده است و خود اعتراف داشته که هر9 روز یکبار با بحرانهایی  که از سوی آن جریان برای دولت تحت امرش ایجاد میگشت، مواجه بوده است. و سایه به سایه، او و اصلاح طلبان را تهدید میکرده. لذا جای تعجب است که ایشان بعد ازپایان  ریاست جمهوریش تازه از ظهور طالبانیسم درقدرت حاکم بر ایران سخن به میان میآورد!

2- تعجب بیشتر اینکه با وجود آگاهی از ظهور طالبانیسم در گذشته، از ظهور و قدرتمند شدن منگولیسم سخنی به میان نمی آورد در حالی که پدیده جدید در تحولات منفی کشور ما قدرتمند شدن جریان وتفکرمنگولیسمهاست نه متحجران و طالبانیسمها که همیشه بوده اند؟! چیزی که جناب آقای کروبی در کنگره پایانی مسئولان و معاونان  ستادهای انتخاباتیش(پایان مرحله اول انتخابات ریاست جمهوری 1384) در تهران به ظهور آن اشاره کرد.

  آری منگولیسم درکشور ظهور کرده و همچون اختاپوسی، یکی پس از دیگری در حال در دست گرفتن ارکان قرت در ایران است.

کاش خاتمی و امثال وی  به جای صرفا هشدار دادن، راه حل نشان میدادند و برای رهایی کشور و ملت از دست متحجران طالبانی و جریان نو ظهور منگولها واقعیتها را میگفتند و اینکه چه کار باید کرد؟ و چه پیشنهاد و برنامه ای دارند؟

[پيوند اين پست] نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم مرداد 1384ساعت 6:42 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

*چرا بار دیگر  ترور آغاز شد؟

علت ترور قاضی احمدی مقدس چند احتمال دارد:

1- جناحی که به دنبال یک دست کردن حاکمیت هستند این ترور را صورت داده اند تا با ایجاد نا امنی در جامعه بهانه ای برای سرکوب جمهوری خواهان در دست داشته  و همچنان بر خر مراد خویش برانند. به عبارتی از آب گل آلود ماهی بگیرند.

2- این ترور توسط فردی یا افراد سازمان نا یافته صورت گرفته است و علت وقوعش باز نشدن گره مشکلی به نام « اکبر گنجی در آستانه مرگ » و مسدود شدن راههای مسالمت آمیز برای پیش بردن خواسته ها است . به عبارتی نتیجه انسداد سیاسی و اجتماعی در جامعه آغاز فعالیتهای زیر زمینی است که خواه نا خواه به خشونت و خونریزی می انجامد.

3- دخالت دست گروهای مخالف خارج از کشور در این ترور که حکایت از آن دارد آنچنانکه مسولان ذیربط میگویند خیلی هم امنیت جامعه تحت کنترل آنان نیست و احتمال ترور و خشونتهای بیشتر هم میرود.

 

* به هرحال هرکدام از احتمالات فوق که در روزپایان کار دولت خاتمی و آغاز بکار دولت اسلامی احمدی نژاد صورت گرفته  حکایت از بازگشت وضعیت نامطلوب پیش از دوم خرداد1376 است که جامعه را دستخوش نا آرامیها، ناامنیها و ناگواریهای سیاسی- اجتماعی میکند و سرانجامش معلوم نیست چه خواهد شد!؟

خدا کند تا دیر نشده آنها که دل در گرو آرامش و آسایش مردم و کشور دارند و کاری مثبت از دستشان بر می آید هر چه سریعتر چاره ای بیاندیشند و از حرکات تند و نا بخردانه احتمالی در انتقام از ترور بعمل آمده جلوگیری بعمل آورند.

لینکهای مرتبط:

قاضی پرونده گنجی در پایتخت ایران ترور شد (بی بی سی)

معاون دادستان تهران مورد سوقصد قرار گرفت و جان باخت  (ایرانا)

ترور يك مقام قضائي به دست عوامل ناشناس(بازتاب)

[پيوند اين پست] نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مرداد 1384ساعت 7:0 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

خبرچینان نان نا مردی میخورند و نان نامردی را با خون آزادگان به کام خود میبلعند

[پيوند اين پست] نوشته شده در  یکشنبه نهم مرداد 1384ساعت 12:50 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

من دیشب آقای گنجی را دیدم ُحال گنجی خیلی وخیم است. من از همه مردم تقاضا میکنم ...از همه کسانی که میتوانند کمک کنند... خواهش میکنم در صحنه حضور پیدا کنند و به ما کمک کنند ... من نگران جان شوهرم هستم ...نگران اینکه چشماش باز است یا نه؟ نفس میکشه یا نه؟ قلبش میزنه یا نه؟ .... الآن مسایل سیاسی مطرح نیست الآن مسایل انسانی دخیل است ... الآن یکنفر داره با مرگ دست و پنجه نرم میکنه...من فقط میخواهم ۲ دقیقه دیگه گنجی رو ببینم (گریه) گنجی نباید به این راحتی بره . گنجی نباید بمیره. گنجی میتونه به دیگران کمک کنه.(گریه) من حاضرم بجای گنجی برم ولی او بمونه... من همیشه جلوی مردم روحیه ام را حفظ کردم ولی الآن که میبینم گنجی داره میره نمی توانم بی تفاوت باشم ...و گریه ...و گریه... ***

*خدایا این گریه ها کی سر میرسه ؟ خدایا آه مظلومان را بشنو و خانه ظالم را ویران کن خدایا...

عجیب است گنجی داره میمیره آنوقت دست روی دست...! یک انسان داره میمیره آنوقت سکوت و سکوت!!!! مردم- ایرانیها ! یک هموطن داره میمیره چرا کاری نمیکنید؟! مرگ یک هموطن آزادیخواه مرگ وطن است مرگ آزادی و استقلال است چرا فریاد بر نمی آورید؟ 

چرا جلوی بیمارستان میلاد تجمع نمی کنید ؟! چرا به داد مظلوم نمی رسید؟! گنجی بخاطر وطن بخاطر آزادی و به بخاطر ما داره میمیره چرا کاری نمی کنید؟ !پیشنهاد میدهم از همین الآن همه به بیمارستان میلاد بروید و تا گنجی را مداو و آزاد نکنند از بیمارستان دور نشوید زنده باد گنجی پایدار باد ایران.         

در این رابطه:

گنجی خود را بر بلندای بـام آزادی رسانده و نـدا سر می دهد که ....  (آزاده - آزادیخواهی)

ادامه تلاشها برای آزادی گنجی               

وکيل مدافع گنجی بازداشت شد                  یک قدم تا فاجعه (بهرام- پیشگامان ازادی )      

هراس ماموران دادستاني از رو در رو شدن با متقاضيان ملاقات با اکبر گنجي متن کامل

بازداشت یک خبرنگار به اتهام کسب خبر ازوضعیت اکبر گنجی سایت امروز

دستگاه قضایی ایران و شخص آیت الله شاهرودی مسئول حفظ جان و سلامتی گنجی است گزارشگران بدون مرز

اکبر گنجي،ابهام و عناد دستگاه قضايي ايران(گزارشگران بدون مرز)

سخنگوی قضايی:شاهرودی نمی تواندگنجی را آزاد کند(بازتاب)

[پيوند اين پست] نوشته شده در  جمعه هفتم مرداد 1384ساعت 6:1 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

مدتی است که گروهی در اهوازتوانسته اند با ادعایی غیر منطقی اطمینان بسیاری را بخود جلب کرده و  سرمایه هنگفتی از مردم را به جیب بزنند.

 آنان مدعی بودند که هرکس به هر میزان در طرح آنان سرمایه گذاری کند پس از یک ماه اصل سرمایه به اضافه  پنجاه درصد سود را باز میگردانند و یا هرکس مثلا چهار میلیون و پانصد هزار تومان پول میداد بعد از یک ماه یک اتومبیل پیکان با کارکرد صفر که بهایش در بازار حدود شش میلیون تومان است به وی میدادند .

این گروه که گفته میشود با شیخ نشین دبی مرتبط بودند چند ماهی با پول اولیه نه چندان زیادی که جمع آوری کردند  وعده های خود را عملی ساختند  و این سبب اطمینان بسیاری گردید به همین خاطر در مراحل بعدی برخی  افراد متمکن ، با پول خود که گاهی به دهها میلیون تومان میرسید در طرح مزبور سرمایه گذاری کردند و عده ای هم که رویای پولدار شدن را در سر میپروراندند و به دنبال یک پول زیاد و کم زحمت بودند هر سرمایه غیر نقدی نظیر خانه، زمین، ماشین و... که داشتند و بعضا تنها سرمایه شان بود را نقد کرده  و به امید پولدار شدن به افراد مذکور سپردند و متاسفانه ، تعداد این افراد فریب خورده نیز بسیار است. وسعت این فریب آنقدر زیاد بود که حتی از دیگر نقاط کشورمثل قم  نیز در این طرح شرکت داشتند .

اما چند روز پیش خبر رسید که تعدادی از آن افراد فریبنده  که قصد فرار به کشور عراق را داشتند روی مرز ایران وعراق دستگیر شده و در پی آن تعدادی دیگر در اهواز و برخی شهرهای جنوبی خوزستان دستگیر کردند  و حسابهای بانکی آنها نیز تا اطلاع ثانوی مسدود گردید.

الان دو سه روزی است که بخاطر همین دستگیریها در برخی مناطق عرب نشین اهواز در گیری شدید رخ داده  و برخی مغازه ها ، بازار کیان اهواز و تعدادی ماشین در خیابانها را به آتش کشیدند.

متاسفانه از این دست اتفاقات و فعالیتهای اقتصادی کاذب هر از گاه در کشور رخ میدهد . و سرمایه های خرد و درشت مردم به یغما میرود و بعد عده ای هم دستگیر و روانه زندان میشوند اما سرمایه مردم بر نمی گردد؟! و حکایت همچنان تکرار و تکرار میشودو این دوسوال نیز مدام بی پاسخ مانده است:

1- اگراینگونه فعالیتها قانونی است پس چرا بعد از مدتی از فعالیت آنان ممانعت میشود و عده ای را دستگیر و هیچکس هم پاسخگوی مردمی که دارو ندارشان را از دست داده اند نیست؟ 

2- واگر قانونی نیست پس چرا قبل از آنکه کلاهبرداری شود و مردم فریب بخورند جلوی اینگونه فعالیتهای کاذب را که در وسعت بسیار صورت میگیرد  نمی گیرند؟

امیدوارم توسط مسولان امر برنامه ای اتخاذ شود تا اینگونه فعالیتهای کاذب و فریبنده که به نظر نویسنده زاییده همان اقتصاد بیمار ایران است تکرار نگردد که البته به این زودیها بعید میدانم اتفاق مثبتی صورت بگیرد مگر آنکه شق القمر شود!

[پيوند اين پست] نوشته شده در  سه شنبه چهارم مرداد 1384ساعت 1:18 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

« یکی از دوستان اینترنتی چند سوال و نظر در مورد پست مطلب قبلی طرح کرده است که خواندن پرسش و پاسخها خالی از لطف نیست. »

صادق:خدا برایت نگهش دارد اما حاجی ملاک قضاوت عملکرد افراد است از نظر من گنجی و حجاریان زیاد ادمهای قابل اعتمادی نیستند شرمنده ام که اینقدر صریح می گویم من با زندان رفتن گنجی یا هر کس دیگر به خاطر فکر و عقیده و انتقاد مخالفم اما در مورد اقای گنجی اغراق زیاد شده است.حاجی جون مطمئنی گنجی آزادیخواه است یا بهتر بگویم آزادی چی را دنبال می کند آیا گنجی و امثالهم در صورت بدست آوردن قدرت دیکتاتوری شدیدتری راه نمی اندازند؟

صادق:  گنجي قهرمان يا مزدور اين سوالي است كه من دارم شما پاسخي داريد؟اکبر گنجی

 پاسخ:آقای صادق نخواستم جواب بدهم چرا که معتقدم جواب سوالت از بدیهیات است اما به اصرار یکی از اعضا’ خانواده جوابت را میدهم.
باید دید تعبیرتان از مزدور چیست؟ مزدور کسی است که بخاطر پول یا سودی از سوی دولت مامور میشود کاری را انجام بدهد و مورد حمایت حاکمیت است.
حال شما بگویید که آیا گنجی مامور شده تا خودکشی کند ! و مامور شده تا ظلم و ستم داخل حکومت را افشا کند ! مامور شده تا مانیفست بنویسد و خواستار پیاده شدن دموکراسی شود ؟! مامور شده تا بر خواسته های انسانی اصرار ورزد؟! مامور شد تا به کنفرانس برلین برود و بعد هم مامور شد تا به خاطر شرکت در کنفراس برلین زندانی شود؟! و مامور شده تا حرف دل میلیون ها ایرانی را سر دهد؟! و بابت اینهمه ماموریت موفقیت آمیز مزد میگیرد و مزدش هم زندان است تا به او بگویند مزدور؟!
آقای صادق اگر چنین آدمی مزدور است؟! و چنین ماموریتی از جانب حکومت است پس درود بر این مزدور و چنین حکومتی که چنین به فکر حقوق اساسی ملت و پیاده شدن دموکراسی است!!
واقعا جای تاسف است که برخی به کمتر از مرگ افراد راضی نمیشوند؟! اینرا هم اضاف کنم که من بخاطر اصلاح طلب بودن گنجی از وی حمایت نمی کنم بلکه بخاطر اینکه او بشر است و برای آنچه که به آن ایمان دارد مبارزه میکند. بخاطر اینکه وی مقاوم و سخت کوش است و از حقوق انسانی بشر حمایت میکند. من بخاطر احقاق حقوق بشر از گنجی و امثال وی دفاع میکنم .

صادق:حاجی این جریان تامین هزینه انتخاباتی یکی از کاندیداها با استفاده از قاچاق مواد مخدر چقدر صحت دارد؟                                                

پاسخ:آقای صادق عزیز
صحتش همانقدر است که شکنجه ها و وجود زندانیان سیاسی تکذیب میشود و آزادیخواهان را فاسد و فاشیست میخوانند!!

[پيوند اين پست] نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت 0:8 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

شب است و چهره میهن سیاه استزبان حال همسر گنجی: ای خدا آزادی؟!  
نشستن در سیاهیها گناه است
ای وطن و ای دین شما را آزاد و مستقل میخواهم
تلاش میکنم تا روزی شما را از غل وزنجیرها رها کنم                                                                    آی مردم!
آیا کسی که برای احقاق حقش مبارزه میکند مجرم است؟
آیا وقتی برای رهایی،انسان از جان مایه میگذارد او مجرم است؟
آیا گنجی به جرم آزادی خواهی مجرم است؟                                              همه ما آزادی میخواهیم یا همه ما را پیش گنجی ببرید. 
یا گنجی و گنجی ها را آزاد کنید.

به کی باید روی آورد؟ آزادی را کجا باید جست؟ ای خدا آزادی؟ آزادی؟

[پيوند اين پست] نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم تیر 1384ساعت 4:26 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

وقتی انتخابات در دور اول به پایان رسید  روزنامه کیهان تنها پس از یک ساعت تعداد کل آراء را بدون اینکه شمارش شوند ۳۲میلیون رای (بعنوان تیتر اول) خود اعلام کرد و احمدی نژاد و هاشمی رفسنجانی را نیز بعنوان ورودیان به مرحله دوم معرفی کرد . و البته از این غیب گوییکیهان،وزارت کشور و شورای نگهبان نیز تبعیت کردند و طبق دستور روزنامه همیشه وزین و پر ورق کیهان با قربانی و حذف کردن مهدی کروبی یک دکتر آسمانی و اسلامی ! (دکتر محمود رئیس جمهور ) و یک روحانی و سیاستمدار شبیه عمر! و البته قربانی بعدی یعنی هاشمی بهرمانی را به دور دوم ماراتن ریاست جمهوری کشاندند تا بار دیگر این روزنامه همیشه هوشیار و پیشگو و غیبگو؟! یعنی همان کیهان خودشان،جلو جلو نتایج انتخابات را پیشگویی کرده و اعلام نماید.

بار دیگر آن روزنامه پهناور تنها چند دقیقه بعد از پایان انتخابات و بدون شمارش ، پیروزی دکتر محمود (بگویید دکتر محمود اسلامی و آسمانی ) را اعلام کرد(سایت بازتاب) و یک حماسه آسمانی دیگر را بوجود آورد که عنقریب یعنی فردا را به شکرانه نزول فرشتگان در پای صندوقهای رای، بخصوص در تهران الکبیره و قم المقدسه جشن میگرند تا بکوری چشم زمینیان و حرف مفت زنها،ریاست و کیاست و سیاست آسمانی بر جهان و جهانیان حکم فرما شود.

اما توجه جدی داشته باشید این تنها کیهان نیست که میتواند غیب گویی کند. چون این حقیر تازه به دوران رسیده الاحقر هم در وبلاگ پژواک خاموش که به استکبار جهانی وصل است ! چندی پیش نتایج دور دوم را با عنوان حرکت از این بیش شتابان کنید پیش بینی کرده و اعلام داشته بودم که در هر صورت هاشمی رای میآورد اما جناب دکتر محمود عزیز آسمانی ، رئیس جمهور محبوب خواهد شد. و همه بدانند که این نه تقلب است و نه تخلف، بلکه لطف خداست که فرشتگان از آسمان نازل گشته و مردم ایران را با این معجزه بزرگ در برابر زورگوهای دموکراسی خواه و جمهوری خواه و آمریکایی و از خدا بیخبران و بی پدر مادرها و زن ذلیلها و علیلها و مادر مرده ها و ها و ها !!! یاری رسانی کرده و مرغ سعادت را بر دوششان نشانده است!

تازه این که چیزی نیست من پیشگوی الاحقر و المنقل میخواهم حتی میزان رای فرد پیروز و بازنده را که از سوی استکبار جهانی بدستم رسید  برایتان ار این قرار خورده فرمایش کنم:

1-      آقای اکبر هاشمی بهرمانی رفسنجانی  قهرمانی حامی غیر خودیها! حدود 15 میلیون رای از سوی مردم وابسته به استکبار جهانی را بخود اختصاص خواهد داد و نفر اول خواهد شد اما چون از سوی خودیها رای نمیاورد و هیچ نسبتی با خودیها ندارد و یه کمی هم به سوی غیر خودیهای ضد انقلاب ! چپ شده است، نمی تواند رئیس جمهور خودیها و آسمانیها شود .

2-      آقای جناب دکتر محمود احمدی نژاد آسمانی و اسلامی و مرد عمل!حدود نه/9 میلیون رای را از خودیهای ایرانی و بیشترش هم از سوی فرشتگان آسمانی به خود اختصاص میدهد و دیگران بی خود میکنند رئیس جمهور شوند. بنابراین رای احمدی نژاد چون از سوی آسمانی هاست، مهمتر از آراء زمینی هاست  بر همین اساس از قبل رئیس جمهور است و مشت محکمی است بر دهان یاوه گویان و استکبار جهانی و در راسش مردم غیر خودی و آمریکای جنایتکار !؟ 

 محمودو دوست داریم... ، محمودو دوست داریم ... دیدی زور بر مردم پیروز است ؟! ها!؟

3-      واما نتیجه گیری نهایی اینکه : سید احمدرضا احمدپور بخاطر اینکه از قبل همکاری کرد و گفته بود یعنی علم غیب داشت که احمدی نژاد رئیس جمهور میشود باید به وی یک جایزه برازنده داد تا بازهم از این غلطا بکند! یک سوئیت (همان سلول) در کاخ اوین(همان زندان اوین ) به اون جایزه میدهیم ....  دورود بر رئیس جمهور مردمی که از آسمان آمد... مرگ بر غیر خودیها و زمینیها یعنی همه .... این است قاطعیت . ما مرد عملیم ...هورا...

 لینکهای مرتبط

رنجنامه ای خطاب به اصلاح طلبان پیشرو!!!

دبير كل حزب اتحاد مردم ايران :اگر كروبي شكست بخورد ريشه اصلاحات خشكيده خواهد شد

بزرگترین اپوزیسیون جمهوری اسلامی خودش است

جنگ قدرت در ایران از سرگرفت!

ستم به معین و ظلم به ملت

معین آمد ولی گناه آمدنش بر دوش ملت سنگینی میکند

آزادی مصونیت ندارد

تقلب و لامبادا

[پيوند اين پست] نوشته شده در  شنبه چهارم تیر 1384ساعت 3:23 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

 معین و مهرعلیزاده  را آوردند تا باتجزیه آرای اصلاح طلبان  دو قربانی بزرگ بگیرند.

کروبی در مرحله اول و هاشمی در مرحله دوم؟

برهمین اساس انتخابات در مرحله اول مخدوش برگذارشد تا رئیس جمهور منتخب ملت، کروبی را قربانی کنند.

برهمین اساس دور دوم هم، انتخابات مخدوش برگذار میشود

برهمین اساس رئیس جمهور آینده احمدی نژاد خواهد بود

برهمین اساس نامزد مخدوش کنندگان، غاصب پست ریاست جمهوری خواهند شد.

برهمین اساس قربانی بزرگ بعد از کروبی، هاشمی رفسنجانی است.

بر همین اساس اینبار هاشمی رفسنجانی مظلوم میشود.

بر همین اساس بایداز مظلوم دفاع کرد و برظالم شورید.

بر همین اساس خیلیها به هاشمی رای میدهند تا طالبانیسم و مونگلیسم رئیس جمهور نشود.

اما... من سید احمدرضا احمدپوررای میدهم

 من رای میدهم از سر اجبار ؟

بر همین اساس من هم به هاشمی رفسنجانی رای می دهم؟

چون میدانم مونگلیسم و طالبانیسم در صورت عدم مشارکت بالای مردم بدون تقلب و با رای مشروع

انتخاب میگردند.

من رای میدهم چون میدانم با مشارکت بالای مردم باز هم مونگلیسم و طالبانیسم رئیس جمهور میشوند اما نامشروع  وبا تقلب.

بر همین اساس من رای میدهم تا مونگلیسم و طالبانیسم، نا مشروع رئیس جمهور شوند

من رای میدهم تا قربانی بزرگ بعدی با مشروعیت بالا قربانی گردد وباپشتوانه مردمی به جنگ طالبانیستها و مونگلیستها برود.

من رای میدهم تا هاشمی با پشتوانه محکم در طغیانی که بعد ازانتخابات خواهد داشت تکیه کند

من میدانم هاشمی هم همچون کروبی از حاکمیت خارج خواهد شد و به کروبی و من وشما میپیوندد

برهمین اساس من رای میدهم تا مونگلیسمها و طالبانیسمها تنها بمانند

برهمین اساس در داخل و در خارج مدافع قابل توجهی نخواهند داشت وبا بحران مشروعیت حداکثری مواجه خواهند شد و این یعنی پایان مرگ طالبانیسمها و مونگلیسمها.

و ما مردم منسجم و یک پارچه خواهیم شد. دیگر هیچ چیز و هیچکس مارا از هم جدا نخواهد کرد. ما مردمیم. جنس ما از پولاد است ما زنده ایم چون میتوانیم . من وتو و شما همگی ما هستیم و« ما» شکست ناپذیر است

 ما زنده ایم ما میتوانیم. 

 ما زنده از آنیم که آرام نگیریم       موجیم که آسودگی ما عدم ماست

برهمین اساس با اینکه انتخابات مخدوش خواهد بود اما روز سوم تیر ماه همه خروج میکنیم و رای میدهیم.

رای به قربانی بزرگ بعدی به هاشمی رفسنجانی

این هم بیانیه ها و حمایتهای شخصیتهای حقیقی و حقوقی از هاشمی رفسنجانی :رای خاتمی به هاشمی

*كروبي در جمع فعالان سياسي و رؤساي ستاد انتخاباتي اش :كاري كه برخی در جمهوري اسلامي کردند كمونيست ها هم انجام ندادند

وزارت کشور هشدار داد امکان روی دادن تخلفات انتخاباتی در دور دوم بیش از دور اول است

*حزب اتحاد مردم ایران:از صاحبان آراي منفي و خاموش كه به پاي صندوقهاي راي نيامدند دعوت ميكنيم تا به هموطنان خود پيوسته و سرنوشت سياسي كشور را به بهترين وجه رقم بزنند كه فردا دير است .فاستقم كما امرت؛

*حمایت خاتمی رئیس جمهور از هاشمی با ارسال پیام به مردم

*میر حسین موسوی نخست وزیر سابق هم از هاشمی حمایت کرد

بیانیه معین در حمایت از هاشمی

 

*میرزا پور شفیعی دبیر کل حزب نواندیشان عصر سبز طی تماس تلفنی اعلام داشت که حزب نواندیشان عصر سبز جهت پیش گیری ازتسلط نظامیان طالبانی بر دولت جمهوری اسلامی از ملت شریف ایران میخواهد که در صحنه حضور داشته  و متقلبین انتخاباتی را ناکام کنند. وی به صراحت از نامزدی حمایت نکرد اما از دعوت به حضور مردم در صحنه بر می آید که باید از هاشمی حمایت کرد. 

*اخبار جدید و حساس را در (حرکت) پشتیبان پژواک خاموش بخوانید.  (کروبی در گردهمایی دیروز گفت: سلام بربشارتی . درود و سلام بر عبد الله نوری...

[پيوند اين پست] نوشته شده در  چهارشنبه یکم تیر 1384ساعت 2:29 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

[پيوند اين پست] نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 2:12 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

آقای بهزاد نبوی عضو مجاهدین انقلاب و نایب رئیس مجلس ششم شب گذشته در ستاد مشارکت قم با وجود حضور نیروی انتظامی و در انظار همگان کتک مفصلی خورد گفته می شود وی از ناحیه سر مجروح و به بیمارستان اعزام شد. لازم بذکر است که آقای نبوی مدام از اجرای قانون دم میزند و معتقد است که با ظرفیتهای قانون اساسی و شرایط موجود میتوان به اصلاحات در درون حکومت دست یافت . البته اگر بازهم از این کتکها بخورد احتمالا از نظرش برگردد. اینکه چرا تا کنون بر چنین اعتقادی اسرار می ورزد  مورد تعجب همگان است....

*نکته جالب توجه اینکه جهت نجات جان نبوی از دست ضاربین وی و تعدادی از همراهان و مشارکتی ها به ستاد آقای هاشمی رفسنجانی که درست در کنار ستاد آقای معین بود پناه بردند و بعد از ایجاد آرامش نسبی نبوی را به بیمارستان انتقال دادند.اخبار مفصل را اینجا بخوانید.

 خبر دیگر اینکه دو ستاد رقیب  درست در یک ساختمان مشترک در خیابان چهار مردان قم مشغول فعالیت هستند . گفتنی است چنین اتفاقی در تاریخ انتخابات بی سابقه است . این دو ستاد متعلق به ستاد آقایان مهدی کروبی و هاشمی رفسنجانی است . بر اساس خبر موثق آقای اسلامیان رئیس ستاد آقای هاشمی در قم با آقای حسن ایدروم عضو شورای مرکزی حزب نو اندیشان عصر سبز و رئیس ستاد انتخاباتی آقای کروبی (شعبه عصر سبز)  به شدت درگیر شدند و به گفته ایدرم وی مورد ضرب و شتم قرار گرفته است . دعوا بر سر تصاحب کامل ساختمان ستاد ادامه دارد و تا دادگاه ویژه روحانیت پیش رفته اند.  

[پيوند اين پست] نوشته شده در  جمعه بیستم خرداد 1384ساعت 3:35 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

برخی شرکت کردن در انتخابات را وظیفه شرعی و واجب و شرکت نکردن را تحریم و براندازی نظام میدانند و برخی شرکت و عدم شرکت را بسویه از حقوق اجتماعی، سیاسی میدانند و عدم شرکت را به منزله نارضایتی و نوعی اعتراض به مسولان میدانند. از اینرو از آیت الله منتظری در این خصوص سوال و ایشان خیلی مختصر اما مفید و مهم پاسخ دادند:

«مساله شرکت در انتخابات یا عدم شرکت در آن تقلیدی نیست تا با استفتاء حل شود» 

با توجه آیت اله منتظریبه نظر این فقیه بزرگ دیگر فتوا دادن و تکلیف کردن به امر انتخابات منتفی است و معلوم میشود امر انتخابات یک موضوع سیاسی،اجتماعی است که افراد برای شرکت یا شرکت نکردن در آن باید خود تصمیم بگیرند. و البته در این تصمیم میتوانند از دیگران راهنمایی بطلبند. دیگر کسی نمی تواند افراد را بخاطر اینکه در انتخابات شرکت نکردند و یا آنرا تحریم کردند به ترک واجب متهم کنند و نیز تاکنون قانونی وضع نشده است تا تحریم به منزله براندازی بحساب آید و اگر در آینده با تحریم کنندگان انتخابات برخوردی صورت گیرد آن برخورد بر مبنا و پایه احکام شرعی نبوده و غیر قانونی است.

کارها راست کند عاقل کامل به سخن      که به صد لشکر جرّار میسر نشود .

*اهدای دومین قلم طلایی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات به آیت الله منتظری (کلیک کنید)

*آیا شرکت نکردن در انتخابات یعنی براندازی ؟ (کلیک کنید)

(*) شعر از عبدالباقی نهاوندی

[پيوند اين پست] نوشته شده در  جمعه سیزدهم خرداد 1384ساعت 11:22 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

«آیا شرکت نکردن در انتخابات یعنی براندازی ؟»   « معین آمد ولی گناه آمدنش بر دوش ملت سنگینی میکند»

 این دو مطلب را که نوشتم برخی از طریق ایمیل و یا با کامنت گذاشتن در وبلاگ نظراتی ارایه دادندکه بنظر میرسه برداشت کرده اند که من با معین دشمنی دارم و یا قصد جسارت به ایشان را دارم به همین خاطر برآن شدم تا این مطلب را بنویسم و به سوء بر داشتها پایان دهم.  

ستم به معین و ظلم به ملت  

چه کسی گفته که معین مرد عمل نیست ؟!

 آنچکه بنده گفته ام واقع گرایانه و به این دلایل است:

1- ساختار قانون اساسی قدرت کافی و وافی به رئیس جمهور نداده است و معین برنامه هایش هرچند صادقانه و خوب است اما قادر به انجامش نیست یعنی محدودیت قانونی دارد.

2- رئیس جمهور نیروی انتظامی و نظامی در اختیار ندارد تا جهت اجرای برنامه هایش حاشیه امنی ایجاد کند و چه بسا خود این نیرو در برابرش قرار گیرد و حاشیه نا امنی برای یک رئیس جمهور ایجاد کند.

3- رئیس جمهور جهت ارایه برنامه هایش و دفاع از خود  و برنامه ها نیاز به اطلاع رسانی  ملی دارد و بهترین ابزار رسانه ملی صدا و سیما است. اما بر اساس قانون اساسی یک رئیس جمهور هیچ دخل وتصرفی بر آن ندارد و چه بسا مخالف رئیس جمهور هم عمل کند و کار شکنی نماید و حتی رئیس جمهور از همان کانال قادر به دفاع از خود نیست. چنانچه با رئیس جمهور خاتمی چنین کردند و چه جفاها که در حق خاتمی نکردند!!

4- رئیس جمهور برای اجرای برنامه هایش نیاز به مصوبه قانونی دارد بر همین اساس نیازمند همراهی قوه قانونگذار یعنی مجلس است. اما می بینید که این مجلس به هیچ  وجه نه تنها روحیه همکاری با شخصی مثل معین را ندارد که با او و با شعارهایی که داده  ذاتا در ستیز است و حتی اگر در مجلس بعدی یعنی دوره هشتم مجلس همراهش گردد (که  چنین نخواهد شد) براساس قانون اساسی ، شورای نگهبان  در راس مجلس قرار دارد ودر عمل چنین اجازه ای به مجلس نخواهد داد. یعنی همراهی یک مجلس نا کارآمد قانونی، چیزی که در مجلس ششم شاهدش بودیم.

پس یک رئیس جمهور بی بال و پر چه کار میتواند بکند؟

نمی خواهم ادعایی داشته باشم ولی باید تلاش کرد تا یک نیروی ارزشمند دیگر چون معین را به یک نیروی منفعل و سوخته تبدیل نکنیم . مطمئن باشید اگر معین قادر به اجرای برنامه هایش نباشد و یا نگذارند، دیگر به هیچ صراطی مردم نمی توانند به کسی اعتماد کنند واین هم ستم به آقای معین است که امثال ما اورا وادار به این امر کرده ایم و و هم  ظلم فاحشی به ملت است که روزگارش را با اما و اگرهای غیر قابل اجرا به هدر داده ایم.

 

                  

[پيوند اين پست] نوشته شده در  یکشنبه هشتم خرداد 1384ساعت 3:43 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

درخششی در تاریکیمیخواستم مدتی ننویسم اما معین بار دیگربیانیه صادر کرد و با شعارهای تندتر و محکمتر خودرا وارد اذهان کرد . راستش با آمدنش زحمت آورد و تصمیم را برایم دشوارتر کرد اگر بر شرکت نکردن اصرار کنم آنوقت اگر معین شکست بخورد که میدانم میخورد بر من خورده خواهند گرفت که اگر اورا همراهی میکردیم شکست نمی خورد ! و اگر اورا همراهی نکنیم وشکست بخورد که باز میگویم شکست میخورد آنوقت رفیق غافله نشده ام و به همراه معین از مردم دورمانده ام و از سویی در جرم شکست معین شریک شده ام .پس چه کنم ؟ آیا به آنچکه میدانم عمل کنم و شرکت نکنم ؟. یا به آنچه که میگویند دلم را خوش کنم که شاید روزی روزگاری ...؟؟!! خدایا مارا و این ملت را از شر دو راهیها و تردیدها و وعده و وعیدهای بی حاصل نجات ده.

خيلی دلم ميخواهد که خوشبين باشم اما چه کنم که تجربه ها و قانون اساسی و مطلقه خواهی قانونی چيز ديگری ميگويند . ايکاش مشارکت حداکثری صورت ميگرفت و معين رئيس جمهور ميشد و در عمل هم به شعارهايش جامه عمل می پوشاند . اما چه کنم که چنين نيست و مشارکتی حداقلی در پيش روست. و محدوديتهای قانونی و مطلقه خواهی قانونی چنين اجازه ای به معين و هيچ کس ديگر نمی دهد. آری معين آمد و آنهم با شعارهای اسطوره ای - زيبا و خوب ولی غير قابل اجرا چون قانونا قدرت اجرايش را ندارد . قرآن ميگويد :
يا ايها الذين آمنوا لم تقولون مالاتفعلون ؟؟!!کبر مقتا عندالله ان تقولوا مالاتفعلون؟؟!!! ای کسانی که ایمان آورده اید چرا میگویید آنچه را که عمل نمی کنید؟؟ این عمل که سخن بگویید و خلاف آن میکنید بسیار خدارا بخشم میآورد. خدایا خشمت را بر ما روا مدار.آمین

[پيوند اين پست] نوشته شده در  یکشنبه هشتم خرداد 1384ساعت 1:52 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

بحث انتخابات ازتب و تاب سردی برخوردار است، در عین حال اظهار نظرات مختلفی تاکنون پیرامون آن مطرح گردیده است.

نگارنده بر آن است تا با ارایه دیدگاههایی که در جامعه ایرانیها مطرح میشود(مختصر و انشاءالله مفید) به نقد آنها به پردازد.

دیدگاهها و نظرات:

اول* شرکت کردن در انتخابات تایید نظام وعملکرد مسئولان است

دوم* شرکت نکردن در انتخابات وترویج آن بر اندازی نظام است.

سوم* رای دادن به معین « نه» به آقای خامنه ای است.

چهارم* شرکت نکردن در انتخابات پیروزی حتمی سنتگرایان و قدرت طلبان است.

بررسی دیدگاهها:

در مورد دیدگاه اول و دوم این سوال مطرح است که چه معیاری وچه تعریف حقوقی تایید میکند که شرکت یا عدم شرکت بمنزله تایید یا براندازی یک نظام است؟

باید اذعان داشت که در جوامع و نظامهای کاملا دموکراسی میزان رای در انتخابات به منزله تایید یا براندازی یک نظام بحساب نمی آید بلکه بمنزله تایید یا عدم تایید فرد، برنامه و یا نوعی اعتراض بحساب میاید.

همانطور که شرکت کردن نمی تواند مطلقا مفهوم تایید یک نظام را در پی داشته باشد شرکت نکردن هم مطلقا به مفهوم براندازی نیست. اما طرفداران این دو دیدگاه از انتخابات برداشتی مطلق گرا دارند یعنی همانطور که به غلط  با تعریف غیر حقوقی مشارکت حداکثری را مطلقا تایید نظام میدانند مشارکت حداقلی را نیز مطلقا ضد حکومت و نظام میدانند و واژه بر اندازی را بر آن اطلاق میکنند. به عبارتی زیر بنای فکری طرفداران هردو دیدگاه یکی است واز یک زاویه به مشارکت نگاه میکنند.

روشنتر اینکه اگرشورای نگهبان اجازه حضور همه سلایق را در انتخابات میداد و فرصت رقابت انسانهای زن با انسانهای مرد را از زنان نمی گرفت و یا نیروهای منتقد مثل ابراهیم یزدی را از حق انتخاب شدن محروم نمی کردند و یا پیشاپیش از سوی مقام رهبری نیروی انتظامی و یک کانال مستقل رادیو و تلویزیون به رئیس جمهور و دولت آینده واگذار میشد چیزی که اگر میشد مهندس میر حسین موسوی نیز میامد و چرای نیامدنس را از همینجا میشود فهمید...قطعا شرایط فرق میکرد و همین مردم که ترس از شرکت نکردنشان است با شوری هرچه تمامتر مشارکت حداکثری را بار دیگر به نمایش میگذاشتند. ولی چنین نکردند و با ترساندن مردم به براندازی وحمله دشمن خارجی نمی شود به مشارکت حداکثری رسید. پس شرکت یا عدم شرکت به هیچ وجه بمنزله مطلق تایید یا براندازی یک نظام محسوب نمی گردد. به عبارتی شرکت نکردن در انتخابات خود نوعی حق شهروندی و بشری است. نوعی اعتراض مسالمت آمیز است . اعتراضی است به عملکرد بد مسئولان (وافراد مسئول هم هیچوقت به معنی یک نظام در فرهنگ حقوقی محسوب نمی شوند) اعتراضی است به نحوه گزینشی نامزدان و نحوه برگزاری انتخابات. اعتراضی است به رد حقوق زنان با سپر نظارت استصوابی . همانطور که شرکت کردن حق شهروندان است شرکت نکردن هم حق آنهاست.

در یک کلام ، شرکت نکردن و حتی اعلام تحریم انتخابات به منزله اعتراض به آنچکه تاکنون بدان عمل شده است میباشد و به هیچ وجه به منزله بر اندازی نیست . وآنکس که گفته است تشویق به شرکت نکردن یعنی بر اندازی نرم به اعتقاد من اشتباه استراتژیک کرده است و باید با یک تعریف حقوقی محکم سخن خود را اصلاح نماید و الا در صورت شرکت نکردن حداکثر مردم و مشارکت حداقلی ، خود پاسخگوی برداشتی باشد که ممکن است با تکیه بر سخن ایشان مشارکت حداقلی را به عدم مشروعیت نظام تلقی کنند!

*دیدگاه سوم که معتقد است رای دادن به آقای معین خود یک « نه»به آقای خامنه ای است را قبول ندارم واز طرفداران  این دیدگاه سوال میکنم که :

چگونه رای دادن به معین به منزله « نه» گفتن به آقای خامنه ای است در حالی که خود مقام رهبری اورا با حکم حکومتی پذیرفته و تایید کرده و خواستار حضورمعین در انتخابات شده است؟

از سویی وقتی نظرسنجیها حکایت از اقبال (9%) نه درصدی از معین میکند و حتی سعید حجاریان هم به آن اذعان داشته است واز سویی دیگر، محافظه کاران و روزنامه کیهان اصرار بر حضور معین در انتخابات دارند، چرا؟! آیا نه اینست که مشارکت حداقلی حتمی است و در مشارکت حداقلی که در پیش است شکست معین و کروبی قطعی است ؟ پس طرفداران دیدگاه سوم چگونه چنین تصوری دارند ؟

 امیدوارم آقای معین وآقای کروبی تسلیم این شکست تاریخی نشوند و با کناره گیری، در کنار مردم باقی بمانند تا در زمان لزوم و فرصت مناسب که به حضورشان نیاز است به یک مهره سوخته و ناکارآمد تبدیل نشوند.

*طرفداران دیدگاه سوم  واهمه ازپیروزی حتمی سنتگرایان دارند. ومعتقدند« نباید تجربه مجلس هفتم تکرار شود وباز جناح افراطی متحجر، قدرت را به دست بگیرند. این نبرد باید ادامه پیدا کند. تحریم غیر ممکن است و نتیجه آن پیروزی سنتگرایان خواهد بود»(حسین خداداد).

 ابتدا باید اذعان داشت که: شرایط مجلس هفتم را مردم و اصلاح طلبان بوجود نیاوردند تا امروز مردم نگران تکرارش باشند بلکه برمردم تحمیل شد و تنها را ه مقابله با کج اندیشی حاضر در حاکمیت نه گفتن با شرکت نکردن است.

سوال این است: آیا برفرض تحریم و پبروزی سنتگرایان این پیروزی به منزله شکست مردم است؟ پیروزی وبدست آوردن چه چیزی؟ پیروزی قدرت. سنتگرایان قدرت را که همیشه در دست داشته اند اینبار هم پیش کششان باد، سنتگرایان چه پیروزمیدان انتخابات باشند چه نباشند به لحاظ ساختار نا همگون قانون اساسی قدرت همیشه اذعان آنها است و دولت، قوه قضاییه،وبا وجود شورای نگهبان قوه مقننه همه زیر مجموعه قدرت آنهاست وهمیشه پیروزی اذعان آنهاست( اگر آنرا پیروزی بخوانیم) و مشارکت عمومی را تنها برای تایید قدرت و مشروعیت بخشیدن به آن می خواهند. وناخواسته طرفداران دیدگاهای سوم و چهارم یه جورایی این رویکرد محافظه کاران را تایید میکنند. و حتی برفرض پیروزی کروبی و یا معین هیچ چیزی عوض نمی شود وهیچ پیروزی  برای مردم به ارمغان نمی آورند جز ذلتی دوباره  و نگهداشتن مردم در منجلاب امید و وعده های تو خالی و انتظار واهی که سالهای سال است در آن سر کرده اند.

لابد پرسیده میشود پس چه باید کرد؟

 بهترین پاسخ اینست که لطفا مردم را در عالم برزخی مجدد روانه نکنید و آنها را در عذاب سختِ انتظار رها نکنید . همینقدر که سعی شود مردم در به قدرت رسیدن جاهلان و عالمان بی عمل و هتاک شریک نکنید خود گامی بزرگ است و لطفش اینست که حداقل شریک جرم دیگران نشده ایم . پیروزی واقعی آنست که هم شریک دزد و هم رفیق غافله نباشیم بلکه فقط رفیق غافله باقی بمانیم. و اگر معین صادق باشد و خوب شرایط را درک کند به این نکته حساس خواهد رسید که یک نامزد مستعفی خوب ماندن بهتر از یک رئیس جمهور بی بال و پر است . همانکاری که مهندس میر حسین موسوی عزیز کرد. به امید پیروزی مردم خوب ایران.

[پيوند اين پست] نوشته شده در  شنبه هفتم خرداد 1384ساعت 3:18 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

 امروز نه تنها خانه ملت محل تاخت و تاز زنجیر بدستان و شعبان استخوانیها شده که همه روزنه های دموکراتیک در دوره اصلاحات را مسدود نموده اند و هیچ روزنه امیدی برای تداوم و استمرار جامعه مدنی از بالا و ازسوی حاکمیتیافت نمی شود و اصلاحات تنها در حد حرف و شعار همچون استخوانی در گلو گیر کرده است .

 زندانی شدن لطفی و آزادیخواهان در آستانه انتخابات ریاست جمهوری نشانه آنست که تاکنون هیچ اتفاقی نیافتاده است .چیزی که مخالفین اصلاحات سالها در دوران اصلاحات قاطعانه میگفتند : هیچ اتفاقی نه افتاده است! 

 وخبری تلخ این حقیقت تلختر را مجددا گوشزد کرد ، خبری که حکایت از این دارد که دیگر نشریات را نمی بندند بلکه نشریات را در نطفه خفه میکنند. با خبر شدم در دی ماه گذشته درخواست من برای انتشار نشریه هفتگی و سراسری « سلام جوان» بعد از حدود 7سال انتظار توسط هیات نظارت بر مطبوعات رد شد و آب پاکی 7سال چشم انتظاری را با یک تماس تلفنی بر من ریختند . خدا لعنت کند دشمنان مطبوعات و روزانامه نگاران را.( قابل توجه روزنامه نگاران آزاد اندیش و مستقل ) .

[پيوند اين پست] نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1384ساعت 1:26 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

در چند سال گذشته امارات متحده بارها ادعای مالکیت جزایر سه گانه (ابوموسی،تنب بزرگ ، تنب کوچک) را در خلیج فارس کرده است ونیز در اتحادیه سران کشورهای عرب مصوبه ای نسبت به مالکیت امارات بر جزایر سه گانه به تصویب رسیده است واز سویی اعراب و اماراتیها در فعالیتهای بین المللی تلاش داشته اند تا نام خلیج همیشه فارس ایران را به خلیج العربی تغییر دهند که در این خصوص میتوان رد پای دخالتهای آنان در اتفاقات اخیر خوزستان را دید تا با تجزیه خوزستان از ایران، کشورعربی دیگری در حاشیه خلیج فارس بوجود آید. که در آن صورت اعراب مالک بلامنازع خلیج فارس با نفت وگازش خواهند بود وبراحتی جزایر سه گانه نیز در مالکیت امارات و اعراب  در خواهد آمد.

 امارات اخیرا طی نامه ای به  دبیر کل سازمان ملل ضمن تکرار ادعاهای گذشته اش خواسته است که موضوع مالکیت جزایر سه گانه را در دستور کار شورای  امنیت  سازمان ملل قرار دهد و در این نامه تاکید شده که بررسی این موضوع در شورای امنیت تضمین کننده صلح، امنیت وثبات بین المللی است به عبارتی تاکیدی که امارات بر تضمین صلح و امنیت نموده حکایت ازروی دیگر سکه دارد، یعنی تهدید کردن ایران. بعبارت دیگر امارات ایران را تهدید کرده است که اگر ایران در شورای امنیت سازمان ملل تسلیم خواست اماراتیها نشود ممکن است صلح وامنیت از بین برود و جنگی آغاز گردد!؟

  امارات در چند سال گذشته تلاش داشته است تا بنیه نظامی و قدرت تهاجمی خود را افزایش دهد و در این خصوص اقدام به خرید تسلیحات پیشرفته و فوق پیشرفته نظامی از آمریکا و دیگر کشورهای قدرتمند نموده است مثلا هواپیماهای بسیار پیشرفته از آمریکا خریده است و به یک قدرت تهاجمی هوایی در منطقه خلیج فارس مبدل گشته و روز بروز بر قدرت نظامی خود میافزاید.چرا؟ آیا قصد او تصاحب خاک ایران درخلیج فارس نیست؟(جزایر سه گانه). البته سبب بروز چنین طمعی وخیال جنگ با ایران از سوی اماراتیها تنها قدرت نظامی اش نیست که از این جهت چنین کشوری در حد و انداره ایران نیست بلکه واقعیت این است که عملکرد منفی و بی تدبیری سیاست داخلی وخارجی ایران در برخورد با مشکلات سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی-اجتماعی داخلی و بازتاب  نا بخردانه و تنش زا وتنگ نظرانه در حوزه سیاست خارجی ایران وضعیت درهم ونابسامانی را تداعی میکند که حتی کشورهایی که محلی از اِعراب در اثر گذاری صحنه های بین المللی ندارند، طمع حمله به ایران را در سر بپرورانند.

عمده ترین عوامل که در ذیل آمده این چشمداشتها و طمعهای بیگانه را تشدید میکند:

1- بروز شکاف دولت- ملت: این شکاف روزبروز تعمیق بیشتری می یابد ومتاسفانه تندروها و افراطیون سنتی هردو جناحِ  حاکمیت برعمق آن می افزایند.

 2- زایش تنش در حوزه بین المللی : چالش هسته ای یکی از عوامل جدی در تنش زایی بین المللی برای ایران باکشورهای قدَرِ جهان نظیر آمریکا و اتحادیه اروپا است. و هیچ بعید نیست که اگر ایران بر غنی سازی اورانیوم وسپس تهیه پولوتونیوم جهت سلاحهای هسته ای اسرار بورزد ، پرونده هسته ای ایران سر از شورای امنیت در آورد که خود بهانه است تا طمع اماراتیها به خاک کشور را افزایش بدهد.       

۳- رعایت نکردن و نقض حقوق بشر: تهدید آزادیهای فردی و اجتماعی ، برخورد حذفی با مطبوعات مستقل و منتقد، برخورد گزینشی بااحزاب و گروههای سیاسی در فعالیتهای سیاسی و فرهنگی . شکنجه های جسمی و روحی در بازداشتگاهها، وجود دستگاها و بازداشتگاههای غیر رسمی و غیر قانونی. تبعیض صنفی و طبقاتی در بر خورد با متهمین سیاسی- اجتماعی،عدم مساوات در حقوق زنان با مردان، گزینش کردن افراد در حق انتخاب شدن توسط نظارت استصوابی قبل از انتخابات بخصوص محرومیت کامل زنان از این حق.

4- رعایت نکردن حقوق شهروندی حتی در همان حد که مجلس ششم تصویب کرده است.( اخیرا هاشمی شاهرودی باانتقاد ازنیروی انتظامی به صراحت به پرونده سازی و نقض حقوق شهروندی اعتراف نموده است)    

 5- عدم وجود انتخابات آزاد و فرمایشی: نهمین انتخابات ریاست جمهوری در پیش رواست اگر حق انتخاب شدن زنان وافراد و گروههای منتقد نظام درفیلتر شورای نگهبان رعایت نشود . قطعا با یک انتخابات فرمایشی روبرو خواهیم شد که نتیجه اش عدم مشارکت حداکثری  و تعمیق کامل شکاف دولت- ملت خواهد بود یعنی بی پشتیبان بودن دولت در برابر تعدیات خارجی.

پس با توجه به موقعیت فعلی ایران در حوزه و صحنه های بین المللی و حساسیتهایی که آمریکا و اتحادیه اروپایی در مورد انرژی هسته ای و نقض حقوق بشر ایران دارند واز سویی تلاش اعراب برای مالکیت عربی بر خلیج فارس و ادعای واهی امارات متحده در خصوص جزایر سه گانه ابو موسی، تنب بزرگ وکوچک. هیچ بعید نیست که شیخ نشینان اماراتی قصد گرفتن ماهی به پشتیبانی قدرتها از آب گل آلودِ ایران را بنمایند و به ایران حمله ور شوند.

آیا کشورمان دستخوش حوادث ناگوار دولتمردان و دنیای سیاست خواهد شد و بازهم جگر گوشه ای از خاک زرخیزایران زمین از میهن عزیزمان جدا خواهد شد؟!  

[پيوند اين پست] نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1384ساعت 11:4 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

   به خواب بینم که در زندان اسیرم    میان آسمان پارسای  پیرم  

 به خواب بینم که در زندان چوشیری    میا ن میله ها زانو نشینم                                

دیشب وقتی باخبر شدم که دوست عزیز و ارجمندی از زندان به مرخصی آمده،بدون هماهنگی قبلی سریع راه افتادم وبسوی خانه اش حرکت کردم  وقتی او را دیدم فکر کردم حالا غمگین و نگران است اما نه! اومثل همیشه شوخ طبع و شاد بود و خندان مرادر آغوش گرفت و گفت:

انتظار هرکسی را داشتم جز شما!

من هم گفتم: عجب استقبال گرمی !*خنده* 

او از زندان میگفت ومن از اهواز وخوزستان

 گفت:در بند مربوط به محکومین دادگاه ویژه روحانیت خیلی خلوت است و تنها 5 نفرهستیم با حدود 17یا 18 تا تخت اضافی . بهمین خاطر وقت زیاد میاریم.گاهی مطالعه ، گاهی ورزش وفوتبال وبیشترازهمه تلویزیون وتلتکس می بینیم .

گفتم : خوش به حالتان بابا آنجا خوش میگذرونید ، تفریح میکنید ودر زندان آزادِ آزادید .

گفت: قصه نخور اتفاقا یکی از آن تختهای خالی را برایت تمیز و مرتب نگه داشته ام تا بیایی،جا برا همتون هست.

وبعد باهم خندیدیم.البته یه چیزی مرا نگران کرده بود وآن سرفه های پی در پی اش بود . به همین خاطر از وضعیت سلامتی او پرسیدم . جواب داد :

مدتی است که نفسم سنگینی میکند وخیلی اذیت میشم . به درمانگاه زندان مراجعه کردم وآزمایش هم ازم گرفته اند.

پزشک زندان گفته است که وضع ریه هایم افتضاح است ، قسمتهایی از ریه ها تا 3% از کار افتاده ومشکل دارم دکتر گفته است که حال و هوای زندان برایم خوب نیست وباید در بیرون از اینجا تحت معالجات ویژه قرار بگیرم.

بخاطر این، دیگر از اسپری 125 استفاده نمیکنم بلکه الان از اسپری 250که قویتر است استفاده میکنم.

    خلاصه جای شما خالی بود ، عجب صفایی داشت . خیلی مرا خنداند ،خواسته بودم بهش روحیه بدهم اما واقعیتش من ازاوروحیه گرفتم . خدا حفظ و سلامت بدارتش  .شما هم برای سلامتی و رهایی او وهمه آزادمردان دعا کنید.

شیخ مجتبی لطفی روزنامه نگارجوان ازاعضاء ونویسندگان تحریریه نشریات تعطیل شده خرداد ، آوا وبرخی مطبوعات دوم خردادی است اوبیش از دو سال سابقه حضوردرجبهه دارد.

وی جانباز 40% شیمیایی است که دو ترکش در ناحیه سینه و پهلوی چپش اورا آذاربیشتری میدهد. وی با حکم دادگاه ویژه روحانیت قم 17 بهمن ماه 1383 برای گذراندن 46 ماه حبس روانه زندان شد. امروزآخرین روز از 5 روز مرخصی اش است وفردا شنبه باید خودرا به زندان قم معرفی نماید.

     در بهار زندگی احساس پیری  میکنم      با همه آزادگی فکر اسیری میکنم

[پيوند اين پست] نوشته شده در  شنبه دهم اردیبهشت 1384ساعت 0:48 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

بلاخره بعد ار بیست و چهار ساعت تامل و تفکر در پیام آقای نام شما هنوز به هیچ نتیجه ای نرسیدم که بلاخره با این افشاء گری من وامثال من چگونه باورکنند که حداقل یکی از دست اندرکاران سایت تعطیل شده نقشینه اطلاعاتی است؟ والبته اگر هم بود به حالم فرق نمی کرد چون برای من اعمال و اندیشه فرد ملاک است نه شغلش. به هر حال از افشاء گری این آقا یا هر جنس دیگه ، چیزی نصیبم نشد . عین افشاء گری اشان را در پایین آوردم  شما بخوانید، هر کس چیزی دستگیرش شد ما را هم خبر کند. ضمنا از طریق نوع ادبیات ایشان وسطح سواد و قراین دیگر،  نام شما شناسایی شده که بعد از تصمیم گیری نهایی به اطلاع همگان خواهد رسید تا نام شما بفهمد افشاء گری یعنی چی ؟ شما قضاوت کنید.

*******************************************

جناب احمدپور

سلام

من واقعا نمیدانم که شما یا چند نفر از شما عامل کثیف اطلاعات  هستید.

شاید همه تان  شاید فقط 1 نفر و شاید هم چند نفر اما اگر شما واقعا اینطور که نشان میدهید هستید، شما را به همان توصیه خودتان یعنی «اندیشه» حوالت میدهم .

اگر هم با هم هستید همان که گفتم و در هر صورت این لکه ننگ در حال حاضر دامن هم شما را لکه دار کرده است و با فرافکنی مشکلی از شما حل نخواهد شد .

لباس شما باعث شد که برای تان سیرکتاب هم باز کنم (منظورش استخاره است)

« قل انما علم عندالله و انما انا نظیر مبین »

خدا نگهدار آزادگان راستین باد.

[پيوند اين پست] نوشته شده در  شنبه دهم اردیبهشت 1384ساعت 0:9 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

درقسمت نظرات خوانندگان ذیل آخرین آپدیت ،فردی خانم یا آقا نمیدانم ، به نام« نام شما» مطالب توهین آمیز توام با تهدید نوشته اند ، پیرو اهانتهای ایشان بعضی از دوستان وبلاگی و من به وی پاسخ دادیم ، اما ایشان از پاسخها ناراحت شده و همه مارا به مامور بودن محکوم نموده است . سخنی با ایشان دارم که بلحاظ گمنام بودن ایشان و غیر ایمن بودن ایمیلی که آدرس دادند برایشان ایمیل نکردم بدون شرح بیشتری بخوانید و خود قضاوت کنید . ضمن اینکه قول میدهم اگر آقای «نام شما» نقد و یا جواب منطقی ارسال داشتند آنرا جهت اطلاع بازدید کنندگان در ستون اصلی وبلاگ درج نمایم.

آقای «نام شما»
1_ لطف بفرمایید تمام جملاتی که تا کنون  نوشته اید بار دیگر بخوانید . ببینید خود چقدر تهمت زده اید، تهدید نموده اید وچگونه بدون بررسی مکفی حمله ور شده و دیگران را بدون دلیل تخریب نموده ای!آنهم با الفاظ و ادبیات خاص محفلهای شناخته شده ؟
2_ قسمتی از اهانتهای شما :
سلمن علیکم و رحمت اله و برکاته
جزاکم اله خیر والعععععافیه-در قسمت اسم آمد (( موش )) یعنی قسمت آخر پژواک خاموش و این کلمه (( موش )) منو به فکر فرو برد
بعد که عکستو دیدم به این فکر افتادم که بجای موش باید میومد مارمولک
اون وقت اسم وبلاگت میشد (( پژواک خامارمولک ))
آخوندای ایران یا با انگلیس میسازن یا با اسراییل یا با .... هرجا که نون و آب داشته باشه و بعد هم گور پدر ملت...
و الا اطلاعات از اون استقبال م میکرد ---البته اگه خودت جزوشون نباشی با اون لباست و ژست شاهانه ای که گرفتی...
شماها سرتان را در برف فرو کرده اید
همه چیز شما برای اپوزوسیون روست و حنایتان رنگی ندارد
باشد که به سزای عملتان برسید
زرشک! میخواستی بشناسی؟!
کاسه لیسان ملاها
دستتان را رو کردید
من حواسم نبود زده ام به هدف
ملا لطفی بوده که گرفتار دژخیمان رژیم شده و شماها هنوز نان , آبش را می خورید
ادامه بدید تا همه چیز بهتر روشن بشه شاید لازم باشه ...
نان خلیفه هر بدی که داشته باشد این حسن را دارد که دریوزگان از هر قوم و طائفه را سر یک سفره مینشاند.
لطفاَ ادامه بدهید ...
3_ اولین بار شما بعد از اهانت و تمسخر،با این جمله:  الا اطلاعات از اون استقبال م میکرد البته اگه خودت جزوشون نباشی با اون لباست و ژست شاهانه ای که گرفتی ... مرا اطلاعاتی معرفی کردی !
4_ادبیات خاص شما چه چیزی را ثابت میکند ؟ اینکه من بقول شما مارمولک ، اطلاعاتیم؟!!!... فرض کن باشم آیا شما با نوشته ها و نظرات من کار داری یا اینکه با شغلم که آنرا هم ندارم؟ اگر با نوشته ها و نظراتم مشکل داری خیلی راحت میتوانستی آنها را نقد کنی که قطعا تاثیر آن بیشتر از توهین و اهانت بود ومن حاضر بودم نقد و نظراتت را حداقل در وبلاگ خودم قرار دهم .
5_ آیا ادبیات شما که سعی دارد فردی بقول شما مارمولک را که هیچگونه وابستگی سیاسی و اجرایی به حکومت و حتی به آنهاییکه شما اصلاح طلب خوانده اید ندارد و در وبلاگ منتقدانه اش تنهامینویسد، ارایه نظر میکند و به نظرات دیگران احترام میگذارد.  اطلاعاتی و نفوذی ... معرفی میکنید ، نشاندهنده حرکت منافقانه نیست ؟
6_ اگر آنطور که در کامنت دومت نوشته اید :
این آقای احمدپور را نمیشناختم و در بررسی دیشبم فهمیدم که ایشان هم از صحنه گردانان نقشینه بوده اند ...
پس از کجا در کامنت اولت مرا اطلاعاتی خوانده اید و یکسره توهین نموده اید؟ هدفتان از بد نام کردن چهره کسی که بقول خودت نمی شناسی چیست؟! آیا حرکتت مرموزانه ، منافقانه و مغرضانه نیست؟
7_ ضمنا کی گفته من اصلاح طلب هستم ؟ خیر اگر مطالب مرا بنام «تلفیق دین و جمهوریت ؟! » و «موانع مشارکت » در وبلاگم میخواندی میفهمیدی که من اصلاح طلبی که شما سراغ دارید نیستم .چرا که معتقدم اصولا اصلاحاتِ ساختاری که از ریشه و بنیه  درست چیده نشده باشد امکان پذیر نیست . آقا نمیدانم شاید هم خانم ، من با این شرایط ، اصلاح طلب نیستم بلکه حق طلب و تحول طلب هستم . اصلاحات از بالا به پایین خنده دار است چون بنفع قدرت ، اصلاح صورت میگیرد نه به نفع ملت . من اصلاحاتی را میپذیرم که مبتنی بر خواست اکثریت ملت باشد نه بروفق مراد حاکمان .
8_شما در همان کامنت دوم خطاب به آقای سید محمد صادق جعفری ذکر کرده اید که: آخر دوستان من شما رو به عنوان 1 هنرمند استثنا کرده بودند و فکر میکردند که رفاقتتان اتفاقی است و جای تشکر دارد که دستتان را رو کردید.
اولا معلوم میشود که شما هیچ شناختی ار ما ندارید و حتی مطالب مارا نخوانده اید ونیز نسبت به عقاید و اهداف فکری ما جاهل هستید.
ثانیا به اقرار خودتان معلوم شد شما از دیگران و جایی که خود بهتر میدانید خط میگیرید وهدایت میشوی.
ثالثا معلو م شد که شما بازیچه دست دیگران قرار گرفته اید که امیدوارم هرچه زودتر از خواب غفلت بیدار شوی و خودرا از سر در گمی نجات دهی . اگر هم اصرار دارید در این خواب و بازی باقی بمانید پیشنهاد میکنم روبروی آیینه بایستید تاببینید چه کسی مارمولک است؟ من سید... یا شمای...
؟
رابعا اصلا برای من ودوستانم مهم نیست که شما چه کسی هستید و چکاره و چه ها میتوانید بکنید هر چه میتوانید تهدید بکنید ، باکی نیست
مهم اینست که ماهیت امثال شما برهمگان روشن است .

۹ـ آقا یا خانم مجهول (نام شما) آیا با اینهمه توهین و تهدید که کردید میخواستید دوستان برایت نامه فدایت شوم بنویسند ؟!

[پيوند اين پست] نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1384ساعت 6:52 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

 اسلام، سكس و شهوت جنسي مردان،عنوان مقاله ايست كه آقاي حسين خداداد بر روی سایت گویا گذاشته بود وخوانندگان بسیاری  داشت ونیزنظرات مختلفی  در پی داشت . http://hosseeinkhodadad.blogfa.com/ آقای خداداد چند سالی است که مینویسد و پیش از دو سال است که وبلاگ نویسی میکند وی تاکنون مطالب  بسیاری به همراه نظرات صریح و بی پروا نوشته است وبا مراجعی چون آیت الله  منتظری  و روحانیون روشن فکر وجوان چون محمدعلی ابطحی و احمد قابل مکاتبه داشته است ودیگر شناختی از وی  و اینکه اسم او مستعار است یا خیر؟ کجا زندگی میکند و چکاره است ندارم اما بیشتر مطالب وی را خوانده ام ومطلب پیش رو را در مورد مقاله وی نوشته ام که بعلت تنگی وقت آنطور که باید، شاید خوب بررسی نشده باشد که در همینجا از بازدید کنندگان پوزش میطلبم ونیز از آقای خداداد. امید است از نقطه نظرات مرا بهره مند سازید .------------------------------------

 عبور از تابوی سکس و شهوت 

اگر چه براي پرداختن به  موضوع حساسی چون سکس بايد از تابو و فيلتري بنام سكس و شهوت درمذاهب اسلامي كه خيلي هم خطرناك است عبور كرد،(موضوعی كه در ممالك اسلامي كمترين اطلاعات علمي وجنبه هاي مثبت پيرامون آن ارايه شده است) ولی پرداختن به آن ازاهميت بالايي برخوردار است. چرا که در دنیای اسلام عامی کلمه سکس بمعنی شهوترانی و نوعی صفت حیوانی اطلاق میگردد . در حالی که درمعادل مفهوم واقعی آن از لفظ زناشویی بجای سکس استفاده میگردد.سکس ترین الفاظ و مفاهیم دررسائل و توضیح المسائل مراجع و نیز در روایات بسیارکه عمدتا جنبه آموزشی و تربیتی دارند بکار برده شده است.اما همواره نسبت به لفظ سکس درمیان مسلمین حساسیت منفی وجود دارد و هنوزدر دنياي مذاهب همطرازبا مذاهب و كليساههاي قبل از رنسانس كه باكوچكترين حركت فكري ،انسان را به مهدورالدم وتكفير محكوم می نمودند کمتر کسی یافت میشود تا این تابوها را بشکند و ازحساسیتهای منفی عبور نماید. امّا امثال آقای خداداد قصد چنین شروعی را دارند اگرچه به نظر ميرسد آنچه نوشته از تحقيق و تعميق كمتري برخورداراست . اگرايشان درنوشتار به اين مهمي ، كم حوصلگي را كنار ميگذاشت و وقت بيشتري صرف آن ميكرد قطعا به مطلبي عميق و ژرفاتري مبدل مي گشت.به هرحال شهامت ايشان تحسين برانگيز است.

اينطورکه از مقاله یاد شده برداشت ميشود، گويا تعدد زوجات و صيغه امري است كه براي حلّ بحران جنسيت، آنرا اسلام به بشريت پيشنهاد داده است و علت اين پيشنهاد هم توانايي و بر تري قوه شهواني و جنسي مردان تلقی شده است. والبته ازسویی اشاراتي به بيرحميها وبي عدالتيها در مورد زنان دارد نويسنده اين سطورقصد پرداختن به این گونه موضوعات با زبان دين واسلام ندارد چرا كه معتقد است هر چيزي مي بايست در جايگاه حقيقي خود قرار داشته واز خلط موضوعات پرهیزشود. وهمچنین معتقد است دين درچارچوب اخلاقيات و معنويات به موضوعات مينگرد ومعمولا وارد مباحث مصداقي نميشود ، آنجا هم كه وارد شده است در استقلال موضوع دخالت نكرده است بلكه يا موضوع مستقلي مثل لزوم وجود حكومت و نظم دراجتماع را تاييد كرده است ويا موضوع مستقلي را تقبيح وگناه اعلام داشته است، مثل وجود ظلم و تجاوز به حقوق ديگران. بعبارتی بحث را نه از نگاه روایی ، که ازنگاه عقل، به سکس یا همان زناشویی و به تاریخ آن دردین مینگرد.

امّا قبل ازهرچیز باید اذعان داشت که سکس خدادادی است و در ذات وجود بشر نهفته است. برا ين اساس سكس و شهوت مواردي هستند كه دين سعي بر مهار وهدايت سير و حركت آن داشته است نه تاييد يا رد آن، و ورود اسلام به مباحث اينچنيني در واقع مقطعي واز باب ضرورت وبه جهت جهالت عرب و با توجه به شرايط خاص و بيعدالتيهايي كه در حق زنان رخ ميداد بوده است ، آنهم در زماني كه اشراف وسران قبايل وديگر طبقات عرب خود را حاكم و برتر از ديگران ميدانستند و به هر نوع نگاه و فكر و تجاوز به زنان خود را مجازمی پنداشتند و اصولا زنان را بردگان ، كنيزان ، وكالايي براي تامين آسايش و شهوتراني مرد بيش نميدانستند! در عصريكه اعراب دختران شان را زنده بگور ميكردند .

بعبارتي فساد و انحرافات جنسي براي مردان و سركوب جنسي و شهواني زنان در زمان جاهليت عرب آشكارا و هويدا بوده است آنوقت دين براي تعيين حد و مرز نسبي انحرافات آن زمان و جلوگيري از گسترش آن،طرح قانونمند كردن و محدود كردن رسومات غلط را پيشنهاد داد، در آن زماني كه اسلام ، پيامبر وهيچ كس ديگري نميتوانست بخشهایی ازعمق جهالت و تجاوزات اعراب را مطلقا ريشه كن كند و مردان عرب به هيچ وجه مطلقا زيربارناديده گرفتن همه موقعيتهاي جاهلانه و تجاوز كارانه خود نميرفتند. وازسویی زنان هم بعلت تحميلات ناعادلانه فراوان در طي قرنها قادر به دفاع از خود نبودند، پيشنهاد تعدد زوجات دايم (محدود) و موقت بصورت قانون شرعي( نكاح وصيغه ) بهترين پيشنهاد و راه كار عملي ممكن در آن زمان بوده است واكنون در بسياري از كشورهاي دنيا به شکل نوین تری و با هویت و نام دیگری قانونمند ومحدود شده تا ازگسترش آن به حریم وفروپاشي خانواده ها جلوگيري به عمل آيد. يعني تعدد زوجات ممنوع شده امّا براي تامين غريزه جنسي هم براي مردان وهم براي زنان بصورت قانوني و محدود آزاد اعلام شده است. امّا متاسفانه بعلت عمق جهالت طبقات مختلف ممالك اسلامي كه عمدتا عرب بودند وتسلط قدرت طلبان قهار برممالك اسلامي، علماي دين نتوانستند بيشتر از اين به موضوعات اين چنيني بپردازند و آن قوانین بيش ازچهارده قرن پيش كه براي زمان جهالت اعراب وضع شده بود بصورت خشك تاكنون به ما رسانده اند وهنوزآنرا به روزدر نياورده ومطابق با فرهنگ و فهم امروزي پرورش نداده اند، لذا راه کارهای زمان جاهلیت مختص زمان و شرابط خاص بوده وهم اینک نه تنها کاربردی ندارند بلکه گاهی خود ابزاری شده برای تضییع حقوق انسانی زنان،که باید علمای مبرز دینی تابوهای قرون وسطایی را بشکنند وپویایی و قدرتِ تحول و نو گرایی دینی را آغاز کنند ، اگر چه از مراجع بزرگي چون آيت الله صانعی باید تقدير بعمل آورد كه شجاعانه سنت شكني ميكند ونگرشی مترقی تر را دنبال میکند و بارها در جاهاي مختلف ودردروس خارج حوزوي براي دانش پژوهان و شاگردان روحاني خود بیان داشته است كه :{برخي احكام مثل شهادت زنان ، ديات و تعدد زوجات دراحکام دینی در مورد زنان مربوط به «گذشته و» زماني است كه بلحاظ موانع تحميلي، زنان دچار نقصان (فكري) بوده اند ولی الآن كه ورودي زنان به دانشگاهها بيشتراز مردان است وشرايط برابر با مردان دارند روا نیست آنانرا کمتر از مردان و با حق و حقوقی کمتر بحساب آورد« نقل بمضمون ».}

امروزه در هيچ كجاي دنيا ادعای نقصان عقل در زنان پذیرفته نیست چرا که زنان بعنوان انسانهايي كه در حال حاضر از لحاظ عقلي و ضريب هوشي وگسترش علمي و اقتصادي هيچ از مردان كم ندارند وبلكه در مواردي يك قدم هم جلوترهستند ، وبهمین نسبت دیگرعقلاني و شرعي نيست (شرعی كه در تقابل با عقل نيست) محقرانه شهادت دو زن برابربا شهادت يك مرد و يا ديه زن را نصف ديه مرد و يا تعدد همسر را براي مردان آزاد و براي زنان ممنوع دانست(منظور این است که برای مردان هم تعدد زوجات ممنوع باشد)

در پیش ازظهوراسلام در عربستان روابط جنسي ، يك جانبه وناعادلانه و به نفع مردان بوده است ، اگراسلام بخاطر بي عدالتيها و ستمهاي فراوان و نگاه هاي تحقير آميزي كه نسبت به جنس زن روا میداشتند، واگراسلام در برابر روابط جنسي آزاد و متعدد يكسویه، روابط جنسي قانوني و محدود راپیشنهاد داد صد البته که این پیشنهاد نه بخاطر قویتربودن غریزه جنسی مردان بلکه تنها جنبه پیشگیرانه و به حداقل رساندن ظلم وتجاوزبه حقوق زنان آنهم درآن زمان ودرآن شرایط خاص اعراب که مرد جنس برتر و زن جنس پست محسوب میگردید.ولی امروزه دو جنس زن و مرد در ضدیت هم نیستند بلکه بسویه مکمل همند. در این بین آنچه اهمیت بیشتر دارد این است که هر کدام به حقوق اجتماعی، سیاسی و انسانی خود آگاه باشند تا ظلم و تجاوز به حقوق یکدیگرروا ندارند.

حسین خداداد در مطلب خود اشاره دارد که مردان بخصوص در غرب ( و من می گویم در شرق و حتی در ممالک اسلامی) علاوه بر داشتن زن رسمی، به فساد خانه ها می روند و با یک و یا چند زن دیگر دوست می شوند و تامین غریزه جنسی می کنند. در واقع آقای خداداد ناخواسته اذعان داشته اند که در هر صورت مردان بدون هیچ مشکلی تامین نیازمی شوند (شرعی یا غیر شرعی)؟ پس چه حقوقی از مردان دراین خصوص پایمال شده است که ایشان به آن پرداخته و دفاع ازقدرت جنسی مردان نموده است!؟ آیا توجیه تعدد زوجات و توجیه بی نهایت صیغه برای مردان؟ در این بین حقوق ومطالبات زنان چه میشود؟ همانطور که دوستمان خداداد خود اشاره به بی رحمی ها و بی عدالتی ها در مورد زنان دارند خوب بود به این پرسش هم پاسخ میداد که در دنیا اعم از ممالک دینی و غیر دینی این زنان هستند که بیشتر مورد ستم واقع می شوند و همچون کالا و بَرده برای تامین ارضاءِ خارج از حد و اندازه مردان مورد ستم واقع می شوند؟ یا به عکس آن، به مردان ظلمِ بیشتر شده است؟! قطعا همیشه و تا کنون مردان بیشترین ستم را بر زنان روا داشته اند و اجازه رشد فکری، اقتصادی و حتی اجازه رشد جنسی (سکس) مطلوب به آنها نداده اند.

اگر زنان تمایل کمتری نسبت به آمیزش با مردان دارند علتش بی توجهی ها و نگاه حقارت آمیز مردان به زن است نه ضعف جنسی زنان. شرایط و موقعیت ها در طول تاریخ بشریت همیشه تحمیل بر زن بوده و کمتر بر وفق مراد زنان بوده است. اگر شرایط عکس بود شاید الان تمایل مردان به زنان با تمایل زنان به مردان برابر بود و خود می دانید که در روایاتی قوی تر بودن شهوت زنان بر مردان آن هم به طور ذاتی تایید شده است نه عکس آن. {البته بهتربود نظر تخصصی پیرامون آن را به پزشک متخصص مربوط واگذار میشد و دلایل پزشکی را آنها مطرح میکردند تا اینکه امثال من غیر متخصص، معتقدم دین در چارچوب اخلاقیات و معنویات به موضوعات می نگرد ولی اینگونه موارد صرفا جنبه ژنتیکی و تجربی دارد و بهتر است هر موضوع را دخیل در دین نکنیم چرا که دین راه تحقیق و تفحص را به انسانها از طریق علم و عقل آزاد گذاشته است و وارد مصادیق نمی شود.}

    واقعیت این است که راه پاسخگویی به نیاز جنسی و سکس، تعدد زوجات و صیغه و دوستی با این و آن نیست بلکه باید روابط ها را منطقی کرد و بر اساس آنچه که غریزه جنسی طبیعی انسانها حکم می کند زمینه ارضاء روحی و جسمی را بوجود آورد، نه اینکه زن کالایی باشد برای لذت بردن مردان واورا به قربانگاه شهوترانیهای مردان ببرند ؟ والبته سرکوب غریزه شهوت مردان راه درست و طبیعی آن نیست . اگر زنی از مردش راضی باشد و مرد و زن به معنای واقعی، سکس را درک و فهم کنند مطمئن باشید هم زن از عهده مرد برمی آید و هم مرد از عهده زن و کاملا یکدیگر را با گرمای عشق خود تامین می کنند و نیاز به شهوترانی بیش از حد ندارند، امّا به علت ارضا نشدن از سکس با همسراست که در غیاب او مردان به فسادخانه ها می روند که قطعا در این صورت نه رضایتی برای زنان است و نه برای خود مردان. اگر درزناشویی یا همان سکس، مساوات به معنای عادلانه اش ایجاد گردد و وضعیت اقتصادی زنان، موقعیت اجتماعی و آزادی های فردی و اجتماعی آنان به اندازه مردان فراهم گردد و تبعیض جنسی صورت نگیرد و نگاه به زن نگاه انسان به انسان نه نگاه انسان به زن باشد، فکر می کنم آن وقت سکس مسیر طبیعی و منطقی خودش را طی خواهد نمود و زیاده خواهی مردان نیز فروکش خواهد کرد. ضمنا در این دنیای جهان سومی که عمدتا متعلق به مسلمانان است، فقر و تهی دستی بیداد می کند و زوج ها از عهده مشکلات اقتصادی، آموزشی، تربیتی و حتی آمیزشی و جنسی بر نمی آیند وای به حال روزی که مردان فقیر بخواهند چند زن همزمان داشته باشند، با زاد و ولدهای فراوان؟! که نتیجه تربیتی و آموزشی آن بر همگان مشخص است. باید زنان و مردان را به حقوق اولیه از دست رفته شان رساند و آنها را با حقوق انسانی خود آشنا کرد آنوقت در فضای سالم و با عدالت مفهوم سکس (زناشویی)هم بر پایه منطق طبیعی اش جای خود را بازخواهد یافت .

ضمن اینکه باید تاکید داشت که ازدواج در اسلام امری موکد است نه به اجبار، تا چه رسد به صیغه های فراوان. آنچه که به خطا ما مسلمین گرفتارش هستیم این است که معمولا اصل را رها می کنیم و به فرع می چسبیم،رسیدگی به فریاد مسلمان و هر انسان مظلومی واجب است، توجه نمیشود! ایجاد عدالت خواست ذاتی بشریت است، بی عدالتی میشود!ستم و ظلم منع شرعی است، ستم می شود ! ظلم پذیری منع شده درمقابل ظلم نمی ایستیم!لاتظلمون ولاتظلمون نه ظلم بکنید ونه ظلم به پذیرید. امّا چرا؟!...

در همین خصوص( یعنی ترجیح فرع بر اصل) که متاسفانه ریشه وگره خشک بسیاری از عقب افتادگیهای مسلمین است لازم است مواردی گوشزد گردد. والبته این معضل درجوامع و ادیان دیگرعکس آن صادق است*. در ممالک اسلامی منجمله ایران به جای مساوات و برابری در حقوق انسانی و اساسی زنان، مساوات و برابری در فساد و انحراف بوجود آمده است،مثال: به قول دبیرکل انجمن کاهش خسارات اعتیاد در ایران «آمار زنان معتاد وحشتناک است... در چهار سال گذشته، سرعت رشد اعتیاد در زنان سه برابر مردان بوده ... اکنون به ازای هر 10 مرد معتاد که متاهل و دارای خانواده هستند 7 زن دچار اعتیاد می شوند.»

آری این است سرنوشت زنان ایرانی و مسلمان که ظاهرا رکن اصلی خانواده ها هستند! به جای رساندن زن به حق و حقوقش آن را به منجلاب فساد و تباهی می کشانند و هیچ کس هم نیست به دادشان برسد آن وقت می خواهیم ما مردان در شهوترانی هایمان از آنها سبقه بگیریم تا حق خود را کسب کنیم! و با اینکه سبقه داریم و آزادتر هستیم باز هم می خواهیم زنان بیشتری را در اختیار شهوت خود قرار دهیم! وبه اقرار همان مدیر کل حتی بخاطر اینکه خیلی از مردان راحت تر به اهدافشان برسند همسرانشان را نیز قربانی مطامع خود می کنند و آنان را معتاد می سازند. آری در دنیای کنونی ما که بردگی و زنده بگور کردن زنان به شیوه نوینی تبدیل گردیده است و رشد بی سر و صدایی داشته است باز این مردانند که حقوق بیشتری را طلب می کنند و باز این زنانند که فاقد هر گونه قدرت و حق و حقوق هستند؟! ظاهرا ثابت شده که: هرچی سنگه پیش پای لنگه !

پس زنان را دریابید و بپرسید اگر زنان در تمامی شرایط و امکانات و آزادی های فردی و اجتماعی با مردان برابر باشند آیا توان و شایستگی شان باز هم از مردان کمتر خواهد بود؟ اگر اجازه رشد مثبت به آنان داده شود آیا نمی توانند رئیس جمهور یک مملکت باشند؟ وقتی منصب های کلیدی یک مملکت را قانونا در انحصار مردان قرار می دهند و رسما قانون می گوید، رئیس جمهور باید مرد باشد ، چگونه توقع هست زنان رشد کنند و تجربه مدیریتی کسب کنند؟ چرا میدان را در اختیار زنان قرار نمی دهند تا توان و قدرت مدیریتی آنان محک زده شود؟ و صدها سوال و اما و اگرهای دیگر...

این چه منطقی است که زنان باید پاسخگوی شهوترانی های بی حد و اندازه مردان باشند و قربانی مطامع شهوانی آنها؟ اگر همانطور است که آقای خداداد اذعان داشته اند و زنان هر 10 روز یکبار نیاز شهوانی پیدا می کنند این کجای عدالت است که مردان یکسویه و هر روز از زنان لذت ببرند و زنها شاید فقط هر 10 روز یکبار؟( البته این بحث را که زن یا مرد کدامیک قدرت شهوانی بیشتری دارند باید به کارشناسان که در مورد سکس و شهوت تحقیقات داشته اند سپرد) اما به اندازه فهم و درک خود ، معتقدم می باید به کیفیت شهوت توجه داشت نه تعدد شهوت و زوجات ، اگر تعدد و کمیت ملاک باشد، شاید هیچ موجودی به گنجشک که عمر کوتاهی دارد در تعدد آمیزش نرسد!

باید اذعان داشت تعدد شهوت چیز مطلوبی نیست اگر چه شهوت جنسی از نوع کیفیت انسانی اش به قول آقای خداداد عزیز مطلوب و نعمت است.

---------------------------------------------------------------------پاورقی

*در رادیو فردا گزارشی آمده که حاکی از آن است که: جوانان آمریکایی نسبت به رابطه جنسی محافظه کار ترشده اند واشاره به مقاله آقای دیوید بروکس در نیویورک تایمز دارد که بسیار جالب وخواندنی است .آقاي ديويد بروکس ميافزايد آمار حاملگي نوجوانان زير 18 سال در 15 سال گذشته يک سوم کاهش يافته است، و همچنين سقط جنين نوجوانان هم به همان اندازه کاهش يافته است. دختران زير 18 سال 33 درصد کمتر از سابق، بچهدار ميشوند، و چنانکه آمار نشان ميدهد، نوجوانان آمريکا براي تجربه جنسي، سالهاي بيشتري صبر ميکنند. درصد نوجوانان 15 سالهاي که تجربه جنسي داشتهاند، به طرز قابل ملاحظهاي پائين آمده است و سقوط اين رقم در ميان نوجوانان 13 ساله، قابل ملاحظهتر است.

علاوه بر اين، از شمار شرکای جنسی نوجوانان هم کم شده است. دانشآموزان دبيرستاني که در نظرسنجيها گفتند حداقل با چهار شخص مختلف تجربه جنسي داشتهاند، 25 درصد پائين آمده است. علاوه بر اين، 50 درصد از دانشآموزان پسر دبيرستانها خود را «باکره» معرفي کردند، 20 درصد بيشتر از 15 سال پيش، که فقط3۹ درصد خود را باکره معرفي کرده بودند.

ديويد بروکس در مقاله خود در نيويورک تايمز ميافزايد طرز برخورد نوجوانان آمريکا نسبت به سکس، عليرغم وفور اشارههاي صريح جنسي در رسانههاي گروهي سرگرمکننده، نسبت به گذشته محافظهکارتر شده است. شمار نوجواناني که رابطه سکسي آزادانه و بدون عشق جدي را غلط ميدانند، بيشتر شده است و شمار آنها که باور دارند تا رسيدن به سنين بزرگسالي بايد از سکس پرهيز کنند، بيشتر شده است.

وقتي به زندگي نوجوانان آمريکا نگاه کنيد، روند دوگانه و متضادي را مشاهده ميکنيد: در ظاهر وقاحت جنسي و در باطن، پرهيزکاري. بروکس ميافزايد: به عبارت ديگر، فرهنگ عامه، يا pop culture ممکن است در آمريکا آشغال باشد، اما بافت اجتماعي در آمريکا به طرزي حيرتانگيزي به تعمير و بهبود خود مشغول است...

وحال در ممالک اسلامی و جهان سومی چگونه است آیا عکس جامعه آمریکایی بر آنها صادق نیست ؟! علماء ودلسوزان دینی به فکر چاره باشند «باید چشمها را شست » وتا دیر نشده از تحجر و عقب ماندگی دوری جست.

[پيوند اين پست] نوشته شده در  دوشنبه پنجم اردیبهشت 1384ساعت 2:46 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

يك مقام وزارت اطلاعات: مشاركت بالاي مردم در انتخابات، معادلات آمريكا را برهم ميزند‌، 

 قائم مقام معاون سياسي فرهنگي وزارت اطلاعات اضافه‌كرد: برگزاري انتخابات سالم و بامشاركت بالا تاثير بسياري در پروژه‌هاي بين‌المللي ايران از جمله مسائل هسته‌اي دارد. ايرنا، سمنان ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۴/۰۱/۲۵ 

دو جمله فوق را قائم مقام معاون سياسي فرهنگي وزارت اطلاعات اذعان داشته  ومشابهه آنرا اين روزها از مسئولان ديگر كشور زياد ميشنويم . از اين جهت كه وزارت اطلاعات ومسئولين متوجه نقطه حساس و شرايط داخلي و بين المللي ايران شده اند جاي خوشحالي دارد  مشروط برآنكه واقعا كاري كنند كه ديگر مردم نا محرم ودر حاشيه به حساب نيايند وسعي بر رفع موانع حضور مردم در انتخابات كنند .

اما خطر عدم برگزاري انتخابات سالم آنقدر محرز شده كه حتي مسئولان امنيتي هم دادشان درآمده است؟  چرا؟

تحقيقا دوعامل مهم  تاكنون باعث نا اميدي ودل زدگي مردم در مشاركتهاي عمومي و عدم تعامل با حكومت  شده است كه عبارت است از:

1- عملكرد بد مسئولان و نهادهاي حكومتي: وقتي شخصيتي چون جنتي كه در جايگاه رسمي يك قاضي و كار قضاوت نيست ، پشت تريبون نماز جمعه پيشداوري ميكند و نسبت به پرونده هايي كه در مراحل تحقيقاتي قرار دارند حكم اعدام صادر ميكند و به دادگاهها خط و نشان ميدهد تا چه حكمي صادر كنند آنهم از نوع اعدام (صدور حكم قبل از رسيدگي) !؟ ومردم به جهت مطالبات به حقشان تهديد به مرگ ميشوند چگونه ميشود ازآنها توقع داشت اين تحركات و تحريكات كه آزاديشان را به خطر مي اندازد را  ناديده بگيرند ؟ و هر بار مسئولين آنها را براي سياهه لشكري خواستند ، بريزند بيرون و خيابانها را پر كنند