آیت ا...منتظری:روزی احمد خمینی به من گفت:آقایان محسن رضایی و ظهیرنژاد نزد آقای خمینی(ره) آمدند، آقای خمینی(ره) از آنان پرسید چه خبر از جبهه ها؟
محسن رضایی گفت: بحمدالله سربازان به نیروی ایمان جنگ میکنند و دشمن را شکست میدهند...
در همین موقع آقای ظهیرنژاد که از فرمانده هان عالی رتبه ارتش بود گفت:
والله منهم مسلمان و مسلمانزاده ام نه یهودیم،نه مسیحی ام و نه زرتشتی امّا می دانم دست خالی نمی شود جنگید، در برابر 30 تا تانک 30 تا تانک نیاز است...
آیت ا... منتظری در توضیح عمل افراط و تفریط گفت: در مسایل سیاسی و اقتصادی بعضی افراد جرات ندارند و می ترسند و برخی بی خودی خیلی تند می روند ...
... آنهایی که روزی جرات نداشتند حتی اعلامیه ای را امضاء کنند(زمان شاه)امروز از ما هم انقلابی تر شده اند!!!؟؟؟
محسن رضایی گفت: بحمدالله سربازان به نیروی ایمان جنگ میکنند و دشمن را شکست میدهند...
در همین موقع آقای ظهیرنژاد که از فرمانده هان عالی رتبه ارتش بود گفت:
والله منهم مسلمان و مسلمانزاده ام نه یهودیم،نه مسیحی ام و نه زرتشتی امّا می دانم دست خالی نمی شود جنگید، در برابر 30 تا تانک 30 تا تانک نیاز است...
آیت ا... منتظری در توضیح عمل افراط و تفریط گفت: در مسایل سیاسی و اقتصادی بعضی افراد جرات ندارند و می ترسند و برخی بی خودی خیلی تند می روند ...
... آنهایی که روزی جرات نداشتند حتی اعلامیه ای را امضاء کنند(زمان شاه)امروز از ما هم انقلابی تر شده اند!!!؟؟؟
(چهارشنبه شب -۲۱/۹/۱۳۸۶-درس اخلاق جامع السعادات)
[پيوند اين پست] نوشته شده در جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 2:43 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور
|


آیت الله العظمی منتظری در درس جامع السعادات یک خاطره شیرین و پند آموز از خود و مرحوم پدرش گفت. بفکر افتادم تا ضمن درج این خاطره،چنانچه خاطره یا نکته پند آموزی در مباحث بعدی بیان کردند در پایان هر جلسه درس،آنرا بنویسم و در معرض دید همگان قرار دهم تا علاقمندان به ایشان نیز بهره مند گردند البته امیدوارم که ایشان هم راضی باشند.