تبليغاتX
نا اميدي بريدن انسان از خداوند،موفقيت و پيشرفت است. /باز بايد سرنوشت از سر نوشت

اخیرا سید محمد خاتمی رئیس جمهور قبلی ایران از ظهور طالبانیسم گفته و هشدار داده است!

سخن ایشان مرا به فکر فرو برد و سپس تعجبم را برانگیخت.

1- دلیل این تعجب هم این پرسشهای  بوجود آمده  در ذهنم است : آیا خاتمی تا کنون خواب بوده  وتا حالا از وجود طالبانیسم در کشورمان بی خبربوده  است که اکنون از ظهورش اعلام خطر میکند؟!

جواب منفی است. خاتمی خود به خوبی میداند که در گذشته این طالبانیسمها بطور مستمر وجود داشته اند منتها با عناوین مختلف: خوارج ، ناکثین و... و حتی میداند که  در زمان رهبری آقای روح اله خمینی هم ایشان به خطر طالبانیسمها بارها هشدار داده بود، البته با واژه های متحجرین، روحانیون متهتک  و... وقطعا آقای خاتمی هم این هشدارها را بیاد دارد . علاوه بر این خود نیز در طول ریاست جمهوری اش از نیش زهرآگین این تفکرمتنفذ در حکومت  در امان نبوده است و خود اعتراف داشته که هر9 روز یکبار با بحرانهایی  که از سوی آن جریان برای دولت تحت امرش ایجاد میگشت، مواجه بوده است. و سایه به سایه، او و اصلاح طلبان را تهدید میکرده. لذا جای تعجب است که ایشان بعد ازپایان  ریاست جمهوریش تازه از ظهور طالبانیسم درقدرت حاکم بر ایران سخن به میان میآورد!

2- تعجب بیشتر اینکه با وجود آگاهی از ظهور طالبانیسم در گذشته، از ظهور و قدرتمند شدن منگولیسم سخنی به میان نمی آورد در حالی که پدیده جدید در تحولات منفی کشور ما قدرتمند شدن جریان وتفکرمنگولیسمهاست نه متحجران و طالبانیسمها که همیشه بوده اند؟! چیزی که جناب آقای کروبی در کنگره پایانی مسئولان و معاونان  ستادهای انتخاباتیش(پایان مرحله اول انتخابات ریاست جمهوری 1384) در تهران به ظهور آن اشاره کرد.

  آری منگولیسم درکشور ظهور کرده و همچون اختاپوسی، یکی پس از دیگری در حال در دست گرفتن ارکان قرت در ایران است.

کاش خاتمی و امثال وی  به جای صرفا هشدار دادن، راه حل نشان میدادند و برای رهایی کشور و ملت از دست متحجران طالبانی و جریان نو ظهور منگولها واقعیتها را میگفتند و اینکه چه کار باید کرد؟ و چه پیشنهاد و برنامه ای دارند؟

[پيوند اين پست] نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم مرداد 1384ساعت 6:42 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

ayatollah saneiآیت الله صانعی از مراجع تقلید حوزه علمیه قم که هر چند وقت با ارایه نظراتی نو و غیر مشهور در بین علما جنجال برانگیز میشود اینبار نیز در پاسخ به استفتائی تاکید بر تعطیلی اجرای حدود نظیر زنا. لواط و سرقت شده است و البته بجای حدود خواستار اجرای احکام تعزیری و حکومتی شده است . وی مرقوم داشته :به فتواى علماى فاضل و محققى همانند ميرزاى قمى در كتاب گران سنگ جامع الشتات(جامع الشتات، جلد دوم، صفحه 713 و 731) عمل نمود كه معتقد است، اجراى حدود در زمان غيبت محل تأمل و توقف است و بايد به جاى آنها تعزير نمود (چنانكه در قست الف گذشت) و دوّم اينكه به نظر اينجانب طرق اثبات حد به دو امر منحصر است، راه اوّل; اقرارى كه ناشى از وجدان دينى مجرم باشد كه چهار مرتبه آن در بعضى از حدود دو مرتبه در برخى ديگر لازم است. راه دوم: چهار شاهد عادل در باب زنا و توابعش برؤيته و آن هم كالميل في المكحلة و يا دو شاهد عادل در بقيّه موارد و معلوم است كه اقرار و يا شهادت چهار شاهد عادل به تحقّق، بسيار مشكل بلكه در اين زمان عادتاً غير ممكن است. حتّى شهادت دو شاهد عادل نيز بر جرمى مانند سرقت با توجه احوال جامعه ونيرنگهاى سارقان تناسبى ندارد بعلاوه كه در سرقت موجب حد، شرايطى وجود دارد كه تحقق همه آنها، بعيد به نظر مى رسد. نتيجتاً راه اثبات حدود به نظر اين جانب تبعاً لغير واحد من الفقهاء منحصر در اين دو طريق بوده و امارات و شواهد نمى تواند موجب حدّ شود. آرى مى تواند موجب تعزير برگناهان و مقدّمات حدود گردد چرا كه در مقدّمات قرائن و شواهد حجّت است .
ج - قصاص:.... متن کامل را در سایت آیت الله صانعی و در اینجا بخوانید.

و در همین رابطه به وب حامد متقی(طنین سکوت ) مراجعه شود.

نظرات پیرامون مطلب فوق:

۱- شیرین

سلام
چقدر این آیت الله ها سخت حرف می زنن. اینقدر عربی توش داشت که من آخرش نفهمیدم چی شد.
موفق باشید.

۲- صادق

سلام
حاجی برای حامد هم نوشتم ایکاش نظر بقیه هم جمع اوری میشد و نوشته میشد

 
جواب:سلام آقا صادق و نیز شیرین خانم
باید عرض کنم که نظر مابقی علما تغریبا مشابه است و بر خلاف نظر آقای صانعی در عصر غیبت حدود و قصاص و مجازات شرعی با اعمال شرایط مثل 4بار اعتراف یا شهادت چهار نفر مرد و یا 8نفر زن در زنا و2 نفر در سرقت و... اعمال و لازم الاجراست اما آقای صانعی با استعانت از نظر فقهی میرزای قمی در عصر غیبت توقف حکم شرعی در موارد ذکر شده را مجاز و اعمال تعزیرات حکومتی میداند.
  
۳- ساینا

سلام دوست عزیز ....... آه ..... خانه از پایبست ویران است ......

 

۴- رها

سلام حاج آقا. خسته نباشی. راستش دلم میخواد این احکام و سایر نظرات فقهی یه کمی ساده تر نوشته میشد تا هرکسی شیر فهم میشد که موضوع ازچه قراره . والله صادق در وبلاگ قهوه خانه مطلبی نوشته بود که از یک داستان واقعی سرچشمه میگرفت. وقتی اونو خووندم و بعد به وبلاگ شما اومدم این سوال برام پیش اومد اگه اون آدمی که صادق صحبتش رو میکرد به راه خلاف کشیده بشه چه کسی باید مجازات بشه ؟ خودش ؟ جامعه ؟ سرطان ؟ فقر ؟ راستی اینجا کی باید مجازات بشه؟ اگه کسی ازسر استیصال و بدبختی و واسه پرکردن شکم بچه هاش دست به خلافی بزنه ، چه کسی مقصره ؟ یعنی باید مصیبت و بدبختی و هزار جور تهمت ناروا بشنوه دست آخرهم خودش مجازات بشه؟ نقش جامعه و حکومت در این میان چیه ؟ اونا نباید مجازات بشن که این همه اختلاف طبقاتی در جامعه وجود داره ؟
حرف بسیاره حاج آقا ... دل آدم میسوزه وقتی بعضی چیزارو می بینه . چه باید کرد؟
چه باید گفت ؟ من یکی نمیدونم . امیدوارم موفق باشید.

 

------------------------------------------------------------------------------

۵- دانشجو

سلام سید جان
روز پدر رو به شما وپدرهای دنیا تبریک میگم.مخصوصا بابای خودم که خیلی دوستش دارم.ولادت امیرمومنان رو هم به همه تبریک میگم.
راستی رسیدن بخیر.چندروزی بود نبودید.
مجددا آیت الله صانعی وفتاوای به روز.
نمیدونم این به اصطلاح علما و مراجعی که اینهم هم میگن ما ال هستیم و بل هستیم چرا نمیان اسلام بروز رو به مردم و جهانیان عرضه کنند؟!!!
فقط با گفتن اینکه :{خلاف اجماع نمیتوان فتوا داد چون آنها به عصرمعصومین نزدیکتر بودندو...} در مسائل مهم فقهی سکوت میکنند ومتوقف میشوند.
عده ی کثیری هم که از علمای درباری هستند.
راستی روزنامه ی ایران گفته بود که اکبر گنجی -آزادمرد ایرانی- اعتصاب غذای خودش رو شکسته.آیا این خبر صحت داره؟

چه دردیست درمیان جمع بودن ولی درگوشه ای تنها نشستن
برای دیگـــران چــون کـــوه بودن ولی درچشم خودآرام شکستن
به من هردم نوای دل زند بانـگ چه خوش باشدازاین غمخانه رستن..
ممنون از لطفتون
دانشجو

[پيوند اين پست] نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384ساعت 4:45 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

 نپذيرفتن پيشنهاد محمود احمدی نژاد توسط ميرحسين موسوی همزمان با تصميم جبهه مشارکت به خروج کامل اعضايش از سمت های حساس دولتی، ساير گروه های هجده گانه جبهه دوم خرداد را هم به تصميم گيری در اين زمينه دعوت کرده است. خبرها نشان می دهد که ميرحسين موسوی که در دوران هشت ساله دولت خاتمی با عنوان مشاور عالی رييس جمهور اتاق و دفتری در مجموعه دولت داشت و گاه درباره مسائل مهم و حساس نظر وی پرسيده می شد، در پاسخ استفسار محمود احمدی نژاد از قبول همان سمت در دولت جديد عذرخواهی کرده است. ادامه مطلب

[پيوند اين پست] نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مرداد 1384ساعت 2:29 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

و روزی بنام خبر نگار ... انتخاب یک روز برای خبر نگاران در شرایط و زمانه ای که این قشر کمترین امنیت شغلی را در عین دادن بیشترین هزینه ها دارند باز هم غنیمت است .این روز اما  روز زهرا کاظمی / روز اکبر گنجی و روز خیلی های دیگر نیز هست که شاید حاکمیت رسمی تمایلی به بودن حتی نام آنها نداشته باشد.روز خبرنگار بهانه ایست برای یاد آوری نام بزرگ مرد مطبوعات ایران و شهید راه قلم حسین فاطمی که تفاوت روزنامه نویسی با روزی نامه نویسی را برای آیندگان خود به یادگار نهاد!؟در خصوص حسین فاطمی مطلب کتاب و مقاله فراوان است اما یکی از بهترین آنها مصاحبه ایست که یکی از سایت های آزادی خواه با آقای حسین شاه حسینی انجام داده ودر سایت آقای میثمی قابل رویت است ...متن کامل در وب آقای خدادادیان از مسجد سلیمان

تفتیش منزل گنجی و ضبط وسایل شخصی او و همسرش . مصاحبه رادیو فردا با معصومه شفیعی.کلیک کنید

[پيوند اين پست] نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مرداد 1384ساعت 4:26 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

*چرا بار دیگر  ترور آغاز شد؟

علت ترور قاضی احمدی مقدس چند احتمال دارد:

1- جناحی که به دنبال یک دست کردن حاکمیت هستند این ترور را صورت داده اند تا با ایجاد نا امنی در جامعه بهانه ای برای سرکوب جمهوری خواهان در دست داشته  و همچنان بر خر مراد خویش برانند. به عبارتی از آب گل آلود ماهی بگیرند.

2- این ترور توسط فردی یا افراد سازمان نا یافته صورت گرفته است و علت وقوعش باز نشدن گره مشکلی به نام « اکبر گنجی در آستانه مرگ » و مسدود شدن راههای مسالمت آمیز برای پیش بردن خواسته ها است . به عبارتی نتیجه انسداد سیاسی و اجتماعی در جامعه آغاز فعالیتهای زیر زمینی است که خواه نا خواه به خشونت و خونریزی می انجامد.

3- دخالت دست گروهای مخالف خارج از کشور در این ترور که حکایت از آن دارد آنچنانکه مسولان ذیربط میگویند خیلی هم امنیت جامعه تحت کنترل آنان نیست و احتمال ترور و خشونتهای بیشتر هم میرود.

 

* به هرحال هرکدام از احتمالات فوق که در روزپایان کار دولت خاتمی و آغاز بکار دولت اسلامی احمدی نژاد صورت گرفته  حکایت از بازگشت وضعیت نامطلوب پیش از دوم خرداد1376 است که جامعه را دستخوش نا آرامیها، ناامنیها و ناگواریهای سیاسی- اجتماعی میکند و سرانجامش معلوم نیست چه خواهد شد!؟

خدا کند تا دیر نشده آنها که دل در گرو آرامش و آسایش مردم و کشور دارند و کاری مثبت از دستشان بر می آید هر چه سریعتر چاره ای بیاندیشند و از حرکات تند و نا بخردانه احتمالی در انتقام از ترور بعمل آمده جلوگیری بعمل آورند.

لینکهای مرتبط:

قاضی پرونده گنجی در پایتخت ایران ترور شد (بی بی سی)

معاون دادستان تهران مورد سوقصد قرار گرفت و جان باخت  (ایرانا)

ترور يك مقام قضائي به دست عوامل ناشناس(بازتاب)

[پيوند اين پست] نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مرداد 1384ساعت 7:0 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

اكبر گنجي 46 مين روز اعتصاب غذا - گويا نيوزبني آدم اعضاي يك پيكرند( از ویلاگ طنین سکوت - حامد متقی  )

كه در آفرينش ز يك گوهرند

چو عضوي به درد آورد روزگار

دگر عضوها را نماند قرار

تو كز محنت ديگران بي غمي

نشايد كه نامت نهند آدمي

(سعدي)

اين دو، سه روزه اخير افرادي كه نگران وضعيت اكبر گنجي بودند شايد اخبار برايشان به نحوي تلخ تر از 50 روز قبل از آن كه گنجي در اعتصاب غذا بود گذشت؛ صداي گريه معصومه شفيعي – همسر گنجي كه شايد به اندازه خود او نام آشنا باشد - را مي گويم كه از طريق راديوهاي فارسي زبان برون مرز در كل دنيا پخش شد، او كه مي گويد در اين سال ها و تا اين روزها روحيه خود را به خوبي حفظ كرده، تاب اختيار از كف مي دهد تا بلكه ديگراني كه معمولا گوششان ناشنواست بفهمند كه انگار اتفاقي افتاده و انگار يك گنجي هست كه جانش در خطر است

و چه بسا عده اي با گريه همسر گنجي گريه كرده اند كه مگر چه كار ديگري از دستشان بر مي آمده؟

در اين مدت؛ زمان اعتصاب گنجي را مي گويم، حركاتي كوچك و بزرگ شكل گرفت اما كمابيش سركوب شد؛ تجمع مقابل دانشگاه تهران، مراسم دعاي وبلاگ نويسان مقابل بيمارستان. تجمعاتي كه طبق گزارشات منابع خبري تعدادي محدود در آن شركت كردند و البته اين تجمعاتي بودند كه كوچكترين تبليغي روي آن صورت نگرفته بود و حتي اخبار كاملي نيز بعد از آن منتشر نشد!

***

اما چه بايد كرد؟

در شرايطي كه به عقيده بسياري به دليل عملكرد نامناسب اصلاح طلبان حكومتي و از آن مهمتر تحليل ها و اظهارات و تزريق روحيه ياس و نااميدي در پيش، زمان تبليغات و پس از انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري، بي رغبتي و دلزدگي خاصي در سطح جامعه و فعالان سياسي، اجتماعي حاكم شده، فراخوان براي برگزاري تجمعي اعتراض آميز براي آزادي گنجي قدري غيرعقلاني است، چرا كه با اين غولي كه از شرايط جديد سياسي در ايران ساخته شده گويا پس از دوران "سفيد" و بهشت گونه اي كه نه فشاري بود و نه فعالان سياسي و آزاديخواهان و آزاد انديشان هزينه اي مي پرداختند، وارد جهنم "سياهي" شده اند كه ديگر آزادي هاي هشت سال پيش وجود نداشته و از اين پس آزادي بيان، آزادي احزاب، آزادي مطبوعات، آزادي تجمعات و... را شاهد نخواهيم بود و از اين پس فعالان سياسي بايد هزينه هاي بسياري براي فعاليت هايشان بپردازند. اين گونه برداشت در جامعه شايد غلو آميز به نظر برسد اما به خوبي قابل مشاهده است كه مي توان گفت در پروسه اي كه اين تفكر به جامعه تزريق شد بخصوص پس از مرحله اول، اصلاح طلبان حكومتي آگاهانه يا ناآگاهانه نقش داشتند.

شكسته شدن اين فضا نياز به زمان دارد و نمي توان به سادگي توقع داشت كه تجمعاتي چند هزار نفري شكل بگيرد.

پس از اين اما نوبت به تجمعات كوچك تر مي رسد؛ تجمعاتي كه مي تواند بدليل ماهيت مذهبي آن آسيب پذيري كمتري داشته باشد؛ مراسم دعا و نيايش براي آزادي گنجي و ساير زندانيان. در شرايطي كه در پيش به آن اشاره شد و در فضاي ياس كنوني هر حركتي كه امكان سركوب و برخورد با آن وجود داشته باشد خود باعث تشديد اين ياس خواهد شد كه عاقلانه ترين روش در اين موارد انتخاب كم هزينه ترين راه مي باشد. اين نكته غير قابل انكار است كه با وجود دين گريزي بسيار در ساليان گذشته بدليل عملكرد بد دين مداران هنوز اعتقادات مذهبي در بين توده مردم به طور كامل رنگ نباخته است. برخورد و سركوب يك مراسم مذهبي و دعاخواني قطعا در نظر مردم ديندار قبيح و تنفر بر انگيز است. اين مراسم مي تواند چون مراسم دعا و نيايش كه مقابل خانه گنجي در شب گذشته برگزار شد، در محيطي عمومي باشد اما به دليل عدم استقبال بعضي شخصيت هاي فرهنگي سياسي و مطبوعاتي صاحب نام و خوش چهره كه هزينه برخورد با آنها را بالا مي برند، امكان برخورد با اين تجمعات  آسان است، اما زماني كه در يك محيط سربسته و حتي دربسته باشد احتمال چنداني براي برخورد با آن كم است چرا كه از نظر قانوني و مذهبي قصور و تخلفي صورت نگرفته است. اين تجمعات مي تواند از نفرات اندك شروع شود و به صدها نفر برسد.

فراموش نكنيم كه در زمان مبارزات براي پيروزي انقلاب، مساجد، تكيه ها، حسينيه ها، مراسم روضه و دعا خواني چه نقشي داشتند، مراسم ختم و دعا براي اسيران و شهيدان و سرانجام شاه سابق اين صدا را شنيد؛ اما اكنون كه حكومت ديني زمام امور در دست دارد آيا صداي دينداراني كه به خدا متوسل شده اند تا شهيدي به "شهيدان ايستاده بر سر عقيده" اضافه نشود را نمي شنود؟  اين را بايد امتحان كرد و پس از آن قضاوت.

جداي از اين گنجي خود انسان مومن و دينداري است، شيرزنش هم؛ دختركانش را نمي دانم كه پس از اين اتفاق ها چه فكر مي كنند اما هر چه فكر كنند حق دارند. خانواده گنجي نياز به روحيه دارد و چه نوع روحيه دادني بهتر از اين؟ كم هزينه و پر طنين؟

تنها مي ماند انعكاس اين مراسم ها. به نظر نمي رسد كه درج اين نوع مراسم مذهبي – سياسي براي روزنامه ها چندان پرهزينه باشد اما ساير رسانه ها از سايت هاي اينترنتي تا راديو مي توانند زمان و بخش كوچكي را به اين گونه مراسم ها اختصاص دهند تا هم به گوش حاكميت و هم به گوش خانواده گنجي برسد. و برپا كنندگان مراسم نيز مي توانند با ارسال ايميلي براي رسانه ها اطلاع رساني كنند.

نشستي و حركتي كه در هر زمان در هر مكان و با هر تعداد جمعيتي شكل مي گيرد آيا نياز به دفع وقت دارد؟ حركتي كه مي تواند از شهرهاي بزرگ تا كوچك و حتي روستا ها را نيز شامل شود. خانواده گنجي به همين حمايت نيز قانعند آيا آن را نيز با بحث هاي خود به بهاي از دست رفتن فرصت مي خواهيم دريغ كنيم؟

***

چند روزي بود كه مي خواستم در اين زمينه بنويسم اما بيشتر در فكر مطلبي بودم كه از همه زندانيان سياسي ياد كنم (كه البته نشد)، در اين مردادماه فكر شهدايي كه جان بر سر عقيده دادند مدتي است رهايم نمي كند و فكر در اين غوطه ور كه چه بايد كرد، انگار گنجي مي تواند آغازي باشد بر مرور دوباره آزادمردان، همه شهيدان بر سر عقيده، تا جماعت فسرده را رمقي بخشد. اما، همه انگيزه براي نگارش اين چند سطر (كه شايد حجتي بود) صحبت تلفني چند دقيقه اي بود با شيرزن آزاده اش كه به مدد لطف يكي از دوستان؛ مي گفت فقط دعا كنيد وضع گنجي بدتر از زندان است و اگر او را به زندان باز مي گرداندند وضعيت بهتري داشت. در اين وضعيت كه همواره نگرانيم...

مي گويد: من آدمم. انسانم. يك زنم. سنگ كه نيستم. ديگران در اين شرايط احساس ناراحتي و سردرگمي مي كنند اما من كه همسرش هستم هميشه روحيه ام را حفظ كرده ام و خودم را كنترل كرده ام. اما سنگ كه نيستم...

راستي چند نفر با گريه همسر گنجي حال او را درك كرده اند؟ اين كه يك همسر دارد ذره ذره جان مي دهد. يك انسان. يك روزنامه نگار؛ يك دگر انديش و يك گنجي؟

...مستی یا هشیار خوابی یا بیدار ؟

مستیم و هشیار شهیدای شهر

خوابیم و بیدار شهیدان شهر...

منبع: طنین سکوت حامد متقی

[پيوند اين پست] نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مرداد 1384ساعت 5:45 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

براساس آخرین شنیده ها حاکی است که مصباح یزدی و دکتر مجتبی تهرانی در دیداری با دکتر احمدی نژاد ایشان را مکلف نمودند تا تمامی استانداران سراسر کشور را از میان روحانیون بر گزیند تا در یکدست شدن حاکمیت هیچ شک و شبهه ای باقی نماند.
[پيوند اين پست] نوشته شده در  یکشنبه نهم مرداد 1384ساعت 1:43 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

خبرچینان نان نا مردی میخورند و نان نامردی را با خون آزادگان به کام خود میبلعند

[پيوند اين پست] نوشته شده در  یکشنبه نهم مرداد 1384ساعت 12:50 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

من دیشب آقای گنجی را دیدم ُحال گنجی خیلی وخیم است. من از همه مردم تقاضا میکنم ...از همه کسانی که میتوانند کمک کنند... خواهش میکنم در صحنه حضور پیدا کنند و به ما کمک کنند ... من نگران جان شوهرم هستم ...نگران اینکه چشماش باز است یا نه؟ نفس میکشه یا نه؟ قلبش میزنه یا نه؟ .... الآن مسایل سیاسی مطرح نیست الآن مسایل انسانی دخیل است ... الآن یکنفر داره با مرگ دست و پنجه نرم میکنه...من فقط میخواهم ۲ دقیقه دیگه گنجی رو ببینم (گریه) گنجی نباید به این راحتی بره . گنجی نباید بمیره. گنجی میتونه به دیگران کمک کنه.(گریه) من حاضرم بجای گنجی برم ولی او بمونه... من همیشه جلوی مردم روحیه ام را حفظ کردم ولی الآن که میبینم گنجی داره میره نمی توانم بی تفاوت باشم ...و گریه ...و گریه... ***

*خدایا این گریه ها کی سر میرسه ؟ خدایا آه مظلومان را بشنو و خانه ظالم را ویران کن خدایا...

عجیب است گنجی داره میمیره آنوقت دست روی دست...! یک انسان داره میمیره آنوقت سکوت و سکوت!!!! مردم- ایرانیها ! یک هموطن داره میمیره چرا کاری نمیکنید؟! مرگ یک هموطن آزادیخواه مرگ وطن است مرگ آزادی و استقلال است چرا فریاد بر نمی آورید؟ 

چرا جلوی بیمارستان میلاد تجمع نمی کنید ؟! چرا به داد مظلوم نمی رسید؟! گنجی بخاطر وطن بخاطر آزادی و به بخاطر ما داره میمیره چرا کاری نمی کنید؟ !پیشنهاد میدهم از همین الآن همه به بیمارستان میلاد بروید و تا گنجی را مداو و آزاد نکنند از بیمارستان دور نشوید زنده باد گنجی پایدار باد ایران.         

در این رابطه:

گنجی خود را بر بلندای بـام آزادی رسانده و نـدا سر می دهد که ....  (آزاده - آزادیخواهی)

ادامه تلاشها برای آزادی گنجی               

وکيل مدافع گنجی بازداشت شد                  یک قدم تا فاجعه (بهرام- پیشگامان ازادی )      

هراس ماموران دادستاني از رو در رو شدن با متقاضيان ملاقات با اکبر گنجي متن کامل

بازداشت یک خبرنگار به اتهام کسب خبر ازوضعیت اکبر گنجی سایت امروز

دستگاه قضایی ایران و شخص آیت الله شاهرودی مسئول حفظ جان و سلامتی گنجی است گزارشگران بدون مرز

اکبر گنجي،ابهام و عناد دستگاه قضايي ايران(گزارشگران بدون مرز)

سخنگوی قضايی:شاهرودی نمی تواندگنجی را آزاد کند(بازتاب)

[پيوند اين پست] نوشته شده در  جمعه هفتم مرداد 1384ساعت 6:1 بعد از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

مدتی است که گروهی در اهوازتوانسته اند با ادعایی غیر منطقی اطمینان بسیاری را بخود جلب کرده و  سرمایه هنگفتی از مردم را به جیب بزنند.

 آنان مدعی بودند که هرکس به هر میزان در طرح آنان سرمایه گذاری کند پس از یک ماه اصل سرمایه به اضافه  پنجاه درصد سود را باز میگردانند و یا هرکس مثلا چهار میلیون و پانصد هزار تومان پول میداد بعد از یک ماه یک اتومبیل پیکان با کارکرد صفر که بهایش در بازار حدود شش میلیون تومان است به وی میدادند .

این گروه که گفته میشود با شیخ نشین دبی مرتبط بودند چند ماهی با پول اولیه نه چندان زیادی که جمع آوری کردند  وعده های خود را عملی ساختند  و این سبب اطمینان بسیاری گردید به همین خاطر در مراحل بعدی برخی  افراد متمکن ، با پول خود که گاهی به دهها میلیون تومان میرسید در طرح مزبور سرمایه گذاری کردند و عده ای هم که رویای پولدار شدن را در سر میپروراندند و به دنبال یک پول زیاد و کم زحمت بودند هر سرمایه غیر نقدی نظیر خانه، زمین، ماشین و... که داشتند و بعضا تنها سرمایه شان بود را نقد کرده  و به امید پولدار شدن به افراد مذکور سپردند و متاسفانه ، تعداد این افراد فریب خورده نیز بسیار است. وسعت این فریب آنقدر زیاد بود که حتی از دیگر نقاط کشورمثل قم  نیز در این طرح شرکت داشتند .

اما چند روز پیش خبر رسید که تعدادی از آن افراد فریبنده  که قصد فرار به کشور عراق را داشتند روی مرز ایران وعراق دستگیر شده و در پی آن تعدادی دیگر در اهواز و برخی شهرهای جنوبی خوزستان دستگیر کردند  و حسابهای بانکی آنها نیز تا اطلاع ثانوی مسدود گردید.

الان دو سه روزی است که بخاطر همین دستگیریها در برخی مناطق عرب نشین اهواز در گیری شدید رخ داده  و برخی مغازه ها ، بازار کیان اهواز و تعدادی ماشین در خیابانها را به آتش کشیدند.

متاسفانه از این دست اتفاقات و فعالیتهای اقتصادی کاذب هر از گاه در کشور رخ میدهد . و سرمایه های خرد و درشت مردم به یغما میرود و بعد عده ای هم دستگیر و روانه زندان میشوند اما سرمایه مردم بر نمی گردد؟! و حکایت همچنان تکرار و تکرار میشودو این دوسوال نیز مدام بی پاسخ مانده است:

1- اگراینگونه فعالیتها قانونی است پس چرا بعد از مدتی از فعالیت آنان ممانعت میشود و عده ای را دستگیر و هیچکس هم پاسخگوی مردمی که دارو ندارشان را از دست داده اند نیست؟ 

2- واگر قانونی نیست پس چرا قبل از آنکه کلاهبرداری شود و مردم فریب بخورند جلوی اینگونه فعالیتهای کاذب را که در وسعت بسیار صورت میگیرد  نمی گیرند؟

امیدوارم توسط مسولان امر برنامه ای اتخاذ شود تا اینگونه فعالیتهای کاذب و فریبنده که به نظر نویسنده زاییده همان اقتصاد بیمار ایران است تکرار نگردد که البته به این زودیها بعید میدانم اتفاق مثبتی صورت بگیرد مگر آنکه شق القمر شود!

[پيوند اين پست] نوشته شده در  سه شنبه چهارم مرداد 1384ساعت 1:18 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

مرتضوی می خواهد گنجی عمل جراحی شود، ما می ترسيم ـ همسرگنجی     در حالی که دادستانی تهران با انتقال اکبر گنجی به بيمارستان ميلاد، اين بيمارستان را به محوطه ای نظامی تبديل کرده و از حضور کارکنان بيمارستان و بستگان گنجی جلوگيری می کند، اخبار و گزارش های ساختگی که توسط دادستانی به روزنامه های نزديک و همفکر داده می شود بر نگرانی ها افزوده است. يک پزشگ بيمارستان ميلاد که از افشای نام خود خودداری کرد در تماسی اعلام خطر کرد که هر نوع عمل جراحی برای اکبر گنجی خطرناک است در همين حال خانم معصومه شفيعی به "روز" گفت سعيد مرتضوی اصرار دارد که گنجی عمل جراجی شود و ما می ترسيم.

بالاگرفتن نگرانی درباره جان اکبر گنجی و نقشه هائی که برای وی تدارک ديده شده در زمانی مطرح می شود که نظر ناظران سياسی بين دفتر هاشمی شاهرودی و دستگاه تحت رياست محسنی اژه ای که در سال های گذشته به طور مستقيم دستور خود را از مقامات بالاتر گرفته است، بر سر آزادی اکبر گنجی اختلافات جدی بروز کرده است. در حالی که شاهرودی بعد از گفتگو با خاتمی در صدد بر آن برآمده که تا قبل از پايان دوره رياست چمهوری محمد خاتمی اکبر گنجی و زندانيان سياسی دوران اصلاحات آزاد شوند، محسنی اژه ای که فرامينش توسط سعيد مرتضوی به اجرا نزديک در می آيد با اين فکر به شدت مخالفت کرده و چنين عملی را باعث بی اعتبار شدن قضات و کسانی می دانند که در اين سال ها در بيش تر مواقع بدون رعايت مقررات قانونی فرامين مقامات بالا را به اجرا گذاشته اند.

مصاحبه با خانم گنجی

معصومه شفیعی همسر اکبر گنجی در گفت و گو با روز، از وخیم شدن احوالات اکبر گنجی و اصرار سعید مرتضوی بر عمل جراحی او سخن گفت. وی اظهار داشت: به گنجی گفته اند در مورد عمل به خانواده ات چیزی نگو. بعد از عمل آنها را درجریان بگذار. اکبر هم نپذیرفته و استدلال کرده است که اگر در حین عمل بلایی سر من آمد جواب خانواده ام را چه کسی می دهد. او همچنین به ماموران آقای مرتضوی گفته مرا به زندان برگردانید ، در آنجا احساس امنیت بیشتری می کردم.

خانم شفیعی سپس اظهار داشت: در واقع اکبر در اینجا با محدودیت های زندان به اضافه محدودیت های بیمارستان روبروست. او را در یک طبقه عملا حبس کرده اند و درحالیکه بیماران دیگر هر روز ملاقات دارند، برای وی فقط سه بار ملاقات در هفته با نزدیکان درجه اول و آن هم فقط دو ساعت پیش بینی شده است. امروز هم که اصلا اجازه ملاقات ندادند. ما در آنجا داد و بیداد زیادی کردیم، عاقبت گفتند به منزل بروید، آقای گنجی به خانه زنگ خواهد زد. ما هم به خانه برگشتیم. بعد از مدتی اکبر زنگ زد و باصدایی بسیار ضعیف گفت اصرار دارند مرا عمل کنند. من هم نپذیرفته ام و از امشب دیگر سرم هم قبول نمی کنم. اکبر همچنین گفت که اعتصاب غذایش ادامه داردواز آقایان خواسته است که هرچه زودتر او را به زندان برگردانند.

خانم شفیعی همچنین گفت: طرف صحبت ما در تمام مدت ماموران قاضی مرتضوی هستند و من نمی دانم پشت پرده چه خبر است، برای همین به شدت نگران و آشفته هستم. از آقای مرتضوی همه کاری برمی آید. برای همین خواسته ام به گروهی از پزشکان بدون مرز اجازه بدهند که از همسرم دیدن کنند، ولی آقایان اجازه نمی دهند. ما به این تیم پزشکی اعتماد نداریم، اینجا از زندان هم بدتر است.
همسر گنجی درباره وضع جسمی اکبر گنجی گفت: وزن اکبر به 52 کیلو رسیده و عملا دیگر نیروی حرف زدن ندارد،و با سرم زنده است، که آن را هم از دیشب دیگر قبول نمی کند. در چنین شرایطی من نمی دانم اصرار برای عمل جراحی روی کسی که 44 روز در اعتصاب غذا بوده و حتی میزان چربی بدنش در زندان بیمارستان کاهش هم یافته، برای چیست. اصلا او چطور می تواند بیهوشی و عمل جراحی را تحمل کند.من نگرانم و هیچ کاری هم از دستم بر نمی آید.

از طرف دیگر با توجه به مطالب روزنامه کیهان در ارتباط با نقشه" بعضی ها" برای کشتن گنجی و بهره برداری سیاسی و نسبت دادن این نقشه به خانم شیرین عبادی و "یکی از نزدیکان عبدی"، خانم شفیعی گفت: فکر می کنم می خواهند بلایی سر اکبر بیاورند و بیندازند گردن خانم عبادی و من. در حالیکه این حرف ها دروغ محض است و اکبر هم این حرف ها را تکذیب کرده ، ولی وقتی کیهان زمینه می چیند، باید مطمئن بود که دارند یک کاری می کنند.

پزشکان چه می گویند؟

پیش از این گفته شده بود که عمل جراحی گنجی نیاز به آماده سازی دارد، اما امروز یکی از پزشکان بیمارستان میلاد که نخواست نامش فاش شود، به" روز" گفت: آقای مرتضوی به تیم پزشکی بیمارستان میلاد دستور داده که هرچه زود تر گنجی را عمل کنند. پزشکان این بیمارستان نیز به دلایل پزشکی از این کار پرهیز دارند، زیرا کسی که بیش از 40 روز در اعتصاب غذا به سر برده مطلقا آمادگی پذیرش داروی بیهوشی را ندارد و بیهوش کردن وی به معنای ارتکاب قتل است. اما آقای مرتضوی گفته اگر پزشکان میلاد این کار را نکنند ، او یک تیم پزشکی از بیمارستان دیگری به آنجا خواهد آورد در همین ارتباط يکی از پزشکان بیمارستان میلاد نیز ضمن تایید شایعات گفت، داروی بیهوشی برای آقای گنجی مثل سم است. کبد و کلیه وی عملا از کار افتاده و قابلیت دفع داروی بیهوشی را ندارد، لذا ما به هیچ وجه مایل نیستیم به این فشار تن بدهیم. باید دید مسئولین بیمارستان در این ارتباط چه می کنند.

[پيوند اين پست] نوشته شده در  دوشنبه سوم مرداد 1384ساعت 2:6 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  | 

[پيوند اين پست] نوشته شده در  یکشنبه دوم مرداد 1384ساعت 0:11 قبل از ظهر  توسط احمدرضا احمدپور  |