به مناسب نزديكي 17دي ماه سالروز جهان پهلوان غلامرضا تختي دوستم سري به ابن بابويه درشهر ري زده بود تاهم دسته گلي برسرمزار اين پهلوان برخاسته ازميان ايرانيان پاكباز گذاشته باشد وهم گلابي بريزد وهم فاتحه اي بخواند .وهم اداي احترامي به اين پهلوان ايراني كرده باشد.
وقتي به مقبره تختي رفته بود . بسيار غريب وبي كس يافته بود .سنگ مزار ومقبره او همانطور كه سي سال پيش بود، هست .آن پهلوان ما درعكس ها ودرمقبره اش زنده نبود. به ذهنم ميزد ، چرا اين پهلوان نامي ايران اين چنين درغربت است ومزارش برجسته نيست .بوي غريبي وبي كسي ازمزارش مي آيد چرا او كه عليه ستم شاهي بود چرا غريب وبي كس است؟آيا ورزشكار ومردمي نبود؟
آيا برعليه نظام حاكم نبود؟آيا غير ازاين است كه به زور و زر حاكم تن نداد؟ وعافيتجو وزندگي طلب نبود ؟آيا غير ازاين است كه دراوج مجبوبيت وزيبايي وجواني فريب رژيم حاكم رانخورد؟آيا غير ازاين است که او ورزشكاری محبوب ومردمي بود؟
آيا غير ازاين است كه براي جوانهاي ما بايد سرمشق ونمونه باشد ؟
او ورزشكار توده هاي جنوب تهران بود.او فرزند و زاده خلق بود/ فرزندي برومند وآگاه/برعهد خلق اش استوار بود و هرگز زرق وبرق زندگي اورا نفريفت.
او نه ونه به هر ظلم و ستم را انتخاب كرده بود/اوعاشق مردم اش بود
او فرزند مردم زحمتكش تهران بود آنان كه نامي ونشاني ندارند.
آيا ورزشكاري وعياري رسم ايرانيان نبود ؟چرا عياري وجوانمردي فراموش شده است ؟چرا رسوم ايرانيان چنين شده است ؟ اي خلق تورا چه شده است ؟كه اين چنين خزان برتودميده است؟كه پهلوان خود را نيز فراموش كرده اي؟جز اين است كه ظالمان عرصه را برتو تنگ كرده اند ؟جز اين است كه هر روز با ديدن سرها به داربرخود لرزيده اي؟
ولي چه با ك ،كه مارا ازدشنه ودشمن ترسي نيست ؟
يادش را گرامي مي داريم تانورش بردلهايمان بتابد .زيرا كه
ماكاروان نوريم ،درشام اين زمانه
تاتيرگي بميرد ،درفجر جاودانه
برما هزار دوران ،فصل خزان وزان شد
ما دربهار خويشيم با نغمه وترانه
روديم وپرخروشيم ،كوهيم ولاله پوشيم
توفان خشم خلقيم ،توفنده وروانه
مطلب فوق توسط مهناز پويا برای پژواک خاموش ایمیل شده است.