تبليغاتX
نا اميدي بريدن انسان از خداوند،موفقيت و پيشرفت است. /باز بايد سرنوشت از سر نوشت

(بخش نخست) *مقاله ذیل توسط امیر سپهربرای پژواک خاموش ارسال شده است.این مطلب انتقادی به اپوزیسیون و نحوه مبارزات آن است که با مختصر تغییرات و حذف کلمات غیر ضروری صرفا جهت اطلاع رسانی به عنوان انتقادی  جدی که با ید در اینباره بسیار قلم زنی شود ارائه میگردد *
امير سپهر
سال دوهزار و پنج ميلادی هم به پايان رسيد. يک سال ديگربه عمر تيره  دوران سراسر تاريخ ملت و کشورمان افزوده گرديد، بی اينکه هنوز هم بتوان پايانی را برای اين دوران نکبت و تباهی متصور بود. (....) در اين بيست و هفت ساله استقرار جمهوری اسلامی جهان از بيخ و بن دگرگون گشت. اما بجای اينکه ما(؟) با مبارزات خود به آزادی نزديک شده باشيم سال بسال دستيابی به نظامی دموکراتيک برايمان رويايی تر و دور از دسترس تر شد. چه که(جمهوری اسلامی) نه تنها تضعيف نشد که سال بسال هم پايه های خود را محکم تر کرد

ادامه مطلب را در اينجا بخوانبد
[پيوند اين پست] نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 1:26 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

مرحوم غلامرضا تختيبه مناسب نزديكي 17دي ماه  سالروز جهان پهلوان غلامرضا تختي دوستم سري به ابن بابويه درشهر ري زده بود تاهم  دسته گلي  برسرمزار اين پهلوان برخاسته ازميان ايرانيان پاكباز گذاشته باشد وهم گلابي بريزد وهم فاتحه اي بخواند .وهم اداي احترامي به اين پهلوان ايراني كرده باشد.

وقتي به مقبره تختي رفته بود . بسيار غريب وبي كس يافته بود .سنگ مزار ومقبره او همانطور كه سي سال پيش بود، هست .آن پهلوان ما درعكس ها  ودرمقبره اش زنده نبود. به ذهنم ميزد ، چرا اين پهلوان نامي ايران اين چنين درغربت است ومزارش برجسته نيست .بوي غريبي وبي كسي ازمزارش مي آيد چرا او كه عليه ستم شاهي بود چرا غريب وبي كس است؟آيا ورزشكار ومردمي نبود؟

آيا برعليه نظام حاكم نبود؟آيا غير ازاين است كه به زور و زر  حاكم تن نداد؟ وعافيتجو وزندگي طلب نبود ؟آيا غير ازاين است كه دراوج مجبوبيت وزيبايي وجواني فريب رژيم حاكم رانخورد؟آيا غير ازاين است که او ورزشكاری محبوب ومردمي بود؟

آيا غير ازاين است كه براي جوانهاي ما بايد سرمشق ونمونه باشد ؟ 

او ورزشكار توده هاي جنوب تهران بود.او فرزند و زاده خلق بود/ فرزندي برومند وآگاه/برعهد خلق اش استوار بود و هرگز زرق وبرق زندگي اورا نفريفت.

او نه ونه به هر ظلم و ستم را انتخاب كرده بود/اوعاشق مردم اش بود

او فرزند مردم زحمتكش تهران بود آنان كه نامي ونشاني ندارند.

آيا ورزشكاري وعياري رسم ايرانيان نبود ؟چرا عياري وجوانمردي فراموش شده است  ؟چرا رسوم ايرانيان چنين شده است ؟ اي خلق تورا  چه شده است ؟كه اين چنين خزان برتودميده است؟كه پهلوان خود را نيز فراموش كرده اي؟جز اين است كه ظالمان عرصه را برتو تنگ كرده اند ؟جز اين است كه هر روز با ديدن سرها به داربرخود لرزيده اي؟

ولي چه با ك ،كه مارا ازدشنه ودشمن ترسي نيست ؟

يادش را گرامي مي داريم تانورش بردلهايمان بتابد .زيرا كه

ماكاروان نوريم  ،درشام اين زمانه

تاتيرگي بميرد ،درفجر جاودانه

برما هزار دوران ،فصل خزان وزان شد

ما دربهار خويشيم با نغمه وترانه

روديم وپرخروشيم ،كوهيم ولاله پوشيم

توفان خشم خلقيم ،توفنده وروانه  

مطلب فوق توسط مهناز پويا برای پژواک خاموش ایمیل شده است. 

[پيوند اين پست] نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 0:32 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

البته نیامدم که بنویسم فقط برای ادای احترام به حضرت مسیح و هموطنان خوب مسیحیم بود برای همه آنان آرزوی موفقیت و صلح و شادی آرزومندم.
[پيوند اين پست] نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 1:47 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  |